هشت کوه، یک سفر حماسی دوستی و خودیابی که در کوههای آلپ ایتالیایی اتفاق میافتد، بیش از چهار دهه رابطه عمیق و پیچیده بین پیترو و برونو را دنبال میکند.
هشت کوه، یک سفر حماسی دوستی و خودیابی که در کوههای آلپ ایتالیایی اتفاق میافتد، بیش از چهار دهه رابطه عمیق و پیچیده بین پیترو و برونو را دنبال میکند.
«پیترو» (با بازی درخشان لوپو باربیرو) پسربچهای است که مادرش او را از خانهشان در تورین به روستای کوچک کوهستانی میبرد. در آنجا، در میان حدود دوازده سکنه، با «برونو» (کریستیانو ساسلا) دوست میشود؛ پسری که همراه عمویش که سازنده پنیر است زندگی میکند و راضیست راه او را ادامه دهد. پس از چند سفر، خانواده میهمان تصمیم میگیرند به برونو فرصتی برای تحصیل در...
«پیترو» (با بازی درخشان لوپو باربیرو) پسربچهای است که مادرش او را از خانهشان در تورین به روستای کوچک کوهستانی میبرد. در آنجا، در میان حدود دوازده سکنه، با «برونو» (کریستیانو ساسلا) دوست میشود؛ پسری که همراه عمویش که سازنده پنیر است زندگی میکند و راضیست راه او را ادامه دهد. پس از چند سفر، خانواده میهمان تصمیم میگیرند به برونو فرصتی برای تحصیل در شهر بدهند، اما وقتی آن فرصت به شکست میانجامد، این دو پسر نه تنها از هم فاصله میگیرند، بلکه پیترو از پدرش (فیلیپو تیمی) نیز دلخور میشود. فقط پس از مرگ پدر است که پیترو (حالا با بازی لوکا مارینلی) به کوه بازمیگردد، بار دیگر با برونو (الساندرو بورگی) روبهرو میشود و مطلع میشود پدرش برای او کلبهای فرسوده در بالای خط برف برجا گذاشته است. آن دو دست به بازسازی این ویرانه میزنند و همزمان دوستیشان را از نو کشف میکنند. آنچه پیش میآید داستانی کاملاً جذاب از دو مرد است که شباهتها و تفاوتهایشان را کنار میگذارند: یکی راضی به ادامه زندگی پیشینیانش و دیگری ناآرام و پراکندهفکر. کوه خطرناک تنها یکی از چالشهایی است که با افزایش سن و فرسودگی روحی پیشِ رو دارند. روایت همچنین نشان میدهد زندگی معیشتی—بهویژه بهصورت سنتی—چقدر میتواند سخت باشد و گاهی ناامیدی کاملاً محسوس است. با این حال لحظات ساده و آرام شادی هم در فیلم فراوان است. این فیلم افسردهکننده نیست؛ برعکس روشنگر و دلگرمکننده است و من از تماشای تقریباً دو و نیم ساعت آن لذت بردم. بازیها خوب، فیلمنامه باورپذیر و فیلمبرداری چشمنواز است: استفاده از پهپادها بهخوبی زیبایی و خشونت این محیط مسحورکننده را نشان میدهد. این فیلم درباره دوستی و یکپارچگی است—با همه نقصهایش—و هشدار میدهد که چگونه معیشت روستایی در صورت بیتوجهی و رها شدن از سوی جامعه، بهویژه ساکنان شهری که پشت پنجرههای دو جداره در امنیت نشستهاند، در معرض خطر قرار میگیرد. اثر تفکربرانگیز و پُر از شخصیت است—تماشای آن کاملاً ارزش دارد.
این فیلم مطالعهای شگفتانگیز و جاذب از رشد شخصی دو مرد و رابطهشان در طول چهل سال است. با وجود طولانی بودن، هرگز خستهکننده نیست. ضرباهنگ دقیقاً برای آشکار شدن نوع عشق عمیقی که انسانها ممکن است به یکدیگر داشته باشند، مناسب است.
«در بعضی زندگیها، کوههایی هستند که شاید هرگز به آنها بازنگردیم. در زندگیهایی مثل او و من، نمیتوانی به کوهی که در مرکز همهچیز و آغاز داستان خودت است بازگردی. و پرسه زدن در هشت کوه، تنها چیزی است که باقی میماند.»
پیشگفتار کتاب را خواندم و نوشتار پائولو کوگنتی شاعرانه و روان است. حیف که ابتدا کتاب را نخواندم؛ به هر حال در فرصتی آن را خواهم خواند. این نمونهای خوب از کتابی برنده جایزه است که به فیلمی برنده جایزه بدل شده است.
با در نظر گرفتن اهمیت دوستی در زندگیمان، کمی تعجبآور است که فیلمهای بیشتری به این موضوع اختصاص ندارند؛ شاید چون ساخت فیلمی واقعاً درگیرکننده درباره آن دشوار است. فیلمی حماسینما که میخواهد در چشماندازهای کوهستانی ایتالیا و نپال به موضوع دوستی مادامالعمر و خودشناسی بپردازد، ساختههای فلیکس ون گروینینگن و شارلوت واندِرمیرش تلاش کردهاند این مسائل را از خلال رابطه پیچیده دو دوست نوجوان (لوکا مارینلی، الساندرو بورگی) در طول چهار دهه بررسی کنند. متأسفانه فیلم میخواهد حوزه وسیعی را پوشش دهد و وضوح لازم برای آن را ندارد، بنابراین بخش زیادی از روایت پراکنده، سرگردان و در نهایت خستهکننده بهنظر میرسد. سازندگان تلاش میکنند این نقص محوری را با فیلمبرداری بصری خیرهکننده بپوشانند؛ تصویربرداریای که خود بهتنهایی آنقدر چشمگیر است که تقریباً ارزش تماشا را فراهم میآورد. با این حال بهدلیل فقدان تمرکز کلی، ریتم لاکپشتی و گنجاندن مطالب زائدی که میشد بهراحتی حذف شوند، تصاویر بهاندازهای که لازم است قادر به جبران فیلمنامهای نیستند که آنچنان که میپندارد عمیق نیست. علاوه بر این، شیمی میان دو نقش اصلی اغلب متقاعدکننده نیست و نامشخص است که ماهیت واقعی رابطه آنها چه باید باشد؛ همین باعث میشود باور اینکه آنها واقعاً دوستان خوبی هستند که کارگردانها ادعا میکنند دشوار شود (یا عجیب اینکه گاهی بهنظر میرسد شاید بیشتر از دوست باشند). در دفاع از فیلم باید گفت هرچه جلوتر میرود کمی بهتر میشود، اما حجم آشفتگی روایی پیشین باعث میشود شور و شوق چندانی برای دنبال کردن رویدادها باقی نماند. و باوجود پیام ظاهراً دلگرمکننده، این اثر بار سنگین غمی عمیق را با خود دارد که سازندگان سعی میکنند با حس نجیبنمایی اغراقشده آن را بپوشانند؛ چیزی که حتی اگر در سطح وسیع پذیرفته باشد، همدلی لازم را با مخاطب برنمیانگیزد. دوستی واقعاً موضوعی است که سزاوار توجه بیشتر در سینماست، اما این فیلم راه درستی برای پرداختن به آن نیست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران