چند صحنه در فیلم کمی تهدیدآمیز است، اما در کل واقعاً ضعیف است! ایدریس البا (نیت) همراه دخترانش مر (ایانا هالی) و نورا (لیا جفریز) به یک ذخیرهگاه حیاتوحش دورافتاده در آفریقا میرسد که دوستی به نام مارتین (شارلتو کوپلِی) ادارهاش میکند. خیلی زود متوجه میشویم وسایلی که با هواپیما آوردند فقط بخش کوچکی از بار سنگینی است که همراه خانواده بوده و ما سریعاً...
چند صحنه در فیلم کمی تهدیدآمیز است، اما در کل واقعاً ضعیف است! ایدریس البا (نیت) همراه دخترانش مر (ایانا هالی) و نورا (لیا جفریز) به یک ذخیرهگاه حیاتوحش دورافتاده در آفریقا میرسد که دوستی به نام مارتین (شارلتو کوپلِی) ادارهاش میکند. خیلی زود متوجه میشویم وسایلی که با هواپیما آوردند فقط بخش کوچکی از بار سنگینی است که همراه خانواده بوده و ما سریعاً در یک ملودرام ناپسند درباره همسر مرحوم او که به طرز تراژیکی فوت کرده غوطهور میشویم (امیدوارم قبل از دیدن این فیلم فوت کرده باشد). به هر حال آنها در یک تور راهنما هستند که میفهمند همهچیز خوب نیست — یک شیر سرکشی پس از آنکه گروهی از شکارچیان افتخاریاش را نابود کردهاند، به دنبال انتقام از انسانهاست. این شیر به راحتی شکار میکند و خیلی زود تصمیم میگیرد این مسافران را به غذا تبدیل کند — اما آیا آنها میتوانند تا رسیدن کمک زنده بمانند؟ البا در حفظ یک گویش آمریکایی غیرضروری و ناهماهنگ تلاش میکند، دو دختر واقعاً آزاردهندهاند و از همان ابتدا من کاملاً طرف شیر بودم. جالب (یا خوشبختانه برای روایت) اینکه این حیوان غولپیکر تقریباً بویی از خود ندارد، بنابراین نیت و همراهانش مرتباً با مرگ لببهلب میشوند به شکلی غیرواقعی. در مدرسهای قدیمی پناه میگیرند — در حالی که همه درها را باز میگذارند برای «افزایش محافظت»؛ با بیمبالاتی سوار و پیاده ماشین سفریشان میشوند و جز یک چاقوی جیبی اسلحهای ندارند. دیالوگها سادهاند — چون دائم تکرار میشوند: «حالت خوبه؟» «حالت خوبه؟» چند صحنه پایانی صرفاً مضحکاند — مرا یاد لذت کودکانهام از سریالهای قدیمی مثل Daktari انداخت؛ ترکیبی از شیر چشمچپکردهٔ دوستداشتنی و فیلمهای نیمهآموزشی دیزنی. حسن ماجرا این است که فیلم کوتاه است — تنها نود دقیقه — اما آنچه از اکشن هست اغلب زیر درام خانوادگی پیشپاافتاده و خستهکننده غرق میشود. بینهایت کار درخشانی نیست، متأسفم.
فیلم یکی از زیباترین و رضایتبخشترین آثار سال است. دوربین در بیشتر صحنهها بدون کات جابهجا میشود و شکوه سافاری آفریقا را به تصویر میکشد و تماشاگر را بهتر در تعاملات شخصیتها سرمایهگذاری میکند. جوِ درگیرکننده تنش و اضطراب عظیمی ایجاد میکند — سکانسهای شیر بسیار خشناند — و ایدریس البا یکی از احساسیترین بازیهای دوران کاریاش را ارائه میدهد. فیلم از فرمول معمول فیلمهای بقا پیروی میکند و نیاز به نوعی پذیرش غیرمنطقی دارد. نکتهٔ پایانی هم در مورد جلوههای بصری قانعکننده است. تماشاگران ناامید نخواهند شد.
امتیاز: B
جلوههای ضعیف و فیلمنامهٔ متوسط جلای چند لحظهٔ درخشان Beast را زیر سایه بردهاند. Beast عنوان نسبتاً خوبی در ژانر موجودات است؛ بازیگران خوب و فیلمبرداری غوطهورکنندهای دارد. متأسفانه جلوههای دیجیتال شیر حواس را پرت میکند و مانع از ایجاد کامل تنش میشود. فیلم در بهترین حالتش زمانی است که شخصیتها با هراس سعی میکنند شیر را قبل از حمله ببینند، اما خود حملهها طوری قابلزندهماندناند که نتیجه ناامیدکننده میشود. درام خانوادگی بیدلیل، دیالوگهای ضعیف و نبردهای غیرواقعی انسان در برابر شیر مانع شدهاند که Beast به اندازه فیلمهایی مثل Crawl یا Deep Blue Sea لذتبخش باشد.
نقطهٔ کلیدی فهم این فیلم شاید صحنهای است که یکی از شخصیتها پیراهن Jurassic Park به تن دارد؛ انگار سازندگان نیشخندی به تماشاگر میزنند و میخواهند بگویند آنچه میبینیم از سر شوخی است. چهطور میتوان فیلمی را توجیه کرد که قهرمانانش به آفریقای جنوبی میرسند و فوراً از گرما شکایت میکنند در حالی که همه پالتو و سویشرت به تن دارند؟ مهمتر اینکه چطور باید فیلمی را تفسیر کنیم که موضوعات شکار غیرقانونی (کسانی که شیرها را میکشند) و ضدشکار (کسانی که علیه شکارچیان میایستند) را مطرح میکند، اما آنتاگونیستش یک شیر آدمخوار است که بدون توجه به موضع افراد درباره شکار به آنها حمله میکند. این فیلم اسطورهٔ دیرینه را تقویت میکند که انگار شیرها همیشه به آدمها حمله میکنند (و در بحث شکار غیرقانونی هیچ کمکی نمیکند). نمیگویم شیرها نسخهٔ حیوانی قانون اول روباتیک را رعایت میکنند، اما در فیلمها بدنام میشوند، مثل کوسهها — و از این لحاظ Beast به Jaws: The Revenge نزدیکتر است تا Jaws. در واقع Beast حتی بدتر از Jaws: The Revenge است چون دومی حداقل از کوسهٔ مکانیکی استفاده کرده بود، در حالی که اولی شیر ضعیف CGI دارد. در مجموع، این فیلم آدم را مشتاق میکند به سادگی فیلمهایی مثل The Ghost and the Darkness که بیتظاهرانه داستانی سبک از همنوازی مردانه در شکار ارائه میداد (و هرچند با واقعیت ساختگی رفتار کرد، امتیازش آن بود که از شیرهای واقعی استفاده میکرد). اینجا قهرمان دو شیر دیگر را فریب میدهد تا شیر «بد» را از بین ببرند؛ هم تدبیری است که میتواند بازگردد و هم چندان سازگار با طبیعت نیست. به هر حال شاید این شیرها هم قانون دوم را رعایت میکنند: «یک روبات (یا در اینجا شیر) نباید با بیعملی باعث آسیب به انسان شود.»
وای — یکی از بدترین فیلمهایی که دیدهام. لطفاً پولتان را برای دیدن این فیلم هدر ندهید! ایدریس البا اصولاً بازیگر متوسطی است، اما با فیلمنامه و ایدهٔ مناسب میتواند عملکرد قابلقبولی ارائه دهد. متأسفانه در این تلاش ناموفق و بیمنطق برای خلق سینمای دراماتیک، نه فیلمنامه و نه کنسپت به او کمک نکردند. تعجب میکنم چگونه کسی میتواند بر پایهٔ چنین ایدهٔ قابلپیشبینی و تکراری فیلم بسازد و اینقدر ضعیف از آب درآورد. یک صحنهٔ بد پشت صحنهٔ بد دیگر؛ باور نه تنها معلق میماند بلکه کاملاً رها میشود تا تصویری کارتونی از ایدههای احساسی و CGI ضعیف کنار هم قرار بگیرد. فیلمنامه نیز خستهکننده، ساده و پر از صحبتهای پیشبینیپذیر است تا آنکه ناگهان از پرتگاه واقعیت سقوط میکند و به ورطهٔ حماقت شگفتآور میپرد — افسوس که این اتفاق خیلی زیاد میافتد.
فیلم در جاهایی بود که کلیههای صندلیام را محکم گرفتم و در لبهٔ صندلی نشستم، اما اکثریت فیلم باعث شد با نوای بلند به ضعف نگارش شخصیتها بخندم. فیلم کارهای زیادی را درست انجام میدهد؛ از معرفی شخصیتها و نشاندادن مبارزات فردی آنها پس از فقدان همسر دکتر نیت، تا ایجاد پایهای که بیننده بتواند با شخصیت همذاتپنداری کند. اکشن نسبتاً خوب است و از کار CGI روی شیر تحت تأثیر قرار گرفتم. اما از لحظهٔ اوج به بعد، نویسندگی افت میکند، عمدتاً در تصمیمگیریهای شخصیتها. نویسندگان نمیدانند چگونه موقعیتهای منحصربهفردی بسازند که شخصیتها را درگیر شیر کند، و این باعث تصمیمهای گیجکنندهای میشود که صرفاً برای طولانیتر کردن فیلم گرفته میشوند. در هر پیچ راهحل سادهای آشکار است، اما آنها کاری میکنند که انحرافی چنان عجیب است که باورکردنی نیست. بازی ایدریس البا اما نمره را بالا میبرد؛ او عالی است و طبیعت محبتآمیز و محافظ پدری را با توان خوبی نشان میدهد. خونسردی و آرامش او در صحنههای پرتنش به او حس واقعگرایی میبخشد و گویی نقش یک پزشک را باورپذیر میکند. در کل این فیلم عالی نیست، اما سرگرمکننده بود و من از دیدن آن لذت بردم.
امتیاز: 65% | حکم کلی: متوسط
متأسفانه Beast کمی بیرمق است. بازی ایدریس البا قابل قبول است — من طرفدار او هستم و بنابراین از او انتظار بیشتری داشتم؛ لهجهٔ آمریکاییاش کمی حواسپرتکن است، شاید چون به صدای ملایمش عادت دارم. شارلتو کوپلِی محکم است، و بازیگران جوان ایانا هالی و لیا ساوا جفریز هم خوباند؛ هرچند شخصیتهای آنها طوری نوشته شدهاند که آزاردهنده رفتار کنند. فیلم میتوانست چند پیچ غیرمنتظره بیشتر داشته باشد؛ تقریباً همهچیز قابلپیشبینی است و به شکلی نسبتاً «عادی» فیلمبرداری شده. به طور خلاصه، این فیلم ۲۰۲۲ برای من جواب نداد — بد نیست، اما آنقدرها هم خوب نیست. جلوهٔ ویژهٔ شیر قابل قبول است، هرچند گاهی بیشتر حسِ گرگ را میداد تا شیر. میانه و پایان نسبت به شروع بهتر میشود؛ در نهایت برای من فیلمی شش از ده است.
فیلم خوب بود. چیز تازهای اختراع نمیکند، اما نیازی هم ندارد. این یکی از آن فیلمهاست که ایدهای بسیار ساده — حیوانی که به ماشینِ کشتن انسانها تبدیل شده — را گرفته و با مهارت قابلقبولی بهرهبرداری میکند. در اصل همان «آروارهها»ست اما با شیری خشمگین به جای کوسه، و با ایدریس البا که سعی میکند در میان ساوانا زنده بماند. نکتهٔ مثبت این است که فیلم سریع به اصل مطلب میپردازد؛ زیاد در توضیحات یا زیرپلاتهای غیرضروری فرو نمیرود. خطر را مطرح میکند، شخصیتها را به تله میاندازد و با کارایی نسبتاً خوبی تنش ایجاد میکند. برخی موقعیتها کمی مضحکاند، اما بخشی از بازیاند و فیلم حدوداً میداند چه نوع فیلم Bای میخواهد باشد. حضور ایدریس البا خیلی کمک میکند؛ او توان کافی برای حمل چنین داستانی را دارد، و همین باعث میشود حتی وقتی فیلمنامه ساده یا غیرمحتمل میشود، فیلم فرو نریزد. از نظر بصری خوب کار شده است: ساوانا، حملات، حس انزوا و برخی صحنههای تعلیق واقعاً کار میکنند. شیر گاهی اوقات کمی مصنوعی به نظر میرسد، اما فیلم میداند چگونه از آن برای حفظ تهدید استفاده کند و آن را زود مصرف نکند. درست است که فیلمنامه سوراخهایی دارد، برخی تصمیمها قابل بحثاند و همهچیز تا حدی پیشبینیپذیر است؛ اما نکتهٔ جذابش این است که فیلمی مستقیم، پرتنش، ساده و سرگرمکننده است که میداند چه باید ارائه دهد. در مجموع، فیلم سرگرمکننده و نسبتاً مؤثر در قالب خودش بود؛ چیز خارقالعادهای نیست، اما بهخوبی قابلتماشا است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران