داستان این فیلم واقعی براساس اتفاقاتی است که چهار سال پیش در آفریقا رخ داد و طی آن دزدان دریایی سومالی موفق به گروگان گرفتن فرمانده کشتی آمریکایی به نام ریچارد فیلیپس به مدت 4 روز شدند...
داستان این فیلم واقعی براساس اتفاقاتی است که چهار سال پیش در آفریقا رخ داد و طی آن دزدان دریایی سومالی موفق به گروگان گرفتن فرمانده کشتی آمریکایی به نام ریچارد فیلیپس به مدت 4 روز شدند...
اجازه بدهید با چیزی که احتمالا از قبل خواندهاید شروع کنم — این فیلم یک درام جنایی دقیق و پرتنش است که بر پایه یک داستان واقعی ساخته شده. اینکه حتی من با دانستن پایان (از جمله صحنه مشهور پایان فیلم کاپیتان فیلیپس) باز هم آن را پرتنش و هیجانانگیز یافتم، تحسین بزرگی است.
پس چرا این داستان را تعریف کنند؟ من آن را بهعنوان تأملی...
اجازه بدهید با چیزی که احتمالا از قبل خواندهاید شروع کنم — این فیلم یک درام جنایی دقیق و پرتنش است که بر پایه یک داستان واقعی ساخته شده. اینکه حتی من با دانستن پایان (از جمله صحنه مشهور پایان فیلم کاپیتان فیلیپس) باز هم آن را پرتنش و هیجانانگیز یافتم، تحسین بزرگی است.
پس چرا این داستان را تعریف کنند؟ من آن را بهعنوان تأملی درباره ناتوانی دیدم؛ فیلمی که قهرمان و شرور معرفی نمیکند، بلکه قربانیان را نشان میدهد. یک خدمه کشتی هست که بهراحتی هدف دزدان دریایی قرار میگیرد و دزدان دریاییای که در نهایت شکست میخورند. در هیچیک از این طرفها احساس تسلط بر سرنوشت دیده نمیشود؛ هر دو دارند برای اقتداری تا حد زیادی نامرئی بازی میکنند. بعد از دفع اولین تلاش دزدی، یکی از اعضای خدمه میگوید که بهعنوان عضو اتحادیه برای چنین خطری ثبتنام نکرده است. واکنش؟ او انتخاب کرده بود که روی کشتیای کار کند که از دماغه آفریقا رد میشود. «انتظار چه چیزی را داشتی؟» بعدا وقتی یکی از دزدان روی شیشه شکسته پا میگذارد و مجروح میشود، رهبرانش همان سوال را از او میپرسند. حتی دو ناخدای رقیب — دزد و شخصیت عنوان — در نهایت تحت نفوذ (یا نجات) قدرت دولت قرار میگیرند. انتظارشان چه بود؟ اینکه کنترل کامل دست خودشان باشد؟
فیلمی خوب با فیلمنامهای محکم و بازیهای استثنایی، خصوصاً هنرنمایی هَنکس و عبدی و نیز بقیه بازیگران نقش دزدان دریایی. هَنکس میتوانست برای این نقش جایزه اسکار را ببرد.
اجازه بدهید بگویم کاپیتان فیلیپس، بهعنوان یک فیلم اکشن، خیلی فراتر از انتظارات اولیهام بود. انتظار داشتم نصف درام و نصف اکشن متوسط با چاشنیای از سیاست باشد؛ خوشبختانه من اطلاعات کمی از واقعیت داشتم و همین باعث شد که سورپرایزِ فیلم را دوست داشته باشم. دو ساعت اضطراب جسمی و روانیِ مطلق و بیامان—در پایان مجبور شدم لحظهای بنشینم و نفس بکشم چون فیلم مرا مانند چند فیلم اندکِ اخیر محکم در چنگال گرفت.
برای آنهایی که با داستان آشنا نیستند: روایت رویدادی تاریخی است؛ نخستین کشتی باری آمریکایی در ۲۰۰ سال که توسط دزدان دریایی ربوده شد و کاپیتان ریچارد فیلیپس بهعنوان گروگان — حتی در قایق نجات خود — گرفته شد.
حس میکردم کارگردان شاید خواسته فضایی برای روایت داستان متفاوتی باز کند: داستان دزدان سومالیایی و چرایی رفتارشان. گفته میشود آنها ماهیگیرند و فقر شدید آنها را به این اعمال ناامیدانه کشانده است. اما من مطمئن نیستم که قرار بوده برای این مردان دلسوزی کنم یا انگیزههایشان را «درک» کنم — اگر این هدف پل گرینگراس بوده، برای من کار نکرد. به هر حال این دزدان، آدمهای بد ماجرا هستند و هیچ میزان فقر یا ناامیدی توجیهی برای این اعمال وحشتناک نیست. اگر هم قرار بود این نکته برجسته شود، خوشبختانه به زور تحمیل نشده و تنها بهصورت ریز و حسابشده مطرح شده تا هرکس بتواند نتیجهگیری خود را داشته باشد.
معلوم است که این مردان (فقط چهار نفر، که تعجبآور است) جرمی هولناک مرتکب شدند؛ نه تنها دزدی دریایی، بلکه آدمربایی و آزار یک فرد. این فرد را تام هَنکس بازی میکند و یکی از گویاترین و مقیدترین اجراهایش را ارائه داده. مردی که ناخدای یک کشتی بزرگ است، معمولاً کنترل زندگی و خدمهاش را دارد، اما در مواجهه با واقعیت همانقدر انسانی است که ما، و سعی میکند در حد توان بهترین کار را انجام دهد، حتی وقتی پروتکلها کارایی ندارند. پروتکلها نمیتوانند بر احساساتی که کاپیتان و آدمربایان را در موقعیتی غیرمنتظره تسلط پیدا میکنند، حاکم شوند. این یکی از اجراهای موردعلاقه من از تام هَنکس است؛ قدرت او بیشتر در لحظات آرام بین هرجومرج اطرافش نهفته است. کاملاً مشخص است که او هیچگاه دست از فکر کردن و تحلیل وضعیت برنمیدارد، چه دزدان هرچه تهدید کنند. همه اینها را در چشمهایش منتقل میکند—ترس و اضطراب همراه با آرامشِ مصمم، تلاش برای گفتگو با ربایندگان و حفظ خونسردی. حتی هنگام تلاش برای نجات جانش، آرامشی قاطع وجود دارد که قابل تحسین است. بازی هَنکس آنقدر قانعکننده است که نزدیک است دیگر بازیگری بهنظر نرسد؛ و این تحسینی بزرگ است.
همین نکته درباره بازیگران دیگر، بهویژه مردانی که نقش دزدان سومالیایی را بازی میکنند، صادق است. قبل از انتخاب برای این فیلم، بسیاری از آنها تجربه بازیگری نداشتند که این موضوع اجرایشان را تحسینبرانگیزتر میکند. بارخاد عبدی، رهبر گروه، با نگاه چشمهایش قانعکننده است و فقط با همان نگاه باعث میشود از او بترسید.
از منظر فنی، کاپیتان فیلیپس بسیار خوب ساخته شده است. تنها نکتهای که برایم ناخوشایند بود شیوه معمول گرینگراس در استفاده از دوربین متزلزل دستی است که گاهی تقریباً حالت تهوعآور دارد؛ آرزو میکردم او کمتر از این ترفند استفاده کند چرا که هرچند به حس تعلیق و هرجومرج کمک میکند، اما سردرد هم درست میکند. با این حال، سایر نقاط قوت فیلم—ریتمبندی عالی، فضاسازی واقعی و خلق حس تنگیِِ نفسآور، نورپردازی و رنگبندی واقعگرایانه و اجتناب از هرگونه ابزار داستانسرایی احساساتی—کاملاً جبرانکنندهاند. فیلمنامه در سطح بالایی نوشته شده.
نمیتوانم غیر از توصیه قاطعانه کاری بکنم؛ این فیلم بسیار فشرده و گاهی خشونتآمیز است و قطعاً یکی از بهترین آثار در ژانر خود بهشمار میآید. و اگر باز هم قانع نشدید، آن را ببینید برای یکی از بهترین اجراهای تام هَنکس.
تنش و هرجومرج از اجراهای درخشان میجوشد و داستان قدرتمند کاپیتان فیلیپس را جذاب و کشنده میکند. فیلمی سریع و پرتنش درباره ناخدایی شجاع که برای نجات جانها و بقا در برابر دزدان دریایی در آبهای اطراف شاخ آفریقا میجنگد. اجرای هَنکس فیلم را از خوب به شگفتانگیز ارتقا میدهد و ترس، تعلیق و تصمیمهای لحظهای را نیرومندتر میسازد. کارگردانی پل گرینگراس با داستان هماهنگ است و تریلری زمخت و واقعگرایانه ارائه میدهد که برپایه این داستان واقعی شجاعانه بنا شده. حتی با زمان طولانی، داستان گیرنده و درگیرکننده است؛ کیفیت و تنش فیلم یادآور Deepwater Horizon یا Patriots Day است. کاپیتان فیلیپس فیلمی عالی با گروه بازیگران خوب و داستانی تأثیرگذار است.
کاپیتان فیلیپس از ابتدا تا پایان فوقالعاده بود. بازیها عالیاند و یکی از بهترین اجراهای تام هَنکس را شاهدیم. آرامش او زیر فشارِ شدید جذاب است، اما فروپاشی کامل او پس از اتمام حادثه نیز بینظیر اجرا شده بود. نمایش خامِ او از تروما یکی از تأثیرگذارترین اجراهایی است که دیدهام. برای نزدیک به دو ساعت و نیم، فیلم ریتمبندی بسیار خوبی دارد و سراسر پر از تنش است. در صحنههای بسیاری نفسام در سینهام حبس شد، وقتی دزدان تا فاصله یک قدمی گرفتن یکی از خدمه میرسیدند یا با قایق کوچکشان نزدیکتر میشدند. این تنش مداوم همراه با فیلمنامه و داستانی عالی مرا تا پایان به صفحه خیره کرد.
تام هَنکس در این روایت نفسگیر از یک رویداد واقعی بسیار خوب عمل میکند! «موس» (بارخاد عبدی) دو قایق کوچک را رهبری میکند و به کشتیِ عنوانشده حمله میکند. نوعی جسارت و نیرنگ باعث میشود تلاش اولشان ناکام بماند، اما روز بعد بازمیگردند و شیلنگهای پرقدرت دفاع را در برابر سلاحهای ماشینی ناکارآمد میبینند. بیشتر خدمه به کنارهها پناه میبرند و ناخدا مجبور میشود با ربایندگان روبهرو شود؛ در دو ساعت بعدی این دو مرد بازی موش و گربهای خطرناک را آغاز میکنند که در نهایت به پناه بردن در یک قایق نجات و قرار گرفتن در تیررس نیروی دریایی آمریکا میانجامد. فیلم در چند لایه کار میکند: خود سومالیاییها انگیزههای مذهبی ندارند و از آنچه از زندگیشان میبینیم، شرایط معیشتی سادهای دارند و اعمالشان در دریا برای کسب درآمد و فرار از فقر است نه برای اهداف سیاسی یا مذهبی. در طول درام، هر دو مرد کمکم بهتر میفهمند چه چیزهایی آنها را به حرکت درمیآورد و دوربینِ صمیمی بهخوبی طبیعت خفهکننده پایان ماجرا را در فضای تاریک و محدود منتقل میکند؛ تنش بالا، ترس و وحشت همیشه نزدیکاند و برنامه سیاسیِ نظامی که در جریان است برای بیننده چندان روشن نیست. هِنکس ممکن است نامش بالای تیتراژ باشد، اما تلاش عبدی و خدمهاش است که واقعا تحسینبرانگیز است؛ اجراهایشان هم از نظر دراماتیک و هم از نظر ایجاد فکر قابل توجهاند. بیتردید یکی از تلاشهای خوب پل گرینگراس است که به ما کمک میکند تقریباً همه حواسمان را برای شریک شدن در تجربه آنها و شاید هم فهمیدن بیشتر بهکار بگیریم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران