چیساتو و ماهیرو باید چهارسال هزینه عقب افتاده صنف قاتلان را بپردازند، وگرنه از این انجمن کنار گذاشته می شوند. آن ها شروع به کار در شغلی پاره وقت می کنند؛ اما درگیر سرقتی مسلحانه می شوند و دیگر آدمکشان سایه به سایه به دنبالشان هستند و ...
چیساتو و ماهیرو باید چهارسال هزینه عقب افتاده صنف قاتلان را بپردازند، وگرنه از این انجمن کنار گذاشته می شوند. آن ها شروع به کار در شغلی پاره وقت می کنند؛ اما درگیر سرقتی مسلحانه می شوند و دیگر آدمکشان سایه به سایه به دنبالشان هستند و ...
اولین بار که دیدمش خوشم آمد، اما وقتی دوباره تماشا کردم واقعاً شیفتهاش شدم.
قبلاً هم از کمدی و کارگردانی یوگو ساکاموتو، از کرئوکرافی فوقالعاده کنسکه سونومورا و از بازیهای ساعوری ایزاوا و اکاری تاکائیشی تعریف کردهام. در این فیلم اما سونومورا و ساکاموتو سبکهایشان را بیش از پیش در هم میآمیزند و به Baby Assassins سبک منحصربهفردی از اکشن-کمدی میبخشند. از نحوهای که تغییر و...
اولین بار که دیدمش خوشم آمد، اما وقتی دوباره تماشا کردم واقعاً شیفتهاش شدم.
قبلاً هم از کمدی و کارگردانی یوگو ساکاموتو، از کرئوکرافی فوقالعاده کنسکه سونومورا و از بازیهای ساعوری ایزاوا و اکاری تاکائیشی تعریف کردهام. در این فیلم اما سونومورا و ساکاموتو سبکهایشان را بیش از پیش در هم میآمیزند و به Baby Assassins سبک منحصربهفردی از اکشن-کمدی میبخشند. از نحوهای که تغییر و تکامل یک شخصیت را از طریق حرکات نمایشی نشان میدهند هم خیلی خوشم آمد، مخصوصاً نقش ماکوتوِ ایزاوا. او که در ابتدا شخصیتی ساده و سرسخت داشت، حالا تکنیکهای مبارزاتیاش بیش از پیش به شخصیت میموتو در فیلم اول شباهت دارد؛ ضربات سهمگینتر و تاکتیکهایی برای بستن دید حریف—استفادهای شگفتانگیز از روایت غیرکلامی و طراحی اکشن.
اما آنچه میخواهم بیشتر دربارهاش صحبت کنم، دو برادر ایواناگا و هامادا و رابطهشان با تفسیر پیوسته و درخشان فیلم درباره سرمایهداری و کار است. این دو برادر و دو نوزاد، هم برای اهداف انتقادی و هم برای جنبههای کمیک، بارها در فیلم یکدیگر را انعکاس میدهند. در ابتدا میبینیم که این دو برادر کاری انجام میدهند که تا حدی شبیه صحنهٔ درگیری آغازین فیلم اول است؛ دعوا بهشدت بیپرده و گِرِهخور میشود، اما پس از تلاش بسیار کار را تمام میکنند. و اینجا با اولین و مهمترین تضاد میان برادران و نوزادان مواجه میشویم: درمییابیم آنها در پایینترین سطحاند و با بیعدالتی بیشتری روبهرو میشوند؛ و برای اینکه دستمزد بهتر و امنیت شغلی بیشتری بهدست آورند، باید رقبایشان (نوزادها) را حذف کنند.
این تضاد ساده بهتنهایی تعارض اصلی فیلم و گزارهٔ محوریاش را شکل میدهد: مشکلات زندگی در یک جامعه سرمایهداری. دنیایی که در آن برای بقا باید دیگران را کنار بزنیم.
فیلم با شخصیتپردازی خوب، جنبهٔ تراژیک ماجرا را هم افزون میکند. ساکاموتو با لحظات ظریف و جملات بهظاهر گذرا در مکالمات روزمره—هنگام غذا خوردن، استراحت و غیره—لایههای زیادی به شخصیتها اضافه کرده است.
یک صحنه درست قبل از مبارزهٔ نهایی هست که واقعاً دوست داشتم و نتیجهٔ نهایی فیلم را تراژیکتر میکند. در آن صحنه یوری میگوید: «آن دو میتوانستند دوستان خوبی بشوند.» و ماکوتو پاسخ میدهد: «آره، ولی اینکه باهاشون این کار رو میکنیم... خوشگذرونی داره.»
میتوانستند دوست شوند! و هر دویشان هم از کاری که در آن بهتریناند لذت میبردند. این لحظات کوچکِ شخصیتپردازی واقعاً نشان میدهد جامعهٔ سرمایهداری چه بلایی بر ما میآورد. چون برای بقا باید به هیچکس اعتماد نکنیم. نمیتوانی دوست داشته باشی یا دلبسته باشی؛ همیشه باید آماده باشی تا رقیبت را حذف کنی تا خودت سر پا بمانی.
پس با وجود همهٔ لذتها و دوستیِ احتمالی که نوزادها میتوانستند با برادران پیدا کنند، در پایان مجبورند آنها را بکشند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران