نابغههای انیمیشن دیجیتال پیکسار با «تِرنینگ رِد» برگشتهاند؛ اثری که برای استودیویی که به «داستان اسباببازی» و «ماشینها» شناخته میشود، قدمی متفاوت است.
داستان در تورنتوی دههٔ ۱۹۹۰ میگذرد و حول یک دانشآموز کلاس هشتم به نام می (با صداپیشگی رزالی چیأنگ) میچرخد؛ دختری ۱۳ ساله که خود را بزرگسال میداند و وقتی به خانوادهاش در کسبوکار تور معبد محلی کمک نمیکند، با جدیت روی مدرسهاش...
نابغههای انیمیشن دیجیتال پیکسار با «تِرنینگ رِد» برگشتهاند؛ اثری که برای استودیویی که به «داستان اسباببازی» و «ماشینها» شناخته میشود، قدمی متفاوت است.
داستان در تورنتوی دههٔ ۱۹۹۰ میگذرد و حول یک دانشآموز کلاس هشتم به نام می (با صداپیشگی رزالی چیأنگ) میچرخد؛ دختری ۱۳ ساله که خود را بزرگسال میداند و وقتی به خانوادهاش در کسبوکار تور معبد محلی کمک نمیکند، با جدیت روی مدرسهاش تمرکز دارد یا کنار دوستانش وقت میگذراند.
زندگی او زمانی از هم میپاشد که پس از یک روز تحقیرآمیزِ عجیب، می در قالب پاندای قرمزی غولپیکر از خواب بیدار میشود. می در وحشت سعی میکند وضعیتش را پنهان کند و این باعث میشود مادر محافظهکارش فکر کند همه چیز مربوط به بلوغ و تغییرات هورمونی است.
می بهشدت میخواهد زندگیاش به حالت عادی برگردد و کشف میکند تا وقتی آرام است، پاندا تحت کنترل است. اما حفظ آرامش سختتر از انتظار است و خیلی زود می درمییابد که این پدیده بهخاطر یک سنت خانوادگی است و راهی برای پایاندهی به آن در مراسم ماه نو در چند هفتهٔ آینده هست.
با آغاز آشفتگی، می باید با تغییرات کنار بیاید و تصمیمات مهمی دربارهٔ زندگی و آیندهاش بگیرد.
برای من نقد این فیلم دشوار است چون خودم هرگز تجربهٔ دختر بودن در دوران بلوغ و مسائل همراهش را نداشتهام. با این حال فیلم در یافتن تعادل دچار مشکل است: از یک سو ماجراهای می در قالب پاندا را اضافه میکند بدون آنکه بیش از حد بامزه یا جذاب باشد، و از سوی دیگر تاکید اصلی را روی اضطراب نوجوانی، مسائل مرتبط با بلوغ و رسیدن به بزرگسالی نگه میدارد.
فیلم از نظر شخصیتپردازی، جذابیت و گیرایی که زیربنای بسیاری از آثار پیکسار بودهاند، فقیر است و عجیب است که شرکتی که میتواند احساسات متنوعی را در یک فیلم کوتاه متحرک برانگیزد، در اتصال واقعی با آخرین اثر بلندش ناکام مانده باشد. لحظاتی خندهدار هست اما کلیت فیلم نسبتاً کمجان، کمطنز و تا حدی قابل پیشبینی است.
تصمیم پخش مستقیم فیلم در پلتفرم به جای سینما بحثبرانگیز بود، اما به نظرم در نهایت درست بود، چون «ترنینگ رد» احتمالاً فراتر از آخرهفتهٔ افتتاحیه تماشاگران زیادی را به سینما نمیکشاند.
این قدمی جسورانه برای شرکت است، اما فاقد جذابیت و طنز آثار قبلی است؛ نه همه حاضرند یک فیلم بلند دربارهٔ اضطراب نوجوانی و تغییرات بدنی و آشفتگی احساسی آن را تماشا کنند. با این حال مخاطبان هدف احتمالاً با شخصیتها ارتباط برقرار خواهند کرد و واکنش بلندمدت به فیلم جالب خواهد بود.
۳ ستاره از ۵
---
«ترنینگ رد» بدون شک یکی از جسورانهترین و احتمالاً بحثبرانگیزترین آثار تاریخ پیکسار است. دومی شی و جولیا چو بدون پنهانکاری به موضوع حساس بلوغ (بهویژه بلوغ دختران) میپردازند و این کار را بهصورت تکاندهنده و در عین حال تاثیرگذار انجام میدهند.
روایتی که بهروشنی تحولات هورمونی، عاطفی و جنسی شخصیتها را کاوش میکند و پیامی از پذیرش خود و فهم فرایند تحول انسانی از طریق استعارههایی پرشور و جوانانه منتقل میکند.
با ویژگیهای فنی شناختهشدهٔ استودیو، این فیلم میتواند همراهی ضروری برای پیشنوجوانانی باشد که قرار است با این مرحلهٔ اجتنابناپذیر زندگی روبهرو شوند.
یکی از بهترین فیلمهای امسال تا به امروز.
نمره: A-
---
تماشای این فیلم کاملاً ارزش دارد.
«ترنینگ رد» فیلم خیلی خوبی از دیزنی/پیکسار است. در برخی جهات متفاوت است؛ در چند دقیقهٔ اول نمیدانستم نتیجه چه میشود اما در پایان میزان مورد انتظار سرگرمی و معنا را فراهم میکند.
صداپیشگان عالیاند؛ ایرادی به اجراها وارد نیست. رزالی چیأنگ نقش اصلی را با انرژی کامل بازی میکند و ساندرا اوه نمایش قویای در کنار او دارد. بقیهٔ بازیگران هم خوباند، از جمله جیمز هونگ و لوری تان چین. برای بینندگان بریتانیایی هم نقش کوچکی برای آن-ماری وجود دارد.
---
تا حدی خستهکننده.
---
پیکسار معمولاً فیلمهایی پرمغز دارد و حتی در «ترنینگ رد» هم پیامهای معنیداری وجود دارد تا به کودکان و والدین کمک کند شخصیت و طرز فکرشان رشد کند.
خلاصهٔ داستان: میلین نوجوانی پرانرژی است که آمادهٔ ورود به دنیای بزرگترهاست. او وقتی پیش والدینش است ماسکی بر چهره دارد و در مدرسه یا با دوستانش ماسکی دیگر. خطر ناامید کردن خانواده برایش خیلی بزرگ است. اما اتفاقی غیرمنتظره میافتد: رازی در خانوادهٔ میلین وجود دارد. وقتی میلین نتواند احساساتش را کنترل کند، نسخهای جدید از خود ظاهر میشود. اما آیا میتوان احساسات را مهار کرد؟
---
نمیفهمم چطور بعضیها نمیتوانند با فیلمی که دربارهٔ والدین کنترلگر، احساسات بلوغ و تصویر بدن است ارتباط برقرار کنند، فقط چون در قالب اضطراب یک نوجوان آسیایی ۱۳ ساله روایت شده — اگر همدل باشید، جزئیتر بودن این موضوع باید راحتتر قابل همذاتپنداری باشد.
من تحت تأثیر موضوع «هرگز به اندازهٔ کافی برای والدین خوب نبودن» قرار گرفتم؛ اختلاف بین ایدههای والدین دربارهٔ آینده و خواستههای خودِ شخصیت. موسیقی عالی، بهترین انیمیشن پیکسار در مدتی است، خیلی بیانگرند.
---
موضوع جذابی دارد اما ظاهراً من مخاطب مناسبش نیستم چون واقعاً در دیدن آن مشکل داشتم. میلین دختر سیزدهسالهای است با اضطرابهای معمول نوجوانی — فقط وقتی پریشان میشود به پاندای غولپیکری تبدیل میشود، پاندایی قرمز. مادرش مینگ کمی بیشازحد محافظ است و وقتی دخترش میگوید میخواهد با دوستانش کنسرت یک گروه پسرانه را ببیند، درگیری بین آنها شکل میگیرد. خیلی زود معلوم میشود این تواناییها در خانواده ارثیاند و پاندای عصبانی را نباید دستکم گرفت. انیمیشن خوب است و آهنگهای بیلی آیلیش/کانل مناسباند اما خیلی طولانی است و موضوع یکبار بیشتر از حد تکرار میشود. رنگارنگ هست اما برای من دوباره تأکید کرد چرا از سن ۱۳ سالگی بسیار خوشحالم که گذشتهام!
---
عالی است!!
---
انیمیشنی که مرا زنده احساس میکند! نزدیک به «شرکت هیولاها» از نظر خندهدارترین فیلم پیکسار. لحنش را خوب متعادل میکند؛ کاراکترها و دنیایی که میسازد بسیار سرگرمکنندهاند و در عین حال ضربههای احساسی را بهراحتی درمییابند. فیلمهایی دربارهٔ آسیبهای نسلی و سرکوب عاطفی/شخصی انگار علایق مناند. درجه یک.
---
انیمیشنی زیبا که به مسائل واقعی مثل فشار والدین، رشد و بلوغ، دوستیها و مهمتر از همه شناخت خود واقعی و پذیرش همهٔ جنبهها — خوب و بد — میپردازد.
---
پیکسار بهنظر میرسد تأثیر انیمه را پذیرفته و دنبال فتح بازار شرق است.
انتظاراتی از فیلم داشتم؛ نمیدانم دقیقاً چه انتظاری ولی چون فیلم محصول دیزنی و پیکسار است، توقع موفقیت وجود دارد. با پایان فیلم حس کردم ممکن است مخاطب هدف من نباشم: مرد، بالای سی، اروپایی و کمارتباط با فرهنگ پاپ یا دنیای انیمه.
فیلم دربارهٔ نوجوانی است که دختر والدینی چینی است و در تجربهای تاحدی کاتارتیک به پاندای قرمزی تبدیل میشود. این تحول بهعنوان استعارهای برای بلوغ، کشف هویت و استقلال فردی، بهویژه در رابطه با والدین، بهکار رفته است.
فیلم خوب است اما موضوع پیچیدهای دارد. درست است که بیشتر دختران نوجوان خود را در برخی از ماجراهای می میبینند، ولی والدین و سرپرستان ممکن است با برخی پیامها راحت نباشند و اعتراضی دربارهٔ «توجیه سرکشی» مطرح کنند. نکتهٔ مثبت اینکه برای اولین بار فیلمی جوانپسند را دیدم که دربارهٔ عادت ماهانه صریح صحبت میکند. دیالوگها اما همچنان کلیشهٔ نوجوانی مضطرب و مادر نگران را تکرار میکنند که میگویند حالا دخترش زنی شده — این ایده نادرست و سادهانگارانه است. از نظر داستان، مسیرها تا حدی بدیهی و شخصیتها پایهای بهنظر میرسند. میتوان دربارهٔ کلیشههای مربوط به چینیها و شرق آسیاییها هم حرف زد… اما آیا لازم است وارد آن شوم؟
بهترین بخش فیلم کیفیت خارقالعادهٔ انیمیشن و طراحیهاست. پیکسار در زمینهٔ انیمیشن دیجیتال باز هم توانش را نشان میدهد و ضیافتی بصری ارائه میکند با واقعنمایی و دقتی که تحسینبرانگیز است — فکر کنید «داستان اسباببازی» هنوز زیر سی سال است و حالا جلوهها چقدر پیشرفته بهنظر میرسند! یک مشکل هم هست: من از انیمه خوشم نمیآید. انیمه نوعی انیمیشن بسیار سبکشده، اغراقآمیز و نمایشی است و این فیلم بیشازحد از عناصر وارداتی از انیمه استفاده کرده است: چشمان بزرگتر، دهانهای اغراقشده، تغییر ناگهانی ژستها و حالات... نمیتوان همزمان یک پا در دو دنیا گذاشت.
---
خیلی این فیلم را دوست داشتم! خندهدار بود، داستان و پیام اخلاقی خوبی داشت و چیزی است که با افتخار به دختر هشتسالهام نشان میدهم. در کشوری با تنوع فرهنگی زندگی میکنیم و فکر میکنم این جنبه را خوب مدیریت کردهاند. من از طرفداران علمیتخیّل و فانتزیام و این فیلم انیمیشنی لذتبخش برای تماشای مشترک با دخترم بود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران