والت کواسکی (کلینت ایستوود) پیرمردی است که به تازگی همسر خود را از دست داده و به تنهایی در محله ای زندگی میکند که دیگر تبدیل به محل سکونت مهاجران آسیایی امریکا شده است. او در دهه ی پنجاه در کره به عنوان سرباز جنگیده است و حالا تنها دلخوشی اش یک سگ پیر و ماشین فورد گرن تورینو مدل 1972 است.
والت کواسکی (کلینت ایستوود) پیرمردی است که به تازگی همسر خود را از دست داده و به تنهایی در محله ای زندگی میکند که دیگر تبدیل به محل سکونت مهاجران آسیایی امریکا شده است. او در دهه ی پنجاه در کره به عنوان سرباز جنگیده است و حالا تنها دلخوشی اش یک سگ پیر و ماشین فورد گرن تورینو مدل 1972 است.
فیلم «گرن تورینو» نکات زیادی برای بحث دارد و احتمالاً بیش از آن که بتوانم در اینجا پاسخگو باشم. باید اذعان کرد که این فیلم پیامدهای واقعی هم داشته و بحثهایی دربارهٔ تأثیر آن بر آمریکاییهای همونگ مطرح شده (از جمله اظهارات بازیگر بی وانگ). فیلم بینقص نیست و نقدهایی دربارهٔ پیامهایش وارد است؛ من شخصاً جداسازی کامل فیلم از زندگی واقعی را دشوار میدانم،...
فیلم «گرن تورینو» نکات زیادی برای بحث دارد و احتمالاً بیش از آن که بتوانم در اینجا پاسخگو باشم. باید اذعان کرد که این فیلم پیامدهای واقعی هم داشته و بحثهایی دربارهٔ تأثیر آن بر آمریکاییهای همونگ مطرح شده (از جمله اظهارات بازیگر بی وانگ). فیلم بینقص نیست و نقدهایی دربارهٔ پیامهایش وارد است؛ من شخصاً جداسازی کامل فیلم از زندگی واقعی را دشوار میدانم، هرچند فیلم بهسان یک اثر داستانی نیز ارزش قضاوت دارد.
از نگاه صرفاً سینمایی، فیلم سرگرمکننده است. کلینت ایستوود در نقش والت کوالسکی به طرز قابلتوجهی در نقش پیرِ بداخلاق و بهشدت متعصب موفق است؛ دیالوگهایش تند و حالت چهرهاش وقتی کسی او را عصبانی میکند دیدنی است و اجرای او ضربهٔ اصلی فیلم است. در کنار او، بازیهای بی وانگ و آهنی هر قابلتوجهاند و جان کارول لینچ، هرچند نقش کوچکی دارد، حضور بهیادماندنیای دارد. تنها نکتهٔ ضعیف برای من اجرای نه چندان موفق آواز ایستوود در پایان بود.
پایان فیلم محل اختلاف است؛ والت دقیقاً کامل اصلاح نمیشود و عنصر «نجاتدهندهٔ سفیدپوست» (white savior) را در خود دارد که نقد واردی است، اما این مسئله چندان از لذت سینمایی من کم نکرد. از دید دیگر، ایستوود کارگردان خوبی است و فیلمهایش متنوعاند؛ «گرن تورینو» فیلمی خوب است اما شاید جزو آثاری نباشد که بخواهم چندین بار بازبینی کنم. بازی ایستوود و بی وانگ درخشان است و به نظرم پایان فیلم برای مسیر شخصیتی والت قابل قبول است.
در استقبال از فیلم، جالب اینکه جوایز عمدهٔ انگلیسیزبان چندان به آن توجه نکردند، اما در اروپا جوایزی دریافت کرد و از آثار برجستهٔ شخصیتی ایستوود بهشمار میآید. داستان دربارهٔ والت است که همسرش را از دست داده، با پسرش رابطهای سرد دارد و شاهد تغییرات محلهاش است؛ مهمترین دارایی او خودرو «گرن تورینو»اش است و در ابتدا با تائو (و خواهرش سو) برخورد سردی دارد. هنگامی که خانوادهٔ گسترده و شرور تائو و سو را اذیت میکنند، والت تصمیم میگیرد مداخله کند و رفتهرفته رابطهای بین او و «خانوادهٔ جدید» شکل میگیرد؛ این رابطه بر پایهٔ درک، اعتماد و نوعی آمرزش و بازسازی معنا مییابد. پس از حادثهٔ خشنی علیه سو، والت طرحی را پیش میگیرد که هم برای خودش رضایتبخش است و هم به حفظ امنیت همسایگان کمک میکند.
دیالوگها گاهی مصنوعی و کمطبیعی بهنظر میرسند، اما مسئلهٔ بنیادینِ تعصب، بیزاری و قلدری بهخوبی مطرح شده است. شخصیتپردازی والت بهصورت جذاب و با طنز تیرهای ارائه میشود و بازی/کارگردانی ایستوود در رساندن این پیام مؤثر است. کریستوفر کارلی هم در نقش کشیش محلی نمایش نسبتاً حساسی دارد که با وجود بیاحترامی والت، تلاش میکند امید و آرامش را به او بازگرداند. در مجموع فیلم دربارهٔ سوگ، معنا و تعلق به جامعه است و به نظرم ارزش دیدن دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران