«برادرها» نفس تازهای است: اصیل، واقعی و بهطرز دیوانهواری خندهدار. کمدی هوشمندانه و هجوآمیز فیلم در تمام مدت، پشتسرهم خندههای بلند خلق میکند و هیچگاه لبخند پهن تماشاگر را از بین نمیبرد.
بیلی آشنر و لوک مکفارلن شیمیای بیشتر از صدها زوج بازیگر در دهها کمدی رمانتیک دارند. فیلم از فرمولها و کلیشههای آشنا گریزان نیست، ولی یک رابطهٔ عاشقانهٔ جذاب و داستانی واقعاً جالب را...
«برادرها» نفس تازهای است: اصیل، واقعی و بهطرز دیوانهواری خندهدار. کمدی هوشمندانه و هجوآمیز فیلم در تمام مدت، پشتسرهم خندههای بلند خلق میکند و هیچگاه لبخند پهن تماشاگر را از بین نمیبرد.
بیلی آشنر و لوک مکفارلن شیمیای بیشتر از صدها زوج بازیگر در دهها کمدی رمانتیک دارند. فیلم از فرمولها و کلیشههای آشنا گریزان نیست، ولی یک رابطهٔ عاشقانهٔ جذاب و داستانی واقعاً جالب را روایت میکند و در مسیرش به جامعهٔ LGBTQ+ نیز ادای احترام میکند.
یکی از بهترین فیلمهای سال!
نمره: A-
---
بهعنوان کسی که معمولاً با کمدیهای رمانتیک مشکل دارد، اولش نگران بودم. اما فیلم تا حدی از بعضی کلیشههای همجنسگرایانه فاصله میگیرد و داستان عاشقانهٔ واقعاً خندهداری از دو مرد در حوالی چهلسالگی که در یک باشگاه با هم آشنا میشوند، ارائه میدهد. یکی «بابی» (بیلی آشنر) است؛ پادکستساز و فعالِ کمی نخنما بهنظر، که در تلاش است پول مورد نیاز برای موزهٔ ملی تاریخ LGBTQ+ آمریکا را جمع کند. دیگری «آرون» (لوک مکفارلن)، وکیلی است که وقت زیادی را صرف کراسفیت میکند. بهظاهر جفتِ طبیعیای نیستند، اما چند دیدار کوتاه در شب اول همراه با کنایه و یک بوسه، کلِ مسیرِ بعدی را رقم میزند.
آنچه این فیلم را متمایز میکند عمق بیشتر شخصیتهاست. رابطهٔ آنها هرگز ساده نیست و گرچه گاهی از زبان منولوگهای عصبانی منتقل میشود، شخصیتِ بابی استدلالهایی نسبتاً عمیق و منطقی دربارهٔ محدودیتهایی که تاریخ بر افراد با گرایشهای جنسی متفاوت تحمیل کرده ارائه میدهد. آشنر نقشِ مردی را بازی میکند که با زبان تند و کنایهآمیزش نشان میدهد بهترین دفاع، حمله است؛ مکفارلن فراتر از مردِ عضلانی ظاهر میشود؛ و فیلمنامهنویسیِ آشنر و کارگردان نیکلاس استولر نشان میدهد هر دو نسبت به این موضوع دغدغه دارند و تجربهٔ شخصیشان این فرآیند خلاقانه را تغذیه کرده است. فیلم گاهی ضربهای و گاهی کمتر موفق است، بهخصوص در سهچهارم پایانی که کمی مصنوعی میشود، اما پایانبندی آن را تا حدی جبران میکند — حتی اگر فقط برای شیرینیِ آوازخوانیِ پایانی باشد — و من از آن لذت بردم. دیدنش حتماً نیازمند نمایش سینمایی نیست، ولی گاهی بهطرز تحریکآمیزی بامزه و فکربرانگیز است. هشدارِ ردهبندی دربارهٔ «صحنههای جنسی قوی» اغراقآمیز بهنظر میرسد؛ از نظر بصری چیزی در فیلم نیست که واقعاً موجب توهین شود و حتی زبانِ بهکاررفته هم نسبتاً ملایم است.
---
صادقانه بگویم من همجنسگرا نیستم و این فیلم را ندیدم. دلیلش هم این نیست که من آدمی راستگرا باشم یا کلاً با کمدیهای رمانتیک مشکل دارم — بلکه چون نمیخواستم دوباره یک سخنرانی ببینم و از آن حمایت کنم.
و همانطور که برای هیچکس تعجبآور نیست، فیلم همان سخنرانی پیشبینیشده را دارد؛ باز هم گفته میشود همهٔ مردان سفیدپوست و دگرجنسگرا «کاملاً شرور» هستند چون سفید و مرد و دگرجنسگرا هستند، نه به دلایل دیگر. یک نکتهٔ ساده به هالیوود: اگر میخواهید فیلمهایی بسازید که مردم برای دیدنشان پول پرداخت کنند، فیلمهایی نسازید که با یک نگاه مخاطب فکر کند «این قراره دائم به من فریاد بزنه که چقدر شرورم»، و بعد هم آنها را برای ندیدن فیلم سرزنش نکنید.
در حال حاضر هر چیزی که برچسب «همجنسگرایانه» دارد باید برای خیلیها ناحیهٔ ممنوعه باشد — نه بهخاطر اینکه آدمهای راستگرا یا سفید بد هستند، بلکه چون تضمین دارد که مخاطب را توهین میکند و سپس سازندگان به توهینشان ادامه میدهند.
---
انتظار زیادی از «برادرها» (نوشته و کارگردانی نیکلاس استولر) نداشتم. در دستهای نامناسب، فیلمی با چنین جاهطلبیهایی ممکن است به نمایش اغراقآمیزِ سیاستزدگی یا نمایشی از نمایندگیِ اجباری تبدیل شود. خوشبختانه این فیلم نه سیاسیکاری است و نه نمایندگی تحمیلی؛ و گامهای بزرگی در عادیسازی روابط همجنسگرایانه روی پردهٔ سینما برداشته است.
بابی، پادکستر و رئیس جدید اولین موزهٔ تاریخ LGBTQ+ در کشور، مردی بدبین است که در نیویورک زندگی میکند. او هیچوقت رابطهای طولانی نداشته و واقعاً دنبال عشق هم نیست. بعد از چند قرار تصادفی، بابی در یک کلاب با آرون، وکیلی خوشتیپ، آشنا میشود؛ آنها بهظاهر خلافِ هماند—سبک تمرین، سلیقهٔ موسیقی (ماریا یا گارت بروکس) و چیزهای دیگر—و البته همین تفاوتها جرقهها را روشن میکند. مردان زمان بیشتری را با هم میگذرانند و یک داستان عاشقانهٔ واقعی شکل میگیرد.
تقریباً همهٔ شخصیتها در این فیلم همجنسگرا، تراجنسیتی یا دوجنسگرا هستند و زبانِ ردهبندیشدهٔ فیلم به همان اندازهٔ برخی صحنههای اتاقخواب جسورانه است (اگر قرار گرفتنِ برهنگی گرافیکال برایتان مسئلهساز است باید گفت برهنگی آشکاری وجود ندارد). این رویکرد جسورانه و تازهکننده است، حتی اگر بعضی از بخشها بیپروا و بیپرداخت باشند. همین ویژگی ممکن است باعث شود فیلم برای مخاطبان محافظهکار سختفروش شود، اما برای کسانی که ذهن بازتری دارند، دیدن یک داستان عاشقانهٔ جهانی حس رهاییبخشی دارد. یکی از بهترین تعریفهایی که میتوانم از فیلم بکنم این است که اگر متن مرتباً تذکر نمیداد، شاید فراموش میکردید که این دو عاشق، مردانی همجنسگرا هستند.
آشنر و استولر (که فیلمنامه را مشترکاً نوشتند) روایت را از قالبهای کلاسیک کمدی رمانتیک میسازند و نشان میدهند بعضی شوخیها جهانیاند. فیلم از فرمولِ امتحانشده پیروی میکند، اما بهخوبی جواب میدهد. مراحل مختلف شروع یک رابطه از ملاقاتِ خوشایند تا شیفتگی، مرحلهٔ آزاردهنده و آشتیِ بعدی با صداقت ثبت شدهاند. اینجا چیزی هست که هر کسی بتواند با آن ارتباط برقرار کند، حتی اگر خطهای شوخی مخصوص جامعهٔ LGBTQ+ هم کم و بیش وجود داشته باشند.
خوشحالکننده است که یک کمدی رمانتیک معمولی با چرخش غیرمعمول ببینیم: بامزه و هوشمندانه، شخصیتهای دوستداشتنی، دو بازیگر اصلی با شیمی خوب و زمانبندی کمیک عالی. فیلم صداقتی زیرپوستی دارد و از ساختگیبودن خالیست، که گامی بزرگ در جهت پذیرش بیشتر همهٔ انواع روابط است. «برادرها» کمدی رمانتیکی است که شما را میخنداند، دلتان را لمس میکند و در پایان حالِ خوشی به شما میدهد.
---
این فیلم حتی اگر دربارهٔ آدمهای دگرجنسگرا هم بود باز هم فیلم بدی میبود. بیلی آشنر در نقش یا بیرون از آن جذاب نیست و داستان کاملاً قابلپیشبینی است.
ادعای اینکه این نخستین کمدی رمانتیکِ همجنسگرایانه است هم مسخره است—«قفس پرنده» را ندیدهاید؟
این فیلم بهراحتی فراموششدنی و موعظهگونه است. اگر دنبال یک کمدی رمانتیک با نقشهای اصلی مرد همجنسگرا هستید: «قفس پرنده».
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران