«جك ریپر» ژنرال روان پریش ارتش و رئیس یک پایگاه هوایی در امریکاست که در اقدامی خودسرانه تهاجمی هسته ای علیه شوروی به راه می اندازد و رئیس جمهور و سیاستمداران آمریکا پس از آگاهی از این عمل با تجمع در اتاق فرماندهی جنگ ایالات متحده به دنبال راهی برای توقف این حملات می گردند.
«جك ریپر» ژنرال روان پریش ارتش و رئیس یک پایگاه هوایی در امریکاست که در اقدامی خودسرانه تهاجمی هسته ای علیه شوروی به راه می اندازد و رئیس جمهور و سیاستمداران آمریکا پس از آگاهی از این عمل با تجمع در اتاق فرماندهی جنگ ایالات متحده به دنبال راهی برای توقف این حملات می گردند.
نامزد ۴ جایزه اسکار — ۱۴ جایزه و مجموعاً ۱۱ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان85
فیلمِ استنلی کوبریک (۱۹۶۴) با عنوان دکتر استرنجلاو، کمدی سیاهی است دربارهٔ نابودی هستهای نوع بشر. داستان فیلم از سه رشتهٔ موازی تشکیل میشود که در نهایت به آخرالزمان میانجامند: در یک خط، فرماندهٔ پایگاه نیروی هوایی (استرلینگ هیدن) دچار جنون میشود و دستور اجرای کد حمله برای بمبافکنهای B-52 را میدهد تا بمبها را روی اهدافی در روسیه رها کنند، در حالی که یک...
فیلمِ استنلی کوبریک (۱۹۶۴) با عنوان دکتر استرنجلاو، کمدی سیاهی است دربارهٔ نابودی هستهای نوع بشر. داستان فیلم از سه رشتهٔ موازی تشکیل میشود که در نهایت به آخرالزمان میانجامند: در یک خط، فرماندهٔ پایگاه نیروی هوایی (استرلینگ هیدن) دچار جنون میشود و دستور اجرای کد حمله برای بمبافکنهای B-52 را میدهد تا بمبها را روی اهدافی در روسیه رها کنند، در حالی که یک کاپیتان بریتانیایی در برنامهٔ تبادل افسران (پیتر سلرز) تلاش میکند او را منصرف کند. در خط دوم، خدمهٔ یک B-52 به فرماندهی ماژور کانگ (اسلیم پیکنز) را میبینیم که برای انداختن بمب آماده میشوند. نهایتاً صحنههای اتاق جنگ در پنتاگون را داریم که در آن رئیسجمهور آمریکا (باز هم پیتر سلرز) از ژنرالی (جورج سی. اسکات) دربارهٔ چگونگی وقوع این فاجعه بازخواست میکند تا اینکه دانشمند آلمانی مرموز، دکتر استرنجلاو (دوباره پیتر سلرز)، راهحلی پیشنهاد میدهد.
فیلم که در ابتدا قرار بود اقتباسی جدی از یک رمان تریلر سیاسی باشد، به کمدی دیوانهواری بدل شد. خِصلتهای جنسی شخصیتها، هیستری ضدکمونیستی و بیتفاوتی آنها نسبت به نزدیکشدن آخرالزمان تا حد اغراق و هزل کشیده شده است. کمتر اثر پیتر سلرز تواناییهای چندوجهی او را اینچنین نشان میدهد: او بیزحمت بین نقش کاپیتان مندریک، مردی عصبی با لهجهٔ بریتیش، رئیسجمهور محافظهکار آمریکایی مرکین مافلی و دکتر استرنجلاو، دانشمندی نازی که پس از جنگ جهانی دوم به آمریکا آورده شده، جابجا میشود.
تماشاگران زمان اکران، تهدید نابودی هستهای را بسیار واقعیتر احساس میکردند و شاید امروز بینندگان معاصر نتوانند بهطور کامل سیاهیِ این کمدی سیاه را درک کنند؛ با این همه، فیلم همچنان خندهدار مانده و حتی پس از دیدنهای مکرر در طول سالها باز هم میتواند موجب خنده شود.
بخشی دیگر از نظرات روی نکتههایی شتابزده و در عین حال درخشان دربارهٔ بازیها تمرکز دارد: یک بمبافکن راهی روسیه است، ارتباطات قطعاند، یک دانشمند سابق نازی (در صندلی چرخدار؟) خبر از نابودی همگانی میدهد؛ این کمدی عجیب باعث شد که احترام زیادی برای استعداد پیتر سلرز قائل شوم. جدا از اجرای سه نقش کاملاً متفاوت، اجرای لهجهٔ طبیعی آمریکایی او در نقش رئیسجمهور برایم باورکردنی نبود. فیلم برای زمان خود کمدی بسیار سیاه و تیزبینی بود و دیالوگها و صحنههایی جسورانه و متهور دارد. پیشنهاد میکنم کسانی که ذهنباز یا ذائقهٔ علاقهمند به طنز عجیب دارند، این فیلم را ببینند.
یکی از محوریترین خوانشها بر نمادگراییِ جنسی-نظامیِ فیلم تأکید میکند: فیلم چگونه میل جنسی و هیجانِ برخی شخصیتها نسبت به جنگ هستهای را به تمسخر میکشد. برای این شخصیتها، پایان جهان و جنگ کامل نوعی فتیش است که تقریباً با جزئیات اروتیک نشان داده میشود. مثالهای بارز، ژنرالهای ریپر و تراجیدسون هستند که بهطریقی ذهنی پیوند میان جنسیت و جنگ را آشکار میسازند؛ یا فرماندهٔ هواپیما که در صحنهای سوار بر اسبِ بمب میشود، انگار که آن بمب امتدادِ آلت مردانهاش باشد. خودِ استرنجلاو نیز—با نامی که خود گویای همهچیز است—هیجانِ پیشازآخرالزمان را بهوضوح نشان میدهد؛ پیشنهاد او دربارهٔ پناهگاهی برای بازماندگانِ گزینششده (ایدههای نازی دربارهٔ اتقان نژادی در اینجا حضور قوی دارند) نمونهای از این جنبه است.
این فیلم یکی از آثار درخشان در کارنامهٔ پیتر سلرز است؛ او توانایی بازی در چند نقش را بهشیوهای بینقص به نمایش میگذارد تا جایی که تشخیص بازیگر دشوار میشود. جورج سی. اسکات و استرلینگ هیدن نیز بابت اجراهایشان سزاوار تحسیناند. از لحاظ فنی، فیلم با تصویربرداری برجستهاش چشمگیر است: کوبریک از تکنیکهای مختلفی برای انتقالِ پیامِ اروتیک-نظامی استفاده میکند—مثلاً سکانس ابتدایی تانک سوخت در حال پرواز که همچون نمادی از عمل جنسی نمایش داده میشود. کادربندیها و نماهای بسته بهدقت طراحی شدهاند، برخی شخصیتها برجسته و برخی دیگر تا حداقلِ حضور خود کوچک میشوند (مثلاً رئیسجمهور بهصورت ناکارآمد جلوه داده میشود). فیلم در ارائهٔ سیاهوسفید سینمایی یک درس واقعیست. صحنهپردازیها، دکور و لباسها نیز بسیار خوباند و حمله به پایگاه هوایی یکی از واقعگرایانهترین صحنههای جنگی مدرن است که دیدهام. موسیقی متن نیز بهطرزی جداً کنایهآمیز انتخاب شده و کاملاً با لحن فیلم همخوانی دارد؛ بهویژه تمهای ابتدایی و پایانی قابل توجهاند.
در کل، فیلمی نود دقیقهای است که حجم زیادی نکته برای تأمل و خنده دارد؛ مضحکه و جدیت سناریو به شکلی نیشدار و تأثیرگذار ارائه میشوند، درست در زمانی که جنگ سرد اوج گرفته بود. شخصیتِ محاسبهگرِ عنوان فیلم نیز با زیرکی به منشأ بسیاری از دانشمندانی اشاره میکند که برنامههای نظامیِ کشورهای غربی را پشتیبانی کردند در حالی که وفاداریهای تاریخیشان بسیار مبهم بود. اجراهای ستارهها—بهویژه حمایتِ هیدن، اسکات و اسلیم پیکنز در نقش ماژور کانگ—بهخوبی نشان میدهد که نقصهای ساختارِ فرماندهیِ مبتنی بر پارانویا و ضعفهای طبیعت انسان در مواجهه با تکیهٔ فزاینده به فناوری و خودکارسازی چه پیامدهایی میتواند داشته باشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران