شجاع دل داستان زندگی حماسی یک آزادی خواه اسکاتلندی است که با انگلیسی ها برای استقلال میجنگد. «ویلیام والاس» (مل گیبسون) شخصیتی ستودنی و کم نظیر است که در پی عشق به همسر از دست رفته اش و عشق به سرزمینش آخرین قطره خون خود را فدا میکند.
شجاع دل داستان زندگی حماسی یک آزادی خواه اسکاتلندی است که با انگلیسی ها برای استقلال میجنگد. «ویلیام والاس» (مل گیبسون) شخصیتی ستودنی و کم نظیر است که در پی عشق به همسر از دست رفته اش و عشق به سرزمینش آخرین قطره خون خود را فدا میکند.
برندهٔ ۵ جایزهٔ اسکار؛ مجموعاً ۳۴ پیروزی و ۳۴ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان82
این فیلم واقعاً منظرههای اسکاتلند و اطراف آن را خوب به نمایش میگذارد. خط داستان تا پایان مخاطب را روی لبهٔ صندلی نگه میدارد. مل گیبسون لهجه را خوب درآورده و نقش ویلیام والاس را عالی بازی میکند. بعد از تماشای فیلم دلم میخواهد بلند شوم و فریاد «آزادی!» بزنم. میتوانم این فیلم را هزار بار دیگر ببینم و هرگز از دیدنش خسته نشوم. تماشای...
این فیلم واقعاً منظرههای اسکاتلند و اطراف آن را خوب به نمایش میگذارد. خط داستان تا پایان مخاطب را روی لبهٔ صندلی نگه میدارد. مل گیبسون لهجه را خوب درآورده و نقش ویلیام والاس را عالی بازی میکند. بعد از تماشای فیلم دلم میخواهد بلند شوم و فریاد «آزادی!» بزنم. میتوانم این فیلم را هزار بار دیگر ببینم و هرگز از دیدنش خسته نشوم. تماشای آن برای هر کسی که هنوز ندیده، واجب است.
با وجود نواقص تاریخی، «شجاعدل» نمایشی پرهیجان است. مل گیبسون در سال ۱۹۹۵ این حماسهٔ برندهٔ جایزه را ساخت — اثری که از لحاظ تاریخی گزینشی است، ساختهٔ کارگردانی که بعدها چهرهای بحثبرانگیز یافت، و گاه رویکردی سنگیندست دارد. فیلم گاهی نامنظم جلوه میکند، اما ساختار محکم، گردبادهای احساسی و عظمت بصریاش آن را به تجربهای شورانگیز تبدیل میکند. شاید بخشهایی از موفقیت فیلم به این برمیگردد که دههٔ نود به یک حماسهٔ بزرگ نیاز داشت، یا اینکه دیدن قیام مردم عادی علیه ظلم همیشه برای بیننده جذاب است. داستان وسیعی است که عشق، وفاداری، شرف و خیانت، مرگ و قهرمانان و ضدقهرمانان را در خود دارد و تمام ویژگیهای ژانر را داراست. مل گیبسون نقش ویلیام والاس را بازی میکند، هرچند گاهی لهجهٔ اسکاتلندی را کامل جا نمیاندازد، اما با انرژی و شور دیالوگها را اجرا میکند — سخنرانی «پسران اسکاتلند» در استرلینگ از نقاط عطف نمادین فیلم است. پاتریک مکگوهان در نقش لونگشَنکس، پادشاه ادوارد یکم، دشمنی خودخواه و تمامعیار را به نمایش میگذارد و بازیگران مکمل مانند برندان گلیسون، تامی فلانگان، کاترین مککورمک، انگوس مکفیدن و جیمز کاسمُو به غنای اثر کمک میکنند. موسیقی جیمز هورنر به خوبی به حال و هوای فیلم مینشید و فیلمبرداری جان تول که حقاً شایستهٔ جایزهٔ اسکار بود، جوهرهٔ تصویری اثر را به ثبت رسانده است. بله، با وجود عیوب، فیلم میتواند بینندهٔ سختگیر را هم تحت تأثیر قرار دهد؛ از ابتدا تا پایان احساسات را برمیانگیزد و شایستهٔ ستایشهایی است که دریافت کرد. این حماسه یکی از آن آثاری است که ژانر را بار دیگر احیا کرد. 10/10
وقتی این فیلم را دیدم ۱۵ ساله بودم و آن را یکی از بزرگترین فیلمهایی میدانستم که تا آن زمان دیدهام. حالا که ۴۱ سالم است و با تحصیلات و دانش تاریخی، صحنهٔ نبرد پل استرلینگ هر بار که میبینمش مثل کشیدن ناخن روی تختهسیاه آزارم میدهد. فیلم را با همسرم دیدم و او گفت: «نه، آن موقع حدود سهساله بودم و در فرانسه زندگی میکردم.» به هر حال، فیلم دراماتیک، پرتعلیق و از نظر بصری زیباست. بهطرز مختص گیبسون پر از خشونت سینمایی است که همیشه تماشایش لذتبخش است. بازیگری خوب است، موسیقی به درام میافزاید و فیلم جریانی در اسکاتلند برانگیخت که هنوز آثارش ادامه دارد... پس همچنان فیلم بسیار خوبی است. فقط، خب... خب پل کجاست؟
بهعنوان یک اسکاتلندی، متأسفم اما مشکلات تاریخی فیلم برایم بیش از اندازه آزاردهنده بود. این تاریخ از کودکی به ما آموخته شده و وقتی تصویری اینچنین گسترده و باشکوه میآید انتظار بیشتری داشتم. اینکه مل گیبسون اسکاتلندی نیست مسئلهٔ اصلی نیست — موضوع این است که داستان تا حد زیادی ساختگی است. هرچند فیلم خونین و چشمنواز و بهظاهر واقعی است، اما در نهایت داستانی تخیلی ارائه میدهد. با این دید، «شجاعدل» هنوز درام قرونوسطایی سرگرمکنندهای است که مبارزهٔ اسکاتلند بدون پادشاه را در برابر ظلم ادوارد یکم نشان میدهد. با حضور چهرههای آشنا، خشونت انگلیسیها را به نمایش میگذارد و ویلیام والاس را معرفی میکند؛ کسی که میخواهد برخیزد و مبارزه کند. کشتهشدن همسرش بهدست مأمور محلی (مالکوم تیرنی) آخرین خط قرمز است و او بهزودی با همنژادش آرگایل (برایان کاکس) طرح میریزد. آنچه دنبال میآید درامی خوشساخت و تصویری با توطئه و صحنههای نبرد خونین است که در نهایت به پایانی اجتنابناپذیر میانجامد. فیلم کمی طول میکشد تا به حرکت بیفتد اما وقتی مسیرش را پیدا میکند، ریتم خوبی دارد؛ رمانس اندک، شمشیرزنی فراوان و ناسیونالیسم سادهدلانهٔ آزادیخواهان پیش چشم است. در مجموع «شجاعدل» هیجانانگیز، پرتحرک و خونین است — دقیقاً همان چیزی که باید باشد؛ برای همین گیبسون سزاوار تحسین است. حیف که نتوانست کمی بیشتر به واقعیت تاریخی پایبند بماند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران