در زندگی چیزهایی مهمتر از پول وجود دارد، اما گاهی اوقات ما این حقیقت را فراموش میکنیم و ناخواسته دیدگاهمان بهشدت کجی پیدا میکند. متأسفانه این اتفاق اغلب وقتی میافتد که موضوعات خانوادگی در میان است؛ و وقتی پول با مسائل خانوادگی، بهویژه ارث، درآمیخته شود، آن برداشتهای نادرست میتوانند بیشتر تحریف شوند. داستان دربارهٔ یک خانوادهٔ چینی-تایلندی است که باید تصمیم بگیرند با داراییهای...
در زندگی چیزهایی مهمتر از پول وجود دارد، اما گاهی اوقات ما این حقیقت را فراموش میکنیم و ناخواسته دیدگاهمان بهشدت کجی پیدا میکند. متأسفانه این اتفاق اغلب وقتی میافتد که موضوعات خانوادگی در میان است؛ و وقتی پول با مسائل خانوادگی، بهویژه ارث، درآمیخته شود، آن برداشتهای نادرست میتوانند بیشتر تحریف شوند. داستان دربارهٔ یک خانوادهٔ چینی-تایلندی است که باید تصمیم بگیرند با داراییهای مادربزرگشان (اشا سیمخوم)، که به تازگی مبتلا به سرطان رودهٔ مرحلهٔ چهارم شده، چه کنند. چندین خویشاوند برای تصاحب پول و ملک او رقابت میکنند، اما جاهطلبترین آنها نوهٔ مالیناتوان او (پوتیپونگ آساراتاناکول) است که ناگهان و معجزهوار رفتار نسبتاً بیتفاوت خود را کنار میگذارد و داوطلب میشود تا بهعنوان مراقب تماموقت مادربزرگش از او نگهداری کند، با این امید که این لطفِ ظاهری پس از مرگش به سود مالی بزرگی برای او منتهی شود. با این حال مادربزرگ، اگرچه در برخی افکار کمی سنتی است، آدم سادهای نیست و بهسرعت این تغییر رفتار را بهعنوان حرکتی آشکارِ متظاهرانه میبیند. او عزمش را جزم میکند تا از این موقعیت نه فقط برای رسیدگی به نیازهایش، بلکه برای دادن درسهای عشق محکم و هدایت نوهٔ گمشدهاش استفاده کند. فیلم نخستِ پات بونیتیتاپ تجربهٔ آغازین چشمگیری روی پردهٔ بزرگ است: اندیشمند، حساس، تیزبین و تأثیرگذار بدون آنکه به لوسگرایی یا احساساتیسازی افراطی مبتلا شود. روایت محکم و فیلمنامهٔ عالیِ اثر با دستِ ماهری این قصه را میگوید؛ ریتمِ متعادلی دارد و دقیقاً میداند چه زمانی از طنز و درام برای رسیدن به بیشترین اثر استفاده کند. بازی یک گروه خوشاستعداد، فیلمبرداری زیبا و موسیقی پسزمینهٔ مناسب همگی در خدمت ساختار محکم متن قرار گرفتهاند. تنها نکتهای که میتوانست بهتر باشد، اندکی تراشیدنِ بخش پایانی فیلم است که با ویرایش محتاطانهتری میتوانست فشردهتر شود؛ اما این کاستی در برابر دیگر ویژگیهای برجستهٔ فیلم بهراحتی قابل چشمپوشی است. «چگونه پیش از مرگ مادربزرگ میلیونها جمع کنیم» واقعاً جواهری سینمایی است که تماشایش ارزش دارد.
نوجوان معمولاً لجباز «ام» (پوتیپونگ آساراتاناکول) از رفتار دخترعمویش «مویی» (تِنتاوان تانتیوِجاکول) ناراحت و گیج است که با دقت از مرد سالخوردهٔ بستری مراقبت میکند—تا وقتی آن مرد میمیرد و خانهٔ بزرگش را بهجای فرزندانش به مویی میبخشد. تقریباً همزمان، ام بههمراه خانوادهاش برای زیارت قبر اجدادی میرود که مادربزرگش (اشا سیمخوم) روی تپه میافتد و مچ پایش آسیب میبیند. نتیجهٔ معاینه در بیمارستان خبر بدی است: تشخیص سرطان مرحلهٔ چهارم و شاید فقط حدود یک سال زندگی باقیمانده. تجربهٔ مویی و شکست نسبی کسبوکار بازیسازیِ خودِ ام او را برانگیخته و باعث میشود بیشتر به این خانم سالخورده اما باانگیزه توجه کند، با این هدف که شاید بتواند جلو مادر و دو عمویش در صفِ ارث جلو بزند. یکی از عموها «سوئی» (پونگساتورن جونگویلاس) آدمِ ولخرج و دزدیدهکاری است، دیگری «کیانگ» (سانیا کوناکورن) مردی موفق است که همراه همسر و دختر کوچکش زندگی میکند، و مادرِ خودش «سو» (جیر سارینرات توماس) شیفتکاری کار میکند تا هزینهٔ زندگیِ خود و پسر تنبلش را تأمین کند. بدیهی است که «آماه» (مادربزرگ) سادهلوح نیست و نسبت به اظهار علاقهٔ ناگهانی نوهاش مشکوک است، اما چون آنها در خانهٔ کوچکِ او زندگی میکنند، رابطهشان از ظن و ریا بهتدریج به محبتِ واقعی تبدیل میشود.
خودِ داستان تا حدودی قابل پیشبینی است، اما دو شخصیت اصلی هستند که واقعاً تأثیر میگذارند: ام که در برابر چشمان ما بالغ میشود و بازیِ او همزمان صادقانه و غالباً بامزه است، و مادربزرگی زیرک و پرانرژی که باید با مرگ قریبالوقوعش روبهرو شود و زندگیاش را مرور کند—اغلب از طریق ناامیدیهایی که از طرف فرزندان، نوه و برادر ثروتمند و دورافتادهاش تجربه کرده است. در بخشهایی یادآور Tokyo Story (۱۹۵۳) است، چون نشان میدهد که چگونه نگرشها به والد سالمند، تا وقتی پای تقسیم اموال وسط نیاید، غالباً بیاهمیت است. در نهایت مادربزرگ بیش از هر چیز میخواهد ببیند خانوادهاش شاد باشند و یک «خانهٔ آخر» برای خودش داشته باشد؛ برای این کار به یک میلیون بات (در حدود ۲۳ هزار پوند) نیاز دارد تا قطعهای بزرگتر برای دفن تهیه کند تا خانوادهاش سالی یکبار برای یادبود به دیدارش بیایند. جای تأمل است که این زن صبور با فروختن کنجی و پسانداز محدودش، عملاً نمیتواند رویای خود را تأمین کند اما حاضر به فروش خانهاش نیست؛ مسأله برای او حالا خودِ او نیست، بلکه آیندهٔ خانوادهاش است. شدت لطیفِ رابطهٔ آنها دیدنی و تأثیرگذار است و این اثر آغازین کارگردان با احساسی دلپذیر و چشمگیر همراه است. وقتی فقط آن دو با همند—یا از دست هم عصبانیاند؛ یا او ماهی اشتباه میخرد؛ یا با هم ورق بازی میکنند؛ یا حتی مجسمهٔ الهه را جابهجا میکنند—تصویری دوستداشتنی از ارتباط بیننسلی عرضه میشود که فرصتِ رشد را فراهم میآورد. دو ساعت فیلم بهسرعت میگذرد و این فیلم مطمئناً چیزهای زیادی برای فکر کردن پس از تماشا بهجا میگذارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران