یکی از پدیدگان سابق بسکتبال، هم اکنون افت کرده است و با اعتیادش به الکل دست و پنجه نرم می کند. او با یک فرصت شغلی مربیگری مواجه می شود و بعد از این که تیمش شروع به برد مسابقات کرد، او دلیل برای رویارویی با اتفاقات ناگوار گذشته اش می یابد اما آیا این اتفاق برای بازگرداندن او به مسیر رستگاری کافیست؟
یکی از پدیدگان سابق بسکتبال، هم اکنون افت کرده است و با اعتیادش به الکل دست و پنجه نرم می کند. او با یک فرصت شغلی مربیگری مواجه می شود و بعد از این که تیمش شروع به برد مسابقات کرد، او دلیل برای رویارویی با اتفاقات ناگوار گذشته اش می یابد اما آیا این اتفاق برای بازگرداندن او به مسیر رستگاری کافیست؟
من طرفدارِ بزرگِ درامهای ورزشی الهامبخش نیستم، اما هیچگاه از آنها متنفر نبودهام. این آثار معمولا از فرمولی آشنا پیروی میکنند: قهرمان داستان بهخاطر گذشتهای تراژیک آدم بدبختی است، فرصت دوبارهای پیدا میکند (معمولاً در قالب موقعیتِ ضعیفِ زیرِ ذرهبین)، و در نهایت بر چالشها غلبه میکند—حتی اگر اعتیاد هم داشته باشد. همه در پایان «خوشبخت میشوند» و بیننده با لبخندی از سالن خارج میشود،...
من طرفدارِ بزرگِ درامهای ورزشی الهامبخش نیستم، اما هیچگاه از آنها متنفر نبودهام. این آثار معمولا از فرمولی آشنا پیروی میکنند: قهرمان داستان بهخاطر گذشتهای تراژیک آدم بدبختی است، فرصت دوبارهای پیدا میکند (معمولاً در قالب موقعیتِ ضعیفِ زیرِ ذرهبین)، و در نهایت بر چالشها غلبه میکند—حتی اگر اعتیاد هم داشته باشد. همه در پایان «خوشبخت میشوند» و بیننده با لبخندی از سالن خارج میشود، چون فیلم این احساس را در او ایجاد کرده است.
همدلی با یک «بازنده» که تلاش میکند سطحش را بالا ببرد و به چیزی که قبلاً باور نداشت برسد، بسیار آسان است. در فیلم The Way Back تیم بسکتبال افتضاح است، اما جک نهفقط به آنها بازی بهتر را یاد میدهد، بلکه به آنها میآموزد چگونه یک تیم واقعی باشند. بردهای پراکنده کمکم همه را روی مسیر برمیگرداند و دیدن رشد این جوانها در جنبههای مختلف بسیار دلپذیر است. بهعنوان کسی که با ورزش آشناست، جزئیات کوچک زیادی هست که از این نوع فیلمها لذت من را بیشتر میکند.
با این حال، فیلم در اصل همان کلیشه آشنا و قابل پیشبینی را تکرار میکند—تا یک لحظه که واقعاً غافلگیرکننده است. یک رخداد در داستان هست که من واقعاً انتظارش را نداشتم؛ نمیدانم آیا به خاطر این بود که «دفاعهایم پایین بود» یا اینکه گَیوین اُکانر و برد اینگلسبی واقعاً خوب توانسته بودند آن را تا لحظهٔ مناسب پنهان کنند، اما این نقطهٔ اوج قطعاً جواب میدهد.
از مشکلات اصلیِ فیلم، کمعمق بودن پرداخت به شخصیتهای فرعی است، جدا از ساختارِ فرمولی فیلمنامه. یک پسر جوان تا حدی داستانِ خودش را دارد، اما هرگز آنطور که باید مورد توجه قرار نمیگیرد. فیلم بسیار محورِ قهرمان است و در این ایرادی نیست، بهخصوص وقتی که بن افلک یکی از بهترین اجراهای دوران حرفهایاش را ارائه میدهد. من اجرای او را برای آخر گذاشتم چون معتقدم کل فیلم تا حد زیادی بهخاطر نمایش جذاب و تاثیرگذارِ او موفق شده است.
خیلیها دربارهٔ این حرف زدهاند که زندگی شخصیِ افلک و مبارزات گذشتهاش با اعتیاد، این نقش را تا حدی شخصی میکند و گویی دارد خودش را بازی میکند. عدهای هم اجرای او را کماهمیت جلوه دادهاند با این استدلال که «نمایشِ خودمان راحتتر از بازیِ یک شخصیت ساختگی است»—من با این نظر کاملاً مخالفم. تفسیرِ بخشی از شخصیتِ خودمان، بهویژه بخشی غمگین و سنگین از آن، کاری دشوار است. این فقط یک چالشِ عظیمِ بازیگری نیست، بلکه آزمونی شخصی و هراسآور نیز هست.
من از این بحثها فاصله میگیرم؛ راستش زندگی شخصیِ افلک یا هر کسِ دیگری برایم اهمیتی ندارد. منتقدان نباید همیشه موضوعات بیرونی را واردِ نقد کنند—این یکی از اصول اولیهٔ نقد فیلم است که متأسفانه گاهی فراموش میشود. نمیدانم تجربهٔ افلک با اعتیاد به او در نقشآفرینی کمک کرده یا نه، اما او در نقش کاملاً متعهد به نظر میرسد. او شخصیت را ارتقا میدهد و فیلم را بر دوشِ خود حمل میکند: تفسیر درخشان، احساسبرانگیز و بسیار واقعگرایانهای از فردی که با افسردگی، ناامیدی، خشم و مسئلهٔ اعتیاد درگیر است.
این فیلم در واقع بازگشتی است به روزهای خوبِ بن افلک پس از نیمهٔ دومِ دههٔ گذشته که کمی بیهدف بهنظر میآمد—بهویژه دورانِ نامناسبِ حضورش در دنیای سینماییِ یک ابرقهرمانی. در این درام که گَیوین اُکانر کارگردانیاش کرده و برد اینگلسبی (که در نگارشِ Out of the Furnace هم همکاری داشته) نوشته، افلک نقش جک کانینگهام را بازی میکند: ستاره سابق بسکتبالِ دبیرستان که حالا کارگرِ ساختوساز الکلی است و با بیمیلی قبول میکند سرمربی تیم مدرسهٔ سابقش شود.
چطور میفهمیم او الکلی است؟ نوشیدن آبجو در دوش نشانهٔ خوبی نیست (و شواهد دیگری هم هست)، اما بیش از همه، خودِ افلک است که نهفقط شبیه و صدایش شبیهِ نقش است، بلکه آن را درونی کرده و اجرایِ رهاییبخش و برونریزانِ درونِ جنمانند را ارائه میدهد.
بخش میانیِ فیلم عمداً نسخهای خلاصهشده از هر فیلم بسکتبال دبیرستانی است که تا به حال ساخته شده. این بخش با تسلط بر بازی، قدردانی از ذات بسکتبال و شوخطبعی اجرا شده، اما در نهایت بهعنوان یک بخش کماهمیتتر باقی میماند؛ صحنهها و دیالوگهای داخل زمین و کنار نیمکت خوب کار شدهاند و طراوت دارند اما چیزِ کاملاً جدیدی ارائه نمیدهند (بهجز ترکیب کمدیِ «سرمربی پرحرف» با «روحانیِ تیمِ مدرسهٔ کاتولیک»)—این صحنهها فقط برای رساندنِ یک پیام مورد استفاده قرار گرفتهاند—و آن پیام بهخوبی ساخته و منتقل میشود.
این تسهیلِ روایی در خدمتِ یک مطالعهٔ شخصیتِ گستردهتر است که سازندگان وقت و فکر بیشتری روی آن گذاشتهاند؛ دربارهٔ مردی که بهظاهر صرفاً برای مست شدن مینوشد و سپس بهتدریج علتها و پیامدهایِ اعتیادِ او آشکار میشود. گفته میشود رسیدن به تهِ قعر، آغاز مسیر به سوی بهبودی است، و فیلم از بسکتبال استفاده میکند تا جک را بالا بکشد، او را عمیقتر به پایین هل بدهد و در نهایت دوباره او را به بالا بازگرداند.
در مجموع، The Way Back یک درام ورزشی الهامبخش است که به کلیشهها و فرمِ آشنا ژانر وفادار مانده، اما در اجرا بسیار موفق است. شخصیتهای فرعی توسعهٔ کافی ندارند، اما وقتی بازیگرِ اصلی نمایشی استثنایی ارائه میدهد—که بن افلک این کار را بهطرز احساسی قدرتمند و حقیقی انجام میدهد—فیلم ارزش دیدن پیدا میکند. افلک شاید همهٔ کلیشههای این ژانر را دنبال کند، اما اجرای او کافی است که فیلمِ گَیوین اُکانر را امتحان کنید.
امتیاز: B
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران