نامزد دریافت ۱ جایزه بفتا؛ ۳ جایزه و در مجموع ۱۱ نامزدی
«غذا اولویت دارد؛ زندگی بعدی است یا شاید هرگز.»
عنوان همه چیز را لو میدهد، اما باز هم باید فیلم را ببینی تا ببینی همهچیز چگونه پیش میرود. زندگی روی زمین برای بقاست؛ اما تکامل انسانی این ذهنیت را عوض کرده بود و حالا چه میشود وقتی قوانینی که به آنها عادت کردهایم دوباره به حالت اولیه بازگردند؟ این فیلم در فضای آخرالزمانیِ بریتانیا میگذرد و...
«غذا اولویت دارد؛ زندگی بعدی است یا شاید هرگز.»
عنوان همه چیز را لو میدهد، اما باز هم باید فیلم را ببینی تا ببینی همهچیز چگونه پیش میرود. زندگی روی زمین برای بقاست؛ اما تکامل انسانی این ذهنیت را عوض کرده بود و حالا چه میشود وقتی قوانینی که به آنها عادت کردهایم دوباره به حالت اولیه بازگردند؟ این فیلم در فضای آخرالزمانیِ بریتانیا میگذرد و حول سه نفری است که هر روز برای بقا میجنگند.
این فیلم، اولین اثر بلند کارگردان است که فیلمنامه را هم بهخوبی نوشته است. فیلمهای مشابه زیادی هست، اما هرکدام داستان و تهدیدهای خاص خود را دارند؛ وقتی شرایط تغییر میکند، رخدادها هم مسیر دیگری میگیرند و این باعث میشود دید تازهای به مخاطب ارائه شود.
این فیلم با آنچه تاکنون دیدهام متفاوت بود. واقعیتها را بهطرز خشن و بیپردهای نشان میداد؛ آدمها اعتمادشان به یکدیگر را از دست دادهاند. ممکن است بگویید این ویژگی در همه فیلمهای آخرالزمانی وجود دارد، اما این فیلم در جزئیات بسیار دقیق عمل میکند. موسیقی پسزمینه تقریباً صفر است، بنابراین در صحنههای هیجانانگیز حس واقعگرایی و شدت بیشتری وجود دارد، گویی با یک فیلم مستند طرفیم.
داستان از مردی آغاز میشود که در میانهی جنگل تنها زندگی میکند، سبزیجات خود را میکارد و همیشه نسبت به خطرات بیرون محتاط است. روزی زنی همراه دخترش برای یافتن غذا و معاوضه با داراییهایشان نزد او میآیند. معامله ابتدا خوب پیش نمیرود، اما بهتدریج اعتماد شکل میگیرد و آنها تصمیم میگیرند با هم زندگی کنند. کمبود غذایی دائمی است و نحوهٔ مواجههشان با این مسئله و مشکلات بعدی سرانجامِ داستان را رقم میزند.
«تنها چیزی که آنجا گرفتم، روی دو پا راه میرفت.»
فیلم جمعوجور با بازیگران محدود و دیالوگهای کم است؛ اما روایت تصویریاش قوی است. فیلم را دوست داشتم، اگرچه جزو آثار موردعلاقهام نیست؛ یک تریلر خوب و قابلقبول است. بازیگران چندان مشهور نیستند اما چهرههای آشناییاند و حضورشان به فیلم کمک کرده است. منتقدان و بخشهایی از تماشاگران از فیلم استقبال کردند، اما مخاطبان عام که برای موفقیت تجاری حیاتیاند، فیلم را چندان دنبال نکردند. فیلم در بخش نویسنده/کارگردان تازهکار نامزد جوایز بفتا شد اما برنده نشد.
محور اصلی فیلم غذاست. جمعیت انسانی در ورود به قرن بیستویکم رشد سریعی داشت و بعد بهدلیل کمبود غذا که بهطور مستقیم متأثر از آلودگی و مسائل دیگر است، بهسرعت کاهش پیدا کرد. بنابراین موضوع منطقی و بهجاست، اما همه پیام را دریافت نمیکنند؛ بسیاری از تماشاگران صرفاً به دنبال سرگرمیاند. امیدوارم این بهانهای برای نادیدهگرفتن فیلم نباشد.
فیلم در چند نقطه از ایرلند شمالی فیلمبرداری شده است. روایت کند اما پیوستهای دارد و پیامش را آرام اما واضح منتقل میکند. مسئله نه آشنایی موضوع که نحوهٔ متفاوت برخورد آدمها با چنین شرایطی است؛ فیلم میکوشد همین تفاوتها را بهشیوهای دراماتیک نشان دهد.
ابتدا پوستر فیلم برایم یادآور داستانهای بومیان آمریکای شمالی یا جنوبی بود؛ عمدتاً بهخاطر مدل مو که این تداعی را ایجاد میکرد. خلاصهٔ داستان چشمانداز دیگری نشان داد و کنجکاویام را بیشتر کرد. بعد از اطلاع از استقبال نهچندان مثبتِ اولیه، با انتظاری اندک تماشا کردم، اما شگفتزده شدم؛ فیلم آنقدرها هم بد نیست. دیدی جالب دربارهٔ مبارزهٔ این سه نفر با آنچه در برابرشان است ارائه میدهد. نمیگویم دیدن آن واجب است، اما قطعاً از بدترینها هم نیست؛ اگر مرددید کمی تحقیق کنید، اما اگر از من بپرسید، میگویم تماشا کنید.
۷/۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران