نمیدانم تا بهحال تچایکفسکی را اینقدر تهدیدآمیز شنیده باشم یا نه، اما اینجا «دریاچهی قو» و بعضی سولوهای مرگبارش خیلی خوب به کار رفتهاند! گروهی آدمربا به دستور «لامبرت» (ژانکارلو اسپوزیتو) جمع شدهاند تا دختر یک آدم ثروتمند را بدزدند. قرار است او را به عمارت دورافتاده و ترسناکی ببرند و تا پرداخت ۵۰ میلیون دلار باج، در آنجا زندانی نگه دارند. اما این دختربچهی...
نمیدانم تا بهحال تچایکفسکی را اینقدر تهدیدآمیز شنیده باشم یا نه، اما اینجا «دریاچهی قو» و بعضی سولوهای مرگبارش خیلی خوب به کار رفتهاند! گروهی آدمربا به دستور «لامبرت» (ژانکارلو اسپوزیتو) جمع شدهاند تا دختر یک آدم ثروتمند را بدزدند. قرار است او را به عمارت دورافتاده و ترسناکی ببرند و تا پرداخت ۵۰ میلیون دلار باج، در آنجا زندانی نگه دارند. اما این دختربچهی بهظاهر معصوم، رازی بزرگتر از بسیاری اعضای پراکندهی گروه دارد؛ همانهایی که هرکدام با مهارتهای مکملشان او را دزدیدند. این گروه را «فرنک» (دن استیونز) رهبری میکند و «جوی» (ملیسا باررا) قرار است مراقب «ابیگیل» (آلیشا ویر) بماند. خیلی زود معلوم میشود که این گروه در دام او گرفتار شدهاند، نه برعکس، و از آنجا به بعد یک سری برخوردهای خندهدار و در عین حال هولناک رخ میدهد که کمکم تعدادشان را کم میکند و آنها مجبورند برای جانشان بجنگند. فیلم در پایان کمی از نفس میافتد — که این موضوع در چند جا رخ میدهد — اما بازیگران متین و سرگرمکنندهای مثل کوین دوراند و کاترین نیوتون، کارگردانی سریعگام و دیالوگهای تند و کوتاه، اکثر قسمتها را سرپا نگه میدارند و تنوع شخصیتها (و سطح هوششان) تماشای فیلم را به نوعی شوخی لذتبخش شبیه بازی «کلودو» با مقدار زیادی خونآشاموار تبدیل میکند. چه کسی فکرش را میکرد پیاز قرمز اینقدر کارآمد باشد؟
ایدهی «ابیگیل» خیلی نو نیست، اما بهخوبی اجرا شده و تجربهای نسبتاً دیدنی در ژانر وحشت ارائه میدهد.
با اینکه فیلم در بستر وحشت خونآشامی شکل گرفته، من «ابیگیل» را خیلی ترسناک نیافتم. حس تهدید خزندهای وجود ندارد و صادقانه بگویم، این چیز کمی ناامیدکننده است. در اوایل فیلم تلاشهایی برای ایجاد این حس میشود، اما هرگز به اندازهای پیش نمیرود یا آنقدر ظریف نیست که کاملاً موفق شود.
در عوض، «ابیگیل» بیشتر شبیه آثاری معمولی درباره خونآشامهاست؛ در بخش اعظم فیلم میدانید با چه کسی و چه چیزی روبهرو هستید. این موضوع قصه و توضیحات را بیشتر به سمت اکشن خونین سوق میدهد.
فیلم غیرقابلتماشا نیست؛ بازیها قابلقبولاند، فضای فیلم مناسباً دلهرهآور است و سکانسهای وحشت صیقلخوردهاند. با این حال، حس کردم چیزهایی را قبلاً دیدهام. پایانبندی نیز زمانی که میتوانست واقعاً تأثیرگذار باشد، کمی لو و کماثر میشود.
خلاصه اینکه، برخورد فیلم با ایده میتوانست فرصتی برای خلق چیزی ترسناکتر و تهدیدآمیزتر باشد، اما در نهایت محصولی میگیریم که بد نیست اما چیز ویژهای هم ارائه نمیدهد.
چقدر این فیلم من را غافلگیر کرد! واقعاً از تماشای «ابیگیل» لذت بردم؛ یک جواهر غیرمنتظره. قبل از دیدن فیلم جز اینکه در فهرست وحشت قرار گرفته چیزی نمیدانستم، بنابراین انتظار عادتی مثل بعضی آثار دیگر را داشتم، اما چیزی که دیدم واقعاً مرا تحت تأثیر قرار داد. از هر ثانیهی فیلم لذت بردم؛ هم ناراحتکننده است و هم خندهدار... همهی بخشها عالی بودند!
آلیشا ویر بهراستی ستارهی فیلم است؛ بازی خارقالعادهای از این نوجوان میبینیم — بسیار باورپذیر، بهویژه در سکانسهای ابتدایی. ملیسا باررا هم فوقالعاده است؛ قبلاً او را در بعضی آثار فراموششدنی دیده بودم، اما اینجا از بازیاش لذت بردم. دن استیونز و کاترین نیوتون هم تاثیرگذارند. خلاصه، همهی بازیگران خوباند.
صحنههای خونین و نمایشِ تخریب بدنها بسیار خوب اجرا شده — استفادهی عالی از جلوههای عملی و ویژه که هر بار هیجانزدهام کرد. از اینکه فیلم سریع به قصه میپردازد خوشحال شدم؛ طولی نمیکشد که پس از معرفی شخصیتها، آشفتگی واقعی رخ میدهد و فیلم جدیتر میشود. از آن نقطه به بعد تماشای فیلم واقعاً لذتبخش است.
در چند صحنهی ابتدایی نگران شدم وقتی فیلم از فرار اولیه به پویایی یک مکان واحد رفت؛ فکر کردم این کار سرعت را کم میکند اما هرلحظه در آن مکان تکمکان فوقالعاده است و هیچ اعتراضی ندارم. همه چیز با ریتمی کامل پیش میرود.
از اینکه اینقدر از فیلم لذت بردم تقریباً شگفتزدهام، شاید چون انتظار خاصی نداشتم. نقدها عموماً مثبت به نظر میرسند و من هم از تجربهام لذت بردم.
«ابیگیل» یک فیلم خونآشامی سرگرمکننده و اکشنمحور است که کمدی را بهخوبی با عناصر فراطبیعی و خشونت ترکیب میکند. ترکیب هیجان و شوخطبعی در فیلم لذتبخش است و تجربهی دیداری خوشایندی میسازد.
بازیها ارتقای چشمگیری به فیلم میدهند. دن استیونز حضور کاریزماتیکی دارد و هم در اکشن و هم در موقعیتهای کمدی خوب میدرخشد. ملیسا باررا هم بازی متقنی از خود ارائه میکند و به شخصیت خود عمق میبخشد. اما واقعاً آلیشا ویر بهعنوان ابیگیل جوان است که نمایش را از آن خود میکند؛ نقشآفرینیاش هم دوستداشتنی است و هم خشمناک، و پیچیدگیهای یک خونآشام نوجوان را خوب منتقل میکند.
دیدن ژانکارلو اسپوزیتو همیشه خوشایند است و نقش او در «ابیگیل» نیز همینطور است؛ او سنگینی و جدیت لازم را وارد فیلم میکند که تعادل خوبی با لحظات سبکتر ایجاد میکند. دوست داشتم نقش او پررنگتر بود.
بقیهی بازیگران مجموعهای از شخصیتهای آشفتهاند که در فضای کمدی-وحشت فیلم جا میگیرند. برخی شخصیتها بیشتر در ذهن میمانند، اما همه جمعاً به جو پرانرژی و غیرقابلپیشبینی فیلم کمک میکنند.
کمدی فیلم خوب زمانبندی شده و با صحنههای اکشن تنشزا بهخوبی توازن برقرار میکند. فیلم زیاد خود را جدی نمیگیرد و لحظات بازیگوشانهای دارد که ارزش سرگرمی آن را بالا میبرد. پیچشهای داستانی، هرچند کاملاً غیرمنتظره نیستند، اما با چاشنی خوبی اجرا شدهاند و مخاطب را درگیر نگه میدارند؛ مثلاً یک افشاگری در اواخر فیلم دربارهی منشأ ابیگیل به شخصیت او عمق میبخشد و بستر احتمالی برای ادامهها فراهم میکند.
این فیلم بهاندازهی «Ready or Not» سرحال و سرگرمکننده نیست، اما در نیمهی دوم لحظات دیوانهکنندهی زیادی دارد. بازی ملیسا باررا و دن استیونز را واقعاً دوست داشتم؛ بقیهی بازیگران نیز خیلی خوشساخت و پرانرژیاند. (۳.۵ از ۵)
احساس میکنم «ابیگیل» یکی از آن فیلمهای ژانری است که بین هواداران وحشت محبوب خواهد شد. پروژهی جدید مت بتینیلی-اُلپین و تایлер گیلِت همهچیزهایی را که از یک فیلم میخواهید دارد و آنها را اجرا میکند: طنز شیطنتآمیز، بازیگران متعهد و بااستعداد و مقدار زیادی خونآشامی و خشونت. این یک سفر سرگرمکننده از ابتدا تا انتهاست.
گروهی از خلافکاران احتمالی به فرمان «لامبرت» (ژانکارلو اسپوزیتو) قرار میگذارند ابیگیل (آلیشا ویر)، بالرین نوجوانِ دختر یکی از چهرههای قدرتمند زیرزمین را بدزدند. مبلغ باج ۵۰ میلیون دلار است و گروه شب را در عمارت ترسناکی میماند تا پول برسد. هیچچیز طبق نقشه پیش نمیرود و وقتی میفهمند نه راه فراری هست و نه همهچیز آنطور که فکر میکردند، شوکه میشوند؛ مخصوصاً وقتی درمییابند آن دختر دوازدهساله اصلاً عادی نیست.
طرح ساده است، اما همهی دستاندرکاران حداکثر استفاده را از آن میبرند. فیلم فراتر از انتظارات عمل میکند و خیلی بهتر و رضایتبخشتر از حد معمول ظاهر میشود. بخش زیادی از این موفقیت به بازیگرانی فوقالعاده، کارگردانی خوشسبک و مجموعهای از غافلگیریها و پیچشهایی برمیگردد که هم شوکهکنندهاند و هم گاهی مضحک. یکی از قوتهای فیلم همین غافلگیریهاست، پس اگر میخواهید بیشترین لذت را ببرید، از اسپویلها دوری کنید.
ویژگی دیگر فیلم، پرداخت نسبتاً خوب به شخصیتهاست. در ژانری که اغلب پر از شخصیتهای سطحی است، فیلمنامه نویسها وقت گذاشتهاند تا پیشینهها، مبارزات و ترسهای هر شخصیت ملموس به نظر برسد. بزرگسالان عموماً کمتر نمایانند، اما ویر در برخی صحنههای پایانی کمی اغراقآمیز میشود؛ اجرای دراماتیک و اندکی بامزهاش وقتی رقص باله با پارهکردن گلو همراه میشود، یادآور فیلمهای وحشت کلیشهای است. اما همینها بخشی از جذابیت فیلم را میسازد.
بتینیلی-اُلپین و گیلِت چند پرش ارزان استفاده کردهاند اما هرگز به آن متکی نمیشوند که این اتفاق خوشایند است. لحظات خونین و دلآورِ زیادی هست که طرفداران جلوههای گِریزلی را راضی میکند، و حتی آنها هم با طعنهای فان همراهاند. من این فیلم را ترسناک نمیدانم، ولی قطعاً بامزه است.
چند جای داستانی گُشاد هست، پس اینکه شما حاضر باشید از آنها چشمپوشی کنید تا حد زیادی تعیینکننده است که فیلم را دوست داشته باشید یا نفرت بورزید. فیلم ساده اما مشخص است که تلاش زیادی در هر جنبهی آن شده. «ابیگیل» دقیقاً میداند چه میخواهد باشد و به همان وعده عمل میکند.
من با انتظار دیدن یک فیلم ترسناک و با تم بالرینا وارد «ابیگیل» شدم، ولی متوجه شدم فیلم بیشتر به سمت کمدی میل دارد. صحنههای مبارزهی اغراقشده بین بزرگسالان و یک دختر جوان لحظاتی کمدی ایجاد میکنند که من را به خنده انداخت.
در حالی که فیلم به پرداخت شخصیتها میپردازد، متأسفانه دو شخصیت را خیلی سطحی حذف میکند و تاثیرگذاری زیادی از آن حذفها حاصل نمیشود. با این ضعف، پیچشها و تعقیبوگرزهای غیرمنتظرهی داستان فیلم را جذاب نگه میدارند و در مجموع تجربهای سرگرمکننده میسازند.
پردهی پایانی ممکن است کمی آشفته بهنظر برسد، اما نبرد نهایی یادآور رویاروییهای کلاسیک سینمایی است و به هیجان میافزاید. حضور ملیسا باررا آدم را به یاد نقش او در مجموعه «Scream» میاندازد و حس نوستالژیک ایجاد میکند.
متأسفانه پایان فیلم با حضور اضافه و غیرضروریِ پدر که در فیلم میآید، تعادل احساسیِ رابطهی جویی را برهم میزند؛ این اشتباه از یک فیلم نسبتاً سرگرمکننده کم میکند.
چه فیلم عالیای... این فیلم مرا به یاد روزهایی میاندازد که فیلمها جالب و دیدنی بودند، بر خلاف برخی فیلمهای مدرن که الان پر از تبلیغات سیاسیاند و بهشدت یکنواخت و بیاستعداد شدهاند. بازی خوب، قصه خوب و مهمتر از همه — بدون پیامگذاری آشکار! من از تماشای این فیلم خیلی لذت بردم.
«ابیگیل» فیلمی استایلشده و خونآشامی که با بازیهای پرانرژی و کیفیت تولید بَدَنسازِ خوشساخت، سرپا ایستاده است. ملیسا باررا، دن استیونز و آلیشا ویر در نقشهای خود میدرخشند، بهویژه ویر که استعدادی جوان و برجسته را نشان میدهد. شراکت مت بتینیلی-اُلپین و تایлер گیلِت همچنان موفق است؛ طنز، اکشن و وحشت را بهخوبی ترکیب کردهاند. فضای کلی فیلم بسیار سرگرمکننده است و تماشای آن از ابتدا تا انتها لذتبخش.
هرچند فیلم از نظر بصری چشمگیر و ریتم آن تند است، اما در عمق داستانی کمی خالیست. قصه آشناست و به کلیشههای ژانر وفادار میماند و چندان کاوش تماتیک نمیکند. با این حال برای کسانی که دنبال تجربهای سبک و لذتبخش با بازیهای خوب و کارگردانی تیزبیناند، «ابیگیل» دقیقاً همان چیزی است که میخواهند. نه انقلابی، اما ارزش دیدن دارد.
«و سپس هیچکس نماند» ملاقات «پسران گمشده» با طعم تارانتینو
چند آدمربا یک بالرین دوازدهساله را در یک عمارت قفلشده نگه میدارند تا پدر پولدارش باج را بپردازد. اما این دخترِ معمولی یکی از آن دختران معمولی نیست.
«ابیگیل» (۲۰۲۴) وحشتِ مَزهدار و سرگرمکنندهای است در سبکی شبیه «From Dusk Till Dawn» با ترکیبی از «We Summon the Darkness». طرح کلی قدیمی است — اگر به آثاری مثل «The Beast Must Die» از پنجاه سال پیش یا «Howling V: The Rebirth» از اواخر دههی ۸۰ نگاه کنید — اما برای حدود ۸۵ دقیقه خوب کار میکند، پیش از آنکه به سوی افراط در خونریزی برود، مانند نسخهی اصلی «Scream».
جالب اینکه بازیهایی شبیه الون ماسک و جوآن جت در بازیگران به چشم میآیند. (شوخی است؛ در واقع منظورم کوین دوراند و ملیسا باررا است). ملیسا باررا از نظر زنانه جلوهگر است و کاترین نیوتون هم در نقش بلوند قابلتوجه است.
هرچند بهپای «From Dusk Till Dawn» نمیرسد، اما از «We Summon the Darkness» برتر است.
فیلم در دوبلین فیلمبرداری شده و ۱ ساعت و ۴۹ دقیقه طول دارد؛ شاید میشد با حذف ۱۵–۲۰ دقیقه جمعوجورترش کرد.
تعادلی تازه از بازگویی قصهای تکراری
این داستان بارها و بارها تعریف شده، و با اینحال این بازگویی تازه، اصلی و سرگرمکننده است. در طول فیلم خواهید دید که حتی برای آدم بد هم همدل میشوید، چون تلاش برای بقا محوریترین نکته است.
فیلم بسیار خوب است و من آن را بارها توصیه خواهم کرد.
این فیلم «نیشی» دارد
این بهترین اثر در ژانر خود نیست و پیچش داستانی خیلی زود لو میرود، اما به هیچ وجه فیلم بدی نیست. از نظر فنی ماهرانه، بازیها خوب، کارگردانی مناسب و تصاویر زیباست. سخت است کسی را پیدا کنید که واقعاً برایش ریشه بدوانید؛ در نهایت همه را به نوعی دوست نداشتنی مییابید، هر کدام به دلایل مختلف.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران