سه جادوگر یک لرد اسکاتلندی را متقاعد می کنند که او پادشاه بعدی اسکاتلند خواهد بود. همسر این لرد نیز او را در برنامه ی دستیابی اش به قدرت پشتیبانی می کند.
سه جادوگر یک لرد اسکاتلندی را متقاعد می کنند که او پادشاه بعدی اسکاتلند خواهد بود. همسر این لرد نیز او را در برنامه ی دستیابی اش به قدرت پشتیبانی می کند.
نامزد دریافت ۳ جایزهٔ اسکار؛ ۲۲ جایزه کسبشده و در مجموع ۱۱۶ نامزدی.
رتبه
رتبه فیلم در جهان2493
تراژدیِ «مکبث» یک شاهکار تکنیکی خیرهکننده است که اگر با نگاهی متفاوت به این داستان شناختهشدهٔ شکسپیری ارائه میشد، میتوانست حتی بهتر هم باشد.
دنزل واشنگتن استعداد شگفتانگیز خود را به رخ میکشد و فرانسیس مکدورمند نیز همینطور؛ اما واشنگتن با اجرای پرانرژی و جذابی که در مونولوگهای طولانی و پیچیده از خود نشان میدهد، بهوضوح برجستهتر است و این اجرا ممکن است او را در...
تراژدیِ «مکبث» یک شاهکار تکنیکی خیرهکننده است که اگر با نگاهی متفاوت به این داستان شناختهشدهٔ شکسپیری ارائه میشد، میتوانست حتی بهتر هم باشد.
دنزل واشنگتن استعداد شگفتانگیز خود را به رخ میکشد و فرانسیس مکدورمند نیز همینطور؛ اما واشنگتن با اجرای پرانرژی و جذابی که در مونولوگهای طولانی و پیچیده از خود نشان میدهد، بهوضوح برجستهتر است و این اجرا ممکن است او را در فصل جوایز دوباره موفق کند.
جوئل کوئن کارگردانی جسورانهاش را بر قصهای آشنا و تاحدی پیشبینیشده اعمال کرده، ولی باقی اعضای تیم فنی فیلم را از یک اثر صرفاً پخششدنی در سرویسهای استریم به تجربهای اصیل سینمایی تبدیل کردهاند. با یکی از زیباترین فیلمبرداریهای این قرن، برونو دلبونل هر جنبهٔ دیگر فیلمسازی — صدا، لباس، دکور و طراحی صحنه — را بهشکل چشمگیری ارتقا داده و این فیلم را چه در خانه و چه، بهتر از همه، روی پردهٔ سینما واجب تماشا کرده است.
امتیاز: B+
تا حدودی مطابق سلیقهٔ شخصیام نبود، اما همچنان از «تراژدیِ مکبث» لذت بردم.
اجرای دنزل واشنگتن و فرانسیس مکدورمند فوقالعاده است؛ همیشه از آنها چنین انتظاری دارم و دیدن این اجراها در این فیلم خوشحالکننده بود. سایر بازیگران هم خوب ظاهر شدهاند، از جمله برندن گلیسون و کُری هاوکینز.
میدانم این سبک از صحنهآرایی آگاهانه و عمدی بوده، ولی از پردههای پسزمینهٔ مصنوعی و شیوهٔ صحنهپردازی شبیه تئاتر خوشم نیامد — نه اینکه از آنها متنفر باشم، اما برای من این شیوه کمک زیادی به زندهکردن دنیای فیلم نمیکند. در عین حال فیلمبرداری سیاه و سفید جذاب است. با وجود نکات یادشده، این اثر بهخوبی ساخته شده است.
از نظر من 8 از 10؛ این نسخهٔ 2021 با تشکر از دو بازیگر اصلیاش، آن امتیاز اضافی را کسب کرده است.
«تراژدیِ مکبث» آنقدر خوب است که حتی به منطقِ احتمالی یا عدممنطقِ آفریقایی-آمریکایی بودنِ یک نجیبزادهٔ اسکاتلندی در قرن یازدهم فکر هم نمیکنم. لورنس الیویر و اورسن ولز هر دو اتللو را بازی کردهاند، و اگر دنزل واشنگتن دقیقاً در ردهٔ آن دو نباشد، به همان اندازه به آنها نزدیک است.
همچون ولز، واشنگتن حضوری مقتدرانه روی صفحه دارد که انتظارات ما از ظاهر شخصیت را به چالش میکشد در حالی که نیازهای روانشناختی نقش را برآورده میسازد. این بازیگر استادِ ترکیبِ قدرتِ جسمانی با ناپایداریِ روانی است (به «ترینینگ دی» رجوع کنید؛ در اینجا هم در صحنهای که با جرأتِ ناشی از پیشگوییِ «هیچکس که از زن زاده شده بتواند مکبث را آزار دهد» بدون سلاح به سربازی مسلح میپردازد و پیروز میشود، این مهارت بهخوبی نمایان است)، و آنقدر در دیوانگیِ مکبث غوطهور میشود که مسئلهٔ رنگِ پوست بیاهمیت میگردد.
فرانسیس مکدورمند، که در سالهای اخیر ترکیبی از فورست گامپ و یک پیتبول شده، دقیقاً برای نقشِ لیدی مکبث به دنیا آمده است؛ وقتی از «ارواحی که به افکار فانی خدمت میکنند» میخواهد او را عاری از جنسیت کنند، باورپذیریِ تحققِ فوریِ آن خواسته آسان است. بهزحمت میتوان بازیگر دیگری را تصور کرد که بتواند همانگونه بر واشنگتن ارادهاش را تحمیل کند، همانطور که وقتی به او میگوید «دستهایم همرنگِ تو هستند، اما از داشتنِ چنین قلبِ سپیدی شرمم میآید»، با توجه به شرایط، معنیای تازه و عمیق مییابد. در عین حال مکدورمند با یک نگاه میتواند جهانی از آسیبپذیریِ شکننده را فراخواند.
جوئل کوئن که خود اقتباسِ این نمایشنامه را انجام داده، به واژگان و موسیقیِ متن آشناست. سزاوار تحسین است که او مواد را مدرن نکرده (چیزی که ممکن است یا ممکن است ربطی به غیبتِ آشکارِ برادرش داشته باشد)؛ او و ایتن در کارشان آیکونزدایی کردهاند، اما «مکبث» طلبِ حرمت میکند و کوئن دقیقاً همین را به اثر آورده است. وفاداری او به متن — که حتی خطی مانند «liver of blaspheming Jew» را دستنخورده گذاشته — گویای یکپارچگی هنریاش است. فیلمبرداری سیاه و سفید برجستهٔ برونو دلبونل، نورپردازی، ترکیببندیها، لباسها از سوی مری زوفرز، و طراحی تولید از سوی استفان دشان، همه و همه نشاندهندهٔ دلبستگی کامل به دیدِ شاعرند.
حتی طولِ نسبتاً جمعوجورِ ۱۰۵ دقیقهای فیلم — برای مقایسه، هملتِ کنت برانا ۲۴۲ دقیقه است — امتیازی تجاری نیست (مکبث یکی از کوتاهترین نمایشهای شکسپیر است). کوئن راضی به ایستادن بر شانهٔ غولها نمیشود (دکورِ عظیمالجثه حسی الهامگرفته از نسخهٔ ولز در ۱۹۴۸ دارد، و دانسین همچون قلعهای غیرقابلنفوذ بهنظر میرسد)؛ کلمات جهانی و بیزمانِ نویسندهٔ اصلی با حساسیت بصریِ منحصربهفردِ کارگردان همخوانی دارد — یکی از نمونههای موردعلاقهام تکگوییِ «آیا این خنجری است که پیشَم میبینم؟» است، که با هوشمندی حین عبورِ مکبث از راهرویی که به اتاق دانکن میرسد فیلمبرداری شده و دستگیرهٔ در به شکل خنجر درآمده است.
سه واچ (جادوگران) نیز از نقاطِ برجستهٔ سبکیاند، و میتوان همین را دربارهٔ کلِ فیلم گفت؛ این اثر پتانسیل آن را دارد که نسخهٔ پولانسکی را بهعنوانِ برترینِ اقتباسهای سینماییِ مکبث به چالش بکشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران