داستان این فیلم درباره سکوی نفتی به نام دیپ واتر هاریزون می باشد که در سال 2010 منفجر شد و بزرگترین فجایع زیست محیطی تاریخ ایالات متحده را به بار آورد.
داستان این فیلم درباره سکوی نفتی به نام دیپ واتر هاریزون می باشد که در سال 2010 منفجر شد و بزرگترین فجایع زیست محیطی تاریخ ایالات متحده را به بار آورد.
همانطور که انتظار میرفت، فیلم تا حدی تبلیغاتی علیه بیپی است، ولی همچنان قابل تماشا است. درامپردازی نسبتاً خوب انجام شده و جلوههای ویژه باورپذیر و لذتبخشاند. اگر آن را به چشم یک فیلم فاجعهای با تمرکز بر جلوههای ویژه ببینید، قطعاً فیلم قابل قبول است.
اما از منظر مستندنگاری، فکر میکنم فیلم کوتاهی میآورد. فیلم تنها به انفجار اولیه میپردازد و از زمانی که سکو...
همانطور که انتظار میرفت، فیلم تا حدی تبلیغاتی علیه بیپی است، ولی همچنان قابل تماشا است. درامپردازی نسبتاً خوب انجام شده و جلوههای ویژه باورپذیر و لذتبخشاند. اگر آن را به چشم یک فیلم فاجعهای با تمرکز بر جلوههای ویژه ببینید، قطعاً فیلم قابل قبول است.
اما از منظر مستندنگاری، فکر میکنم فیلم کوتاهی میآورد. فیلم تنها به انفجار اولیه میپردازد و از زمانی که سکو تخلیه میشود، روایت متوقف میشود؛ این موضوع ناامیدکننده است. حداقل انتظار داشتم صحنههایی از تلاشها برای خاموش کردن آتش را ببینم — مثلاً قایقهایی که سعی میکنند سکو را با آب خاموش کنند کجا هستند؟
دوستانهتر، دوست داشتم فیلم به تلاشها برای بستن چاه، چالشهای فنی مرتبط و مبارزه با نشت نفت نیز بپردازد؛ این موارد تقریباً پوشش داده نشدهاند. به نظرم فیلم سعی میکند بر موج افکار عمومی سوار شود: هم خود را فیلمی حادثهای/فاجعهای نشان میدهد و هم ادعای ارائه حقایق را دارد و از حادثه کسب سود میکند. بخشهای حادثهای و اکشن خوب بودند، اما بسیاری از درامهای شاید کمتر تماشاگرپسند مربوط به حادثه را حذف کردهاند. این باعث شده فیلم به اثری نسبتاً معمولی تبدیل شود و در نهایت حس ناخوشایندی از تلاش برای کسب درآمد سریع از روی فاجعه القا کند.
این نکته همچنین باعث میشود بخشهای واقعینما تا حدی مورد تردید قرار گیرند. به نظر میرسد فیلم تلاش میکند بیپی را مجرمان عمدی نشان دهد. مطمئناً مقصراتی هست که باید متوجه بیپی شود، اما مسائل سیاه و سفید نیستند؛ به عنوان مثال در گزارش کمیسیون نشت نفت آمده که بیپی از ایمنی چشمپوشی نکرده اما برخی تصمیمات ریسکها را افزایش داده است. به هر حال من فیلم را قابل قبول یافتم؛ نه بیشتر و نه کمتر.
--------------------
برای یادآوری خطاها و محدودیتهایمان.
فیلمی غافلگیرکننده بود. چون بر پایه حادثهای واقعی ساخته شده، اما خبری از قهرمانسازی که معمولاً برای موفقیت و الهامبخشی چنین فیلمهایی ضروری است، نیست؛ این ویژگی را دوست داشتم. سازندگان فقط خواستند داستان را تعریف کنند، نه قهرمانی بسازند یا مقصر اصلی را معرفی کنند. با این حال بهخاطر بازیگران، مارک والبرگ در مرکز داستان قرار میگیرد و شخصیتی منفی را هم معرفی میکند بدون اینکه چیزی را بهطور قطعی ثابت کند. اگر فیلم واقعه را درست نشان داده باشد، تقصیر هیچکس مطلق نیست و به نظر میرسد یک خطای فنی علت اصلی بوده است که همه چیز را به مرز بحرانی کشاند.
ماجرا در 20 آوریل 2010، حدود 60 کیلومتری سواحل جنوبی آمریکا در خلیج مکزیک رخ میدهد. تیم تازهای برای ادامه حفاری در دریاهای عمیق میآید. وقتی فکر میکنند به هدف رسیدهاند، در واقع همه چیز عقبگرد است. اشتباهات کوچک، سپس یک انفجار بزرگ، و تلاشهای گسترده تیم برای مهار وضع بینتیجه میماند. در نهایت نجات جان خودشان مهمتر از نجات سکو میشود. با مقدار زیادی اکشن، فیلم روند پایان یکی از بزرگترین فاجعههای انسانی-صنعتی اخیر را تا پایان نشان میدهد.
کارگردانی از سازنده Lone Survivor بود و نقش او در پروژه قابل توجه است. این فیلم هم تم فاجعه دریا دارد، مانند The Finest Hours. فیلم عمدتاً از مقالات توسعه یافته و برای دو رشته اسکار نامزد شده اما برنده نشد. جلوههای بصری بخش کلیدی کار بودند و من از آنها خوشم آمد. ارزش دارد که حادثه بازسازی شده تا دنیا بداند چه اتفاقی رخ داده است. دیدنش ضروری است؛ شاید نه صرفاً برای سرگرمی، ولی برای آن هم کارساز است. پیشنهادی: دیدنی. نمره: 7.5/10
--------------------
بهخوبی متعادل شده؛ فیلم خستهکننده نیست و سرگرمی مطلوبی ارائه میدهد.
فیلمهای فاجعهای و حادثهای رایجاند، هرچند در دهه گذشته این ژانر کمتر کاوش شده بود. فیلم بر پایه حادثهای واقعی است: سکوی عظیم حفاری دچار نقصهای بحرانی ایمنی میشود، آتش میگیرد و فرو میریزد. پس از بررسیها، عملکرد نامناسب تیمی که قرار بود ملات سیمان را در چاه قرار دهد و نیز ضعف در نگهداری تجهیزات بهعنوان عوامل مؤثر شناخته شدند؛ همه اینها میتوانست با صرفهجویی نکردن شرکت پیمانکار (بیپی) در هزینهها و زمانپَر کردن از برنامه جلوگیری شود.
فیلم کیفیت خوبی دارد و سرگرمی قابل قبولی ارائه میدهد، اما خالی از نقدهای مهم نیست. فیلمنامه میتوانست بهتر باشد اگر در ابتدای فیلم این تأخیر طولانی در رسیدن به سکو وجود نداشت؛ احساس میشود فیلم زمان را در فاز اولیه با جنبههای کماهمیت تلف میکند. همچنین پایانبندی بسیار ناگهانی است و به جز اظهارنظرهای بعدی در جریان رسیدگی، توجه چندانی صورت نمیگیرد.
ساختار و طراحی فیلم نشان میدهد که مارک والبرگ بهعنوان نقش اصلی در نظر گرفته شده، اما او در طول فیلم خود را کمرنگ میکند و از هر کاری که او را قهرمانساز کند اجتناب میکند. شخصاً این یکی از ضعیفترین و کمجاذبهترین اجراهای او به نظر میرسد — گرچه تردیدی در تواناییهای بازیگریاش نیست. در مقابل، کِرت راسل خیلی مؤثرتر، پُرانرژیتر و حاضرتر روی پرده است و هرگاه ظاهر میشود توجه را میرباید. نقشآفرینیهای جینا رودریگز و جان مالکوویچ هم خالی از لطف نیست.
پیتر برگ کارگردانی شایسته ارائه کرده است. او همیشه موفق نبود و مشکلاتی در ریتم و تدوین دیده میشود که میشد بهتر کار شوند، اما در مجموع کارش قابل تحسین است، بهویژه اینکه موفق شد فیلمی حساس به افراط در استفاده از CGI را از تبدیل شدن به انبوهی از جلوههای فنی خالی از پشتوانه روایی بازدارد. CGI در فیلم مشهود و چشمگیر است ولی بهقدری نیست که احساس کنیم چیزی غیرواقعی میبینیم. نقطه قوت دیگر، هماهنگی ظریف میان شکلگیری و توسعه شخصیتها و همان تنشی است که بهتدریج تا وقوع حادثه بالا میگیرد. فضاسازی واقعی، طراحی لباس و موسیقی متن، ترکیب فنی فیلم را تکمیل میکنند؛ فیلم ما را خسته نمیکند و بدون اینکه شاهکاری باشد، سرگرمکننده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران