داستان این فیلم درباره ی پیرمرد گوشه نشینی است که توجهی به افراد شهر و کسانی که می خواهند او را بشناسند ندارد. اما وقتی که یکی از دوستانش از دنیا می رود و مردم داستان هایی درباره ی وی می گویند ، او تصمیم می گیرد این حرفها را بین مردم پایان دهد. او مردی به نام “فرانک” را استخدام می کند تا تشییع جنازه ای برای او برپا کند و…
داستان این فیلم درباره ی پیرمرد گوشه نشینی است که توجهی به افراد شهر و کسانی که می خواهند او را بشناسند ندارد. اما وقتی که یکی از دوستانش از دنیا می رود و مردم داستان هایی درباره ی وی می گویند ، او تصمیم می گیرد این حرفها را بین مردم پایان دهد. او مردی به نام “فرانک” را استخدام می کند تا تشییع جنازه ای برای او برپا کند و…
فلیکس بوش، تنهایی که در مرکز فیلم Get Low قرار دارد، چهل سال در جنگلهای تنسی زندگی کرده است؛ از سوی مردم شهر طرد و از حضور در میان دیگران اجتنابورزیده و موضوع شایعات و قصههای پچپچشده بوده است. وقتی او بیرون میآید تا در حالی که هنوز زنده است مراسم خاکسپاری خود را برنامهریزی کند تا بشنود دیگران دربارهاش چه میگویند، این رفتار در...
فلیکس بوش، تنهایی که در مرکز فیلم Get Low قرار دارد، چهل سال در جنگلهای تنسی زندگی کرده است؛ از سوی مردم شهر طرد و از حضور در میان دیگران اجتنابورزیده و موضوع شایعات و قصههای پچپچشده بوده است. وقتی او بیرون میآید تا در حالی که هنوز زنده است مراسم خاکسپاری خود را برنامهریزی کند تا بشنود دیگران دربارهاش چه میگویند، این رفتار در نگاه اول شبیه کار عجیب یک شخصیت دیوانه به نظر میرسد. اما فیلم در واقع یک معمای روانشناختی و درامی درباره چیزی عمیقتر است، چیزی که بیشتر مردم آن را درک میکنند حتی اگر هرگز نامش را نشنیده باشند: «بدنِ درد».
«بدنِ درد» مفهومی است از اکهارت تول برای دردهای عاطفی انباشتهشده؛ تروماها و گناههای ناتمام که در ما زندگی میکنند، اغلب خفته اما هرگز کاملاً از بین نرفته و در انتظارِ برانگیخته شدناند. وقتی از روبهرو شدن با آنها طفره میرویم، وقتی سالها شرم یا غم یا پشیمانی را بدون رهایی حمل میکنیم، این دردها سخت و سنگی میشوند و چیزی میسازند که بدون رضایتِ ما ما را تحتِ کنترل میگیرد، زندگیمان را شکل میدهد و ما را از ارتباط واقعی جدا میکند. فلیکس بوش به این «بدنِ درد» چسبیده است. او چهل سال را با رازی حمل کرده—گناهی چنان عمیق که خود را از جامعهٔ انسانی تبعید کرد و با بدنِ دردش تنها زندگی کرد چون باور داشت سزاوار چیز دیگری نیست.
بدون درک این لایهٔ عمیقتر، فیلم در بهترین حالت یک عجیبگی است. اما با درکی که از این بعد میآید، Get Low تبدیل میشود به داستانی دربارهٔ آنچه لازم است تا آنچه از درون ما را میبلعد رها شود. حتی اگر تماشاگران هرگز توضیح اکهارت تول را نشنیده باشند، داستان با ضمیر ناخودآگاهِ ما همصدا میشود، چون همه ما میدانیم چهطور چیزی را حمل میکنیم که قادر به رها کردنش نیستیم، چگونه با نسخهای از خود زندگی میکنیم که قادر به بخشیدن آن نیستیم.
اجرای رابرت داوال در سطح بالایی است؛ ظریف و متعادل، و هرگز فلیکس را صرفاً دیوانه یا ترحمبرانگیز نشان نمیدهد. انسانِ زیرِ بدنِ درد را میبینید، شخصی که ممکن بود باشد اگر یک شب فاجعهبار، بقیهٔ عمرش را تعریف نکرده بود. این اجرای کامل برای پردهٔ پایانی است—اگرچه خوشبختانه برای داوال پردهٔ آخر نبود. او گوشهگیری فلیکس را نه به عنوان مردمستیزی بلکه بهعنوان کفاره نشان میدهد و ظاهر خشن او را زرهی در برابر جهانی که دیگر باور ندارد شایستهٔ زندگی در آن باشد، تصویر میکند.
مراسم خاکسپاری در حالی که زنده است، عملِ پایانی و رهایی است. فلیکس به شاهد نیاز دارد. او باید حقیقت را علنی بگوید، اعتراف کند به آنچه تنها با خود حمل کرده، در شرم و گناهش دیده شود و بفهمد آیا جامعه او را محکوم خواهد کرد یا چیزی را به او پیشنهاد خواهد داد که خودش به خود نداده است: بخشش. نمیتوان یک «بدنِ درد» را در تنهایی رها کرد؛ رهایی مستلزم دیده شدن است، گفتنِ ناممکنها، و اجازه دادن به دیگران برای شریک شدن در باری که تنها حملش کردهایم. میهمانیِ خاکسپاری تبدیل به آیینی میشود؛ بارگشایی نهایی پیش از مرگ، فرصتی برای مردن پس از گفتن حقیقت.
بیل موری در نقش مدیر مراسم بهطرز دقیقی انتخاب شده؛ او با آن ترکیبِ خاص خستگی و طنز خشک خود مردی را بازی میکند که این درخواست عجیب را ممکن میسازد و کمکم درمییابد که در کاری مقدس سهیم است. سیسی اسپیسک و لوکاس بلک نیز در نقشهای خود طبیعی و برجستهاند و داستان را در پایهای از ارتباط انسانی واقعی زمینگیر میکنند.
Get Low کار میکند چون درک میکند ما همه به نوعی دردهایی را حمل میکنیم که رها نکردهایم، داستانهایی که نگفتهایم و نسخههایی از خودمان را که به جنگلهای روانمان تبعید کردهایم. مراسمِ زندگیِ فلیکس بوش چیزی است که بسیاری از ما هرگز به آن دست نمییابیم: فرصتی برای گفتن حقیقتمان، دیده شدن در شکستگیمان، و کشف اینکه اعتراف و رهایی حتی پس از چهل سال تبعید خودخواسته ممکن است.
به همین دلیل فیلم تأثیرگذار است. به همین دلیل بیش از یک عجیبگی است. این داستانِ چگونگیِ زنده ماندنِ ما در برابر کارهایمان است، و اینکه چگونه در نهایت—اگر شجاع و بیباک باشیم—راه بازگشت به خودِ واقعیمان را مییابیم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران