داستان فیلم درباره نویسندهای به نام بن میرز است که برای گرفتن الهام جهت نوشتن کتاب بعدی خود، به خانه دوران کودکیاش بازمیگردد، اما به زودی متوجه میشود که شهر زادگاهش توسط یک خونآشام ترسناک مور ...
داستان فیلم درباره نویسندهای به نام بن میرز است که برای گرفتن الهام جهت نوشتن کتاب بعدی خود، به خانه دوران کودکیاش بازمیگردد، اما به زودی متوجه میشود که شهر زادگاهش توسط یک خونآشام ترسناک مور ...
«سیلمز لات» فیلمی با ریتم مناسب و کاملاً قابل تماشا است که گهگاه با موفقیت قابلتوجهی مسیر خود را پیش میگیرد. با این حال وقتی به صحنههای وهمآور و کابوسمانند میرسد که در نسخهٔ اصلی کیفیتی توهمی و تبآلود داشتند و آن را به تجربهای جذاب و ماندگار تبدیل میکردند، تفاوت آشکار میشود. فیلم هر یک از این صحنهها را بازسازی میکند، اما بهمراتب کمتر...
«سیلمز لات» فیلمی با ریتم مناسب و کاملاً قابل تماشا است که گهگاه با موفقیت قابلتوجهی مسیر خود را پیش میگیرد. با این حال وقتی به صحنههای وهمآور و کابوسمانند میرسد که در نسخهٔ اصلی کیفیتی توهمی و تبآلود داشتند و آن را به تجربهای جذاب و ماندگار تبدیل میکردند، تفاوت آشکار میشود. فیلم هر یک از این صحنهها را بازسازی میکند، اما بهمراتب کمتر مؤثر است (بخش زیادی از این ضعف به غیاب محسوس موسیقی برجستهٔ هری سوکمن بازمیگردد که میتوانست آن لحظات را تشدید کند) و در نتیجه صحنههایی مثل بلند شدن مارجوری گلیک از روی میز تشریح برای پیوستن به مردگان یا بازگشت مایک رایِرسون از مردگان در این بازسازی از شدت ترس و تنش لازم خالیاند؛ و این موضوع نشان میدهد که نسخهٔ توبی هوپر از «سیلمز لات» (۱۹۷۹) هنوز هم در خلق وحشت بیرقیب است.
فیلم کمی بیش از حد کش پیدا میکند و به آن اندازهای که میتوانست جالب باشد نیست، اما آنچه هست همچنان قابل قبول است.
بازیهای کست را واقعاً دوست داشتم؛ به نظرم هر بازیگری نقش خود را خوب ایفا میکند—بدون این حضور خوب، احتمالاً نمرهٔ پایینتری به فیلم میدادم. لوئیس پولمن هدایت رویدادها را خوب به عهده دارد و ماکنزی لی، آلفره وودارد و بیل کمپ همراهیهای محکمی ارائه میدهند. بازی کودکان هم قابل قبول است و در میان آنها جردن پرستون کارتر برجستهتر به چشم میآید. دیدن پیلو آسبک هم خوشایند بود.
همانطور که گفتم، فیلم طولانی و کشدار است؛ بیش از ۱۱۳ دقیقه به نظر میرسد و زمان پخش مناسبتر میتوانست معجزه کند. خوشبختانه به جز موارد مشخص، هیچیک از شخصیتها زرهٔ داستانی کامل ندارند؛ هرچند یکی از بچهها در رسیدن به اهدافش کمی بیش از حد قدرتمند نشان داده میشود.
در مجموع، «سیلمز لات» را میتوان بهزور یک فیلم ترسناک قابلقبول دانست.
برای آنهایی که خاطره دارند، Coles Notes خلاصهای قابلدسترس از آثار مشهور مثل دیکنز، شکسپیر یا تولستوی ارائه میداد.
نسخهٔ سینمایی تازهٔ کتاب استیون کینگ، «سیلمز لات»، شباهتی شبیه به همین خلاصهنویسی دارد. این نسخه ورژنی خلاصهشده از داستان خونآشامی کینگ است؛ اتفاقات در لحنهای کلی و تا حدی شتابزده و توضیحی پیش میروند و از جو عمیق و روانشناسانهٔ اثر خالیاند. وقایع سریع اتفاق میافتند و به بهای از دست رفتن فضای تدریجی و خزندهٔ دلهره، چنانکه بیننده کمکم درمییابد چه بر سر شهر روستایی سیلمز لات میآید. در واقع آن بخش مرکزی که داستان را اینچنین ترسناک میکند در همان سکانسهای آغازین لو میرود.
خلاصه اینکه این «سیلمز لات» برای آدمهای کمصبر است.
صادقانه بگویم، اولین تولید سینمایی «سیلمز لات» با بازی دیوید سول به نظرم هنوز بهترین بازآفرینی اثر کینگ است.
در جمعبندی، نسخهٔ جدید سینمایی «سیلمز لات» فاجعهبار نیست اما داستان را شتابان پیش میبرد و بهنظرم تا حد زیادی اتمسفر خزندهٔ ترس را که ذات این روایت کابوسوار است، از بین میبرد.
نویسندهٔ شناختهشدهٔ «بن» (لوئیس پولمن) به خانهٔ کودکیاش بازمیگردد تا دربارهٔ گذشتهاش تحقیق کند و متوجه میشود در «لات» اتفاقاتی ناخوشایند در جریان است. همهچیز حول خانهٔ متروکهٔ مارستن میچرخد که زیرزمینش اخیراً بستهٔ عجیبی دریافت کرده و پیش از ناپدیدشدنِ یکی از بچههای محل این اتفاق افتاده است. خوشبختانه همراه بن، «سوزان» (ماکنزی لی)، پزشک محلیِ تاحدی بدگمان «کادی» (آلفره وودارد) و جوان فرز «مارک» (جردن پرستون کارتر) هستند و با روشن شدن اوضاع باید راهی برای زندهماندن پیدا کنند.
متأسفانه این اثر هیچ نوآوری خاصی ندارد—میان آثار متوسطِ استودیوی همر و سریال «پنی دردفول» قرار میگیرد. بازیها عمدتاً ناامیدکنندهاند، اما از دیالوگهای بیشازحد توصیفی بدتر نیستند؛ بهجز جوانی که دستکم تلاش میکند (کارتر)، بقیه خیلی قابلتوجه نیستند و همهچیز در مسیرهای کاملاً قابلپیشبینی حرکت میکند و پایان هم چیز جدیدی ارائه نمیدهد. بازآفرینی این داستان شاید تقریباً ناممکن باشد، اما پرسش این است که اساساً چرا باید آن را ساخت؟ فیلم هیچ حس تهدید یا خطر واقعیای ندارد؛ جلوههای ویژهٔ خونین و دلخراش دیده نمیشود و فیلم بیشتر شبیه مجموعهای از اسکچهای کمدی بیمزه است که در فضایی وهمآلود قرار گرفتهاند؛ گاهی روشن کردن چراغ یا اصلاً وارد نشدن به آن مکان سادهتر و منطقیتر به نظر میرسد. فیلم بیش از حد طولانی و کند آغاز میشود و تنها چیزی که به ذهنم میرسد بازگرداندن دیوید سول است. خوراک معمول تلویزیون برای هالووین؛ نیازی به رفتن به سینما نیست.
«سیلمز لات» (۲۰۲۴) بازگشتی شستهرفته و تازهنفس به وحشت کلاسیک خونآشامی است که با موفقیت جو مرموز شهر کوچکِ مینِ استیون کینگ را ثبت میکند. برخلاف بسیاری اقتباسهای مدرن، این نسخه ریتمی تند و جذاب دارد که تنش را از ابتدا تا پایان بالا نگه میدارد. هویت بصری دههٔ ۱۹۷۰ چشمنواز است و با استفاده از سایهها و رنگهای سرد حس واقعیای از وحشت ایجاد میکند در حالی که تهدیدِ خونآشام کمکم شهر را فرا میگیرد.
طراحی موجودات فیلم برجسته است؛ خونآشامهای چشمدرخشان تهدیدآمیزتر از نمونههای معمول ژانر به نظر میرسند. لوئیس پولمن رهبری بازیگری توانمند را بهعهده دارد که انرژی واقعگرایانهای به تقلا برای بقا میبخشد و اهمیت اتفاقات را واقعی جلوه میدهد. این یک تجربهٔ ترسناک خوشاستایل و خوب اجرا شده است که به منبع وفادار مانده و در عین حال روایتی پرانرژیتر و آراستهتر از نسخههای پیشین ارائه میدهد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران