در دوران جنگ جهانی دوم، "کاجی" مردی صلح طلب به همراه همسر خود "میچیکو" به دهکده ای کوچک سفر می کند تا به عنوان ناظر در معدن آهن آنجا کار کند و بدین ترتیب به ارتش اعزام نشود. وقتی پلیس ارتش ششصد اسیر چینی را برای کار به معدن اعزام می کند "کنجی" با رهبر آنها صحبت می کند تا خوشان را کنترل کنند. اما روشهای او سیستم فاسد آنجا را ناراحت می کند و...
در دوران جنگ جهانی دوم، "کاجی" مردی صلح طلب به همراه همسر خود "میچیکو" به دهکده ای کوچک سفر می کند تا به عنوان ناظر در معدن آهن آنجا کار کند و بدین ترتیب به ارتش اعزام نشود. وقتی پلیس ارتش ششصد اسیر چینی را برای کار به معدن اعزام می کند "کنجی" با رهبر آنها صحبت می کند تا خوشان را کنترل کنند. اما روشهای او سیستم فاسد آنجا را ناراحت می کند و...
بالاخره تماشای این حماسه عظیم (که چند روز طول کشید) را تمام کردم و حقیقتاً تحت تأثیر قرار گرفتم! وقتی به فیلم بزرگ فکر میکنم، معمولاً منظورم این است: داستانی خوشنویس، خوشگردان، خوشبازی و در عین حال دارای حرف مهمی درباره زندگی و جهان؛ فیلمی که هم سرگرم میکند و هم جسورانه و خلاقانه پیامی اجتماعی یا اخلاقی منتقل مینماید. این حماسه بیش از ۹...
بالاخره تماشای این حماسه عظیم (که چند روز طول کشید) را تمام کردم و حقیقتاً تحت تأثیر قرار گرفتم! وقتی به فیلم بزرگ فکر میکنم، معمولاً منظورم این است: داستانی خوشنویس، خوشگردان، خوشبازی و در عین حال دارای حرف مهمی درباره زندگی و جهان؛ فیلمی که هم سرگرم میکند و هم جسورانه و خلاقانه پیامی اجتماعی یا اخلاقی منتقل مینماید. این حماسه بیش از ۹ ساعتِ کوبایاشی تا حد زیادی به این معیارها میرسد، هرچند بینقص نیست که بعداً به ایرادها میپردازم.
نخست، از همه چیزهایی که در این سهگانه دوست داشتم، بیش از همه تحسین میکنم که کوبایاشی — خود را سوسیالیست میدانست — چگونه اصول انسانگرایانهی پشت سوسیالیسم و دشواریهای تحقق آنها را در واقعیت سرمایهداری و بوروکراتیک به تصویر میکشد، جایی که تقریباً همه از توهمهایی راضیاند که ظاهراً جهنم سرمایهداریشان را توجیه میکند. او این موضوع را بهشیوهای یکپارچه و در عین حال غیرافسانهای واقعی نشان میدهد؛ اثری که بیرحمانه سرمایهداری و پیامدهایش را نقد میکند ولی همزمان دشواریهای اجرای ایدههای سوسیالیستی را در سیستمهایی آلوده به خشونت، نابرابری، سرکوب و اقتدارگرایی عریان میسازد. او این کار را با چنان پاتوسی انجام میدهد که این حماسه را برای هر که جرأت کند تا پایان ببیند، فراموشنشدنی میکند.
همچنین از نقد تند او به امپریالیسم ژاپنی هم تحت تأثیر قرار گرفتم. چنین نقدی در زمان اکران فیلمها بسیار قدرتمند و بحثبرانگیز بود، چون قربانینمایی ژاپن پس از بمباران هستهای هیروشیما و ناگازاکی تصویر ژاپن را در وجدان جهانی تا حدودی بهعنوان «قربانی» تثبیت کرده و در جهان غرب و حتی در خود ژاپن، نقد علیه جنایاتی را که امپراتوری ژاپن در جریان جنگ علیه مردم چین مرتکب شد دشوار و تا حدی تابو کرده بود. کوبایاشی به مخاطب یادآوری میکند که قربانینماییِ ژاپن نباید سپری برای پوشاندن فجایعی باشد که آن کشور در جنگ مرتکب شده است.
شایسته ذکر مثبتاندیشانه، اجراهای تاتسویا ناکادای (در نقش کاجی) و میشیو آراتاما (در نقش میچیکو) است که هر دو شایسته جوایز متعدداند.
اما در کنار نقاط قوت، یک ایراد من نسبت به این حماسه عنوانِ آن در مقابل لحنِ نسبتاً بدبینانهاش است. نامگذاری اثر به 人間の條件 («شرایط انسانی» یا «وضعیت انسان») این ایده را القا میکند که مشکلات مطرحشده اجتنابناپذیر و ذاتیِ انساناند؛ انگار که نابرابری و ستم بخش جداشدنی از انسان بودن است. این دید نه تنها از نظر واقعی نادرست است، بلکه برخلاف اهداف فعالان اجتماعی است؛ زیرا بهطور نادرست القا میکند که هیچ تلاشی برای بهبود جوامع انسانی موفق نخواهد شد چون نابرابری و ستم «انسانی»اند. شاید این منظوری بوده که کوبایاشی نداشته، ولی همین برداشتِ غالب از فیلم، بهویژه با توجه به پایانبندی آن، به مخاطب منتقل میشود.
مشکل دیگر نمایندگی ناکافی و نهچندان مطلوب وضعیت زنان در سهگانه است. گرچه نمایش برخی از نابرابریهای جنسیتی (مثلاً زنان آسایش) برای بازنمایی واقعی موقعیت زنان در ژاپن جنگی لازم بود، تصویر یکبعدی زنان بهعنوان قربانیان ناتوان یا رمانتیکهای ناامید که بدون مردان نمیدانند چه کنند، جلوهای از سکسیزمِ آگاه یا ناآگاه فیلمسازان مرد در صنعت جهانی سینماست. با این حال، نسبت به تصویرِ زنان در آثار برخی کارگردانان مرد همعصر (مثلاً آکیرا کوروساوا)، کوبایاشی بهگستره جلوتر است، چرا که برخی شخصیتهای زن را مرکزیتر قرار داده، هرچند که نگارش آنها کامل نیست.
قابل ذکر است که تدوین فیلمها، بهخصوص دو قسمت پایانی، گاهی نامنظم است و نورپردازی همیشه بینقص نیست. با این وجود، هیچیک از این کاستیها از درخشندگی کلی سهگانه نمیکاهد.
در پایان، با وجود کاستیها، این اثر را خود یک شاهکار میدانم و معتقدم کوبایاشی نسبت به کارگردانانی مانند کوروساوا دستکم گرفته شده است. این فیلم را قویاً به همه توصیه میکنم؛ هر انسان باید دستکم یکبار این کلاسیک را ببیند. من شخصاً احتمالاً چندین بار دیگر هم آن را بازبینی خواهم کرد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران