در سال های میانیِ جنگ جهانی اولی و دوم ، مدیر یک هتل بسیار معروف اروپایی به نام گوستاو تمام تمرکزش بر محیا بودن آرامش هتل و پیش رفتن خدمات به بهترین شکل ممکن است. اما در یکی از روزهای عادی این هتل بزرگ ، بانوی پیری به نام مادام دی از دنیا می رود و پلیس به گوستاو برای مرگ مادام دی مظنون می شود. همچنین خبر می رسد که یک تابلوی بسیار با ارزش که متعلق به عصر رنسانس بوده دزدیده شده است و این اتفاقات باعث بوجود آمدن جریاناتی بین مهمانان و خدمه ی هتل می شود و…
در سال های میانیِ جنگ جهانی اولی و دوم ، مدیر یک هتل بسیار معروف اروپایی به نام گوستاو تمام تمرکزش بر محیا بودن آرامش هتل و پیش رفتن خدمات به بهترین شکل ممکن است. اما در یکی از روزهای عادی این هتل بزرگ ، بانوی پیری به نام مادام دی از دنیا می رود و پلیس به گوستاو برای مرگ مادام دی مظنون می شود. همچنین خبر می رسد که یک تابلوی بسیار با ارزش که متعلق به عصر رنسانس بوده دزدیده شده است و این اتفاقات باعث بوجود آمدن جریاناتی بین مهمانان و خدمه ی هتل می شود و…
برندهٔ ۴ جایزه اسکار؛ مجموعاً ۱۳۷ جایزه و ۲۲۷ نامزدی.
رتبه
رتبه فیلم در جهان195
یکی دیگر از فیلمهای خوشساخت وس اندرسون. رالف فاینز و تونی رولِّوری بازیهای خوبی ارائه میدهند و حضور تعداد زیادی بازیگر شناختهشده چشمگیر است، اما شیوهها و فیلمنامههایی شبیه آثار قبلی او را نیز در اینجا میبینیم. در هر صورت، فیلم سرگرمکننده است.
THE GRAND BUDAPEST HOTEL جشنِ فرهنگ و مد اروپای مرکزی در سالهای بین دو جنگِ جهانی و نوحهای برای آنچه با صعود فاشیسم...
یکی دیگر از فیلمهای خوشساخت وس اندرسون. رالف فاینز و تونی رولِّوری بازیهای خوبی ارائه میدهند و حضور تعداد زیادی بازیگر شناختهشده چشمگیر است، اما شیوهها و فیلمنامههایی شبیه آثار قبلی او را نیز در اینجا میبینیم. در هر صورت، فیلم سرگرمکننده است.
THE GRAND BUDAPEST HOTEL جشنِ فرهنگ و مد اروپای مرکزی در سالهای بین دو جنگِ جهانی و نوحهای برای آنچه با صعود فاشیسم و کمونیسم از دست رفت، است. فیلم در سال 1932 و در کشوری خیالی بهنام زوبروکا میگذرد؛ خیابانها، یونیفرمهای نظامی و نامهای (نیمهآلمانی) که میبینیم میتوانستند از هر جایی بین آلمان تا استونی باشند. قهرمان داستان گوستاو اچ. (رالف فاینز) است؛ پیشخدمت یک هتل لوکس که شکوه آن، به گفته فیلم، با جنگ جهانی دوم از میان رفته است. گوستاو علناً بهعنوان یکی از بهترین پیشخدمتهای حرفهاش شناخته میشود، قادر که با سرعت برقوار در هتل بپرد تا خواستههای متنوع میهمانان چشموگربهی طبقه ممتاز را برآورده کند. اما در خلوت، مردی بیبند و بار با زبانی تند و عاشق چشمچرانی با زنان ثروتمندِ مشتری هتل است. وقتی یکی از این بانوان مسن، مادام سلین ویلنوو دسگُف اُوند تاکسیس (تیلدا سوینتون)، میمیرد و گوستاو به قتل او محکوم میشود، او باید از قانون فرار کند و با کمک پسرِ تازهاستخدام لابی، زِرو مُستافا (تونی رولِّوری)، حقیقت را آشکار سازد.
آثار وس اندرسون به جزئیات بصری فوقالعادهشان معروفاند و این فیلم هم مستثنی نیست: قاببندیهای پیچیده، انبوهِ اشیاء ریز و دوستداشتنی در هر صحنه و جزئیات معماری که مثل یک دیورامای بزرگشده روی پرده خودنمایی میکنند. با این حال این جزئیات بصری با یک ضعف در پرداختِ شخصیتی انسانها همراه است. اندرسون از بازیگران زیادی که قبلاً با آنها کار کرده دعوت به همکاری کرده—از جمله ادرین برودی، جف گلدبلوم، اد نورتون و بیل موری—اما نقشیهایی که به آنها داده شده از نقش منفی اصلی تا کنفِتمانندِ کوتاه متغیر است. این شخصیتها هرگز مثل گوستاو یا زِرو عمق نمییابند و بازیگران هم چندان تلاشی برای القای هویت اروپای مرکزیِ بیندو-جنگها نمیکنند؛ در عمل گاهی فقط خودِ ادرین برودی را میبینیم.
دو نقش مکمل وجود دارد که قویتر احساس میشوند: ویلم دفو نقش یک گروگانگیر تقریباً کمحرف را بازی میکند که ظاهرش اشارهای به فیلمهای اولیه خونآشامی دارد (ترانسیلوانیا هم بخشی از اروپای مرکزی بود). برجستهتر اما اجرای هاروی کایتل در نقش یک زندانی سالخورده است؛ در حالی که بسیاری از بازیگران مرد خوشقیافه در سالهای پیری سعی میکنند آثار زمان را پنهان کنند، کایتل ۷۵ ساله اینجا از نمایش گوهرهای زمان ابا ندارد.
متأسفانه حضورِ شمایلِ آمریکاییهای قرن بیستویکمی که گاهی با لحنهای زمختِ نیویورکی صحبت میکنند در یک درام تاریخی آزاردهنده است. استفاده از کلیشههای هالیوودی هم ناامیدکننده بود؛ آثار قبلی اندرسون اغلب عجیب و منحصربهفرد بودند، اما اینجا گاهی به تکرارِ الگوهای شناختهشده روی میآورد. برای مثال آیا واقعاً به بیش از یک صحنه نیاز داشتیم که شخصی از لبه صخره آویزان باشد و شرور بالای سرش بایستد؟ در ضمن جزئیاتِ زیادی از قصه معرفی میشوند که هرگز بهطور کامل توضیح داده نمیشوند و این حس را میدهد که فیلم برای راضی کردن استودیو دستخوش حذفهای سنگینی شده است.
با این حال اگر از فیلمهای قبلی وس اندرسون لذت بردهاید، شیوهی مینیاتوری و «خانه عروسکی» او در این فیلم هم چیزهای زیادی برای لذت بردن دارد، و شگفتانگیز است که هر یک از فیلمهایش تمبندی بصری کاملاً تازهای دارند، گرچه وسواسی نیمهوسواسی او درباره زیباییِ تصویری تغییر نمیکند. نکتهای که من در فیلم دوست داشتم ساختارِ «داستان درونِ داستان درونِ داستان» آن است: تمام داستان گوستاو اچ. به ما نشان داده میشود که از یک روایتِ داستانیِ خیالیِ یک نویسنده گرفته شده، نویسندهای که در دهه ۱۹۶۰ با مُستافای میانسال (اف. موری آبراهام) ملاقات میکند. این لایهٔ رمانمانند — و اثری که اندرسون الهامبخش آن را استفان تسوایگ میداند — با دیالوگهایی فرمی و غیرواقعی شبیه رمانهای قدیمی عرضه میشود. تغییر نسبت تصویر برای هر لایه از فیلم هم دلپذیری ویژهای برای علاقهمندان به جزئیات سینمایی فراهم میآورد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران