این فیلم داستان یک استراتژیست دموکرات را به تصویر میکشد که به یک کهنه سرباز بازنشسته کمک میکند تا در یک شهر کوچک و محافظهکار در میانه غربی بهنام میدوست ، به عنوان شهردار انتخاب شود ، اما این کار چالشهای زیادی برایشان به وجود میآورد که…
این فیلم داستان یک استراتژیست دموکرات را به تصویر میکشد که به یک کهنه سرباز بازنشسته کمک میکند تا در یک شهر کوچک و محافظهکار در میانه غربی بهنام میدوست ، به عنوان شهردار انتخاب شود ، اما این کار چالشهای زیادی برایشان به وجود میآورد که…
جان استوارت بعد از کنارهگیری از The Daily Show نسبتاً کمکار بوده. در مصاحبهای گفته که از زندگی در مزرعهای برای حیوانات نجاتیافته راضی است و از وقت بیشتر با خانوادهاش لذت میبرد و قرار است پروژههایی را دنبال کند که برایش جالباند. در «وسوسهانگیز» که استوارت هم نویسنده و هم کارگردان آن است، فیلمی بامزه، پُرهماهنگ و نسبتاً گسترده دربارهٔ سازوکارهای سیاسی ساخته شده...
جان استوارت بعد از کنارهگیری از The Daily Show نسبتاً کمکار بوده. در مصاحبهای گفته که از زندگی در مزرعهای برای حیوانات نجاتیافته راضی است و از وقت بیشتر با خانوادهاش لذت میبرد و قرار است پروژههایی را دنبال کند که برایش جالباند. در «وسوسهانگیز» که استوارت هم نویسنده و هم کارگردان آن است، فیلمی بامزه، پُرهماهنگ و نسبتاً گسترده دربارهٔ سازوکارهای سیاسی ساخته شده است.
استیو کرل در نقش گری زیمر بازی میکند؛ مشاور ارشد دموکراتها که هنوز از شکست اخیر انتخاباتی آزرده است—بهویژه پافشاریاش بر اینکه «Rust Belt» (کمربند زنگزده صنعتی) در اختیارشان است و بهخاطر همین، زمانی را صرف کمپین آنجا نکردند که یکی از دلایل اصلی شکستشان شد.
یک ویدئوی آنلاین از یک جامعهٔ کشاورزی کوچک در ویسکانسین نظر گری را جلب میکند؛ ویدیویی که در آن جک هستینگز (با بازی کریس کوپر)، یک دامدار و آفسر سابق نیروی دریایی، در جلسهٔ شهری دربارهٔ مهاجرت و موضوعات داغ دیگر شهردار را به چالش میکشد.
گری که مصمم است جک را به حزب دموکرات جذب کند و از او نقطهٔ شروعی برای بازسازی حزب در ویسکانسین بسازد، راهی آن شهر کوچک میشود. او خیلی زود درمییابد که زندگی در یک شهر کوچک با مردم مهربان و همدل، تفاوت زیادی با دنیای او دارد. در نهایت جک را قانع میکند که برای شهرداری نامزد شود و دخالت گری توجه پولهای بزرگِ طرف مقابل را جلب میکند، پولهایی که از یک کمپین بهظاهر کوچک وحشتزده شدهاند.
گری بهزودی متوجه میشود که رقیب سرسختش فیث (با بازی رز بورن) از حزب جمهوریخواه است. بین گری و فیث سابقه و خصومت آشکاری وجود دارد و هر کدام برای پیروزی مصمماند و میخواهند دیگری را از میدان بهدر کنند.
در جریان کمپین، تماشاگران دید مستقیمی از عملکرد ماشین سیاسی میگیرند: نظرسنجی، تحلیل جمعیتی، منافع ویژه، جمعآوری کمکهای مالی، مبارزات انتخاباتی، شایعهپراکنی و بهرهبرداری از رسانهها. اگرچه این مسائل غالباً با طنزی ارائه میشوند، استوارت از رویکردهای ساده اما مستقیم استفاده میکند—روشی که در The Daily Show هم داشت و اینجا برای بحثی عمیقتر به کار گرفته شده است.
فیلم در سیر خود چرخشهای غیرمنتظرهای دارد و پایانبندی نشان میدهد که همهٔ طرفها اغلب زاویهٔ کاری خاص خود را دنبال میکنند. یکی از مهمترین پیامهایی که من از فیلم گرفتم این بود که حجم عظیم پولی که در کمپینها ریخته میشود بیشتر به معنی شکست دادن طرف مقابل است تا رسیدگی به مسائل و معرفی بهترین افراد برای نمایندگی مردم.
استوارت مسائل پیچیدهٔ فیلم را با طنز پیش میبرد، اما بیش از همه از شخصیتهایی دوستداشتنی در همهٔ جناحها استفاده میکند. هیچکس کاملاً شرور نیست و انگیزههای بسیاری از شخصیتها قابل درک است.
در تیتراژ پایانی مصاحبهای با یک کارشناس سیاسی آمده که دربارهٔ سوپرپکها و فقدان نظارت بر آنها صحبت میکند و نشان میدهد چگونه افراد با انگیزههای پنهان میتوانند کاملاً مطابق قانون، مقادیر زیادی پول تولید کنند و سیستم را دستکاری کنند.
با بازیگری قوی و داستانی سرگرمکننده، استوارت فیلمی محکم و لذتبخش ساخته که به فکر شما هم میاندازد.
امتیاز: ۴ از ۵
---
اگر از فیلمهای سیاسی خوشم نمیآید، دلیلش این است که سیاست و دین—هر دو—اغلب بهجای خدمت به مردم با دروغ، فساد، نژادپرستی و جنگ همراه میشوند. با این حال برنامهٔ تلویزیونی جان استوارت را دوست داشتم و استیو کرل بازیگری است که همیشه مرا میخنداند، بنابراین تصمیم گرفتم این فیلم را ببینم.
حس من نسبت به فیلم آمیخته و پیچیده است، اما شاید نه همان احساسی که دیگران دارند. من اهل پرتغال هستم و تقریباً به سیاست آمریکا علاقهای ندارم؛ لذا درک کامل روشهای کمپین و رأیگیری در آمریکا برایم مشکل بود—و این یکی از نکاتی است که فیلم هم به آن اشاره میکند: سیستم بهترین سیستم نیست. طنزآمیز اینکه یکی از بهترین بخشهای فیلم با یکی از مشکلات اصلی من مرتبط است: پانزده تا بیست دقیقهٔ پایانی ایدهای واقعاً هوشمندانه را مطرح میکند، هرچند از نظر منطقی نامعقول است، اما باعث شد دلم بخواهد کل فیلم این ایده را کاوش کند.
تا آن دقایق پایانی، فیلم بهنوعی کمدی سیاسی ساده و سرراست است و چیزِ تازه یا بدیع خاصی ندارد. بیشتر شوخیها واقعاً خندهدار نیستند و وقتی هم میخندیدم، بیشتر بهخاطر اجرای بازیگر بود تا خودِ شوخی. Irresistible از چرخهای فرمولیک پیروی میکند که دموکراتها و جمهوریخواهان مدام یکدیگر را بهنوبت مغلوب میکنند؛ صادقانه بگویم، در نقطهای خستهکننده میشود.
همان دقایق پایانی که اشاره کردم به همین مشکل مربوط میشوند: کاش فیلم آن ایدهٔ نهایی را بدل به محور میکرد بهجای اینکه آن را بهصورت یک پیچش پایانی نامتوقع نگه دارد. بله، آن ایده کاملاً غیرواقعی است و احتمال وقوعش اندک است، اما من ترجیح میدهم فیلمی شجاع با مفهومی نامعقول اما پیامدار داشته باشم تا اینکه آن ایده در پایان بهعنوان پیچشی کلیشهای و نهچندان تأثیرگذار استفاده شود.
بدون بازیگران برجسته، Irresistible احتمالاً فاجعهبار میبود. استیو کرل، همانطور که انتظار میرفت، فیلم را نجات میدهد. من همیشه شیوهها و قیافههای او را دوست داشتم—حتی اگر بعضیها آنها را اغراقآمیز بدانند. او بهخوبی نقش «مرد از پایتخت» را بازی میکند؛ کسی که نمیداند با مهماننوازی روستاییان چگونه رفتار کند یا چگونه با مردم دیرلِیکِن حرف بزند یا حتی چه چیزی در یک بار سفارش دهد.
کریس کوپر اجرای درخشانی بهعنوان جک هستینگز ارائه میدهد؛ کسی که برای نجات شهرش و مردمش میجنگد و هرچند وارد مسیر پیچیدهٔ سیاست میشود، از باورهایش کوتاه نمیآید. مککنزی دیویس هم در نقش دختر نهچندان معصوم، دیانا هستینگز، بازگشتی خوب دارد.
اما رابطهٔ شخصیت رز بورن با گری زیمر یکی از بزرگترین مشکلاتم با فیلم است. این زوج بخش آزاردهندهٔ اثرند: بسیار کلیشهای، اصلاً خندهدار نیستند و دیالوگهایشان اغلب بیشازحد بداههپردازیشده بهنظر میرسد. طبعِ شوخطبعِ جنسیِ توأم با سمی که بین آنها دیده میشود چندبار تکرار شده و واقعاً خستهکننده است. به نظر میرسد جان استوارت نیاز به یادداشتهایی دارد تا در فیلم بعدی بداند چطور بین یک فیلم بلند و یک اسکچ برنامهٔ گفتوگو تفاوت بگذارد.
Irresistible ایدهای جسورانه و هوشمند دارد که گرچه تا حدی عبث و غیرواقعی است، پیام تأثیرگذاری با خود میآورد که کاش در سطح عمیقتری کاوش میشد و نه فقط در پانزده دقیقهٔ آخر. فیلم در بهترین حالتش با شوخیهای ظریف دربارهٔ موضوعات واقعی مانند نژادپرستی، مهاجرت، خشونت اسلحه و فساد سیاسی عمل میکند و نشان میدهد بعضیها چگونه در برابر این مسائل واکنشهای احمقانه نشان میدهند. اما اگر استیو کرل و بازیگران برجسته نبودند، این فیلم احتمالاً بههم میریخت. با روایت فرمولیک و کمبود طنزِ مؤثر و شخصیتپردازی منحصربهفرد، Irresistible برای سرگرمکننده بودن تلاش میکند اما چندان موفق نیست. رابطهٔ کلیشهای و آزاردهنده بین دو شخصیت هم بارها موجب چرخاندن چشم و آه کشیدنم شد. کمدیای که بهزحمت مرا میخنداند دربارهٔ چیزی است که من از تهِ دل متنفرم—برای من کار نکرد، اما اگر از این زیرژانر خوشتان میآید، بد نیست؛ هنوز هم از بدترینها فاصله دارد.
امتیاز: C
---
این فیلم با هوشمندی و طنز خوبی مواجهِ تماشاگر است و همزمان به مسئلهٔ جدی تأمین مالی کمپینهای نخبهسالار و تجاهل نسبت به مناطق مرکزی و قلبِ کشور میپردازد. از دیدِ یک بینندهٔ معمولی، داستان خوب نوشته و کارگردانی شده و بازیها هم بد نیستند (طنز آشنای استیو کرل را میتوان در آن دید). تا حدی مرا به فیلم «خوشآمدید به موسپورت» یادآوری کرد که موضوعی مشابه داشت. قطعاً برای کسی که دنبال فیلمی سبک و خندهدار است توصیه میکنم.
---
متعجبم که جان استوارت نویسنده و کارگردان این فیلم است، اما حالا قضیه را میفهمم: Irresistible شبیه همکاریای بین هالمارک و Comedy Central است. به اندازهٔ آن بد میزند. ما مدام از یک کاریکاتورِ کلیشهای و تنبل از زندگی روستایی به دیگری میپریم؛ این در یک برنامهٔ کمدی جواب میدهد اما در فیلمی که باید تجربهای پُرتر و عمیقتر ارائه دهد، کارساز نیست. من این نمره را فقط چون قابل تماشا است میدهم—اما چرا باید آن را دید؟ فیلم دلیل روشنی به شما نمیدهد. حتی نبوغ کمدی رز بورن هم یارای نجات فیلم را ندارد چون او بهاندازهٔ کافی در فیلم حضور ندارد.
---
گروهی از تماشاگران از «Irresistible» شدیداً ناراضی خواهند بود و آن را تکرار مکررات یا تجلیِ چیزی که «الیگارشیِ لیبرال» مینامند، خواهند خواند. از سوی دیگر بینندگانی که مواضع سیاسیشان با استوارت همراستا است با اشتیاق هرچه فیلم ارائه میدهد را میبلعند و با خود «آمین!» تکرار میکنند. هیچکدام کاملاً اشتباه نیستند؛ واکنشها احتمالاً بر مبنای خطوط سیاسی یا میزان تحمل طعنهٔ فکری تقسیم خواهد شد.
این کمدی-درام سیاسی دربارهٔ تبدیل شدن یک شهر کوچک ویسکانسین به مرکز یک سیرک سیاسی است. وقتی استراتژیست ارشد دموکراتها، گری (استیو کرل)، ویدیویی از رئیسجمهور سابق نیروی دریایی، جک هستینگز (کریس کوپر)، میبیند که از حقوق کارگران مهاجرِ بدون مدرک دفاع میکند، احتمال پیروزی در قلبِ کشورِ قرمز را میبیند. گری میگوید جک «ظاهرش محافظهکار است، ولی صحبتهایش پیشروست» و نقشه میکشد او را متقاعد کند که بهعنوان یک دموکرات برای شهرداری نامزد شود.
وقتی کمپین جک بالا میگیرد، پولهای بزرگِ جمهوریخواهان متوجه میشود و در مقابل فیث (رز بورن)، مشاور سیاسی درخشان و رقیب گری، وارد میشود. آنچه با رقابت محلی شروع شده، سریع از کنترل خارج میشود و دو کارشناس سیاسی بهطرزی شخصی و بیرحمانه علیه هم میتازند تا پیروز بیرون آیند.
نکات کمدی با شوخیهای سادهٔ دورافتادگیِ گری از زندگیِ شهری شروع میشود (مثلاً هر بار که به او آبجو بادویزر تعارف میشود، چهرهٔ انزجار به خود میگیرد). دقیقترین و بامزهترین بخشها وقتی آغاز میشود که رقابت شهرداری به شکل یک انتخابات ملی مدیریت میشود: استراتژیهای اغراقشده، تبلیغات و مانورهای بیحد و حصر که همه برای جلب آرای مردد طراحی شدهاند. استوارت مخاطبش را هوشمند فرض میکند و از توضیح بیش از حد اجتناب میکند، که این برخلاف بسیاری از فیلمهاست که بینندگان را دست کم میگیرند.
فیلم انتقادی قوی نسبت به سوپرپکها، رسانهها، دیدِ تحقیرآمیزِ برخی استراتژیستهای دموکرات نسبت به ایالتهای میانراه و قانونگذاری تامین مالی کمپینها دارد؛ اشاره میکند که جمعآوری کمکهای مالی یکی از بدیهیترین مصادیق فساد پذیرفتهشده در نظام سیاسی آمریکا است. استوارت با این روایت، مقدار غیرعادی پولِ ریختهشده در کمپینها را بهخوبی نشان میدهد.
اگر نگرانید فیلم روستاییان را احمق نشان دهد، باید بگویم برعکس استوارت اغلب آنها را عاقل نشان میدهد؛ در برخی صحنهها سادهزیستان روستایی از دیگران هوشمندتر هستند. اینکه استوارت جانبدارِ سیاسی خود را پنهان نمیکند درست است، و لحن طعنهآمیز و دیدگاه لیبرالش ممکن است برخی مخاطبان بستهذهن را دلخور کند. اما فیلم احتمالاً انگیزهای است برای ترغیب مردم به شرکت در رأیگیری و یادآوری اینکه بسیاری از ما در حبابهای ایدئولوژیکمان راحت شدهایم و فراموش میکنیم به طرف دیگر دست یابیم.
پایان فیلم یک پیچش «میگیریمت» دارد که مخاطب را—مانند کل سیستم کمپین—تا حدی دستکاری میکند. نتیجه کمی ناامیدکننده است، اما «Irresistible» نکتهٔ معتبری دربارهٔ سیاستهای حزبی تقسیمکنندهٔ کشور مطرح میکند.
---
با وجود بازیگران بااستعداد و کارگردان طنزپرداز، «Irresistible» کسلکننده است؛ نه کاملاً خستهکننده، اما کسلکننده. از منظر طنز، ریتم و روایتِ کلی، فیلم تا حد زیادی بیروح است. چند حملهٔ طنزآمیز به رسانهها و یک اشارهٔ زیرکانه به اختلافهای سنی و جنسیتی هالیوود هست که برای چند لحظه لذتبخشاند. اگر بدون خواب رفتن به پایان فیلم برسید، پاداش نسبتاً خوبی دارد؛ اما آیا ارزش مسیر را داشت؟ بستگی دارد به میزان علاقهتان به سیاست آمریکا و نظام انتخاباتی عجیبش. از استوارت و شاگرد سابقش انتظار زیادی داشتم، اما شاید توقعم بیش از حد بود و آن جادو رخ نداد. فیلمی متوسط است—میتوانست بهتر باشد.
---
تماشای این فیلم تجربهٔ بدی بود؛ دوباره تماشا نمیکنم و توصیهاش هم نمیکنم. هرچند استیو کرل و رز بورن بازیگران خوبی هستند، اما من طرفدار بزرگی نیستم و احتمالاً فیلمهایی مثل «The Campaign» را سرگرمکنندهتر مییافتم. سیاست—بهویژه سیاسی که مال تو نیست—سراغ سرگرمی نمیآید؛ قرار است مدیریت امور عمومی باشد. همانطور که فیلم نشان میدهد، برخی عرصههای سیاست شبیه جنگِ گانگاستری مالیاند که هرکس بهدنبال منافع خودش است، چه اخلاقی چه غیرِ اخلاقی. آدمهایی که در دنیای واقعی چنین کارهایی میکنند یا جنگ میبینند یا بازیای سادیستی—و تنها بخش بسیار اندکی از فیلم هم سرگرمکننده از همین زاویه است. در کل، اگر طرفدار پروپاقرصِ استیو کرل یا فیلمهای کمدی-سیاسی هستید شاید بد نباشد؛ وگرنه بهتر است بگذرید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران