در حالی که جهان در آستانه نابودی قرار دارد، دیتریش بونهوفر در یک توطئه مرگبار برای ترور هیتلر شرکت میکند و ایمان و سرنوشت خود را به خطر میاندازد تا میلیونها یهودی را از نسلکشی نجات دهد و ...
در حالی که جهان در آستانه نابودی قرار دارد، دیتریش بونهوفر در یک توطئه مرگبار برای ترور هیتلر شرکت میکند و ایمان و سرنوشت خود را به خطر میاندازد تا میلیونها یهودی را از نسلکشی نجات دهد و ...
قهرمانان اشکال گوناگونی دارند و متأسفانه اغلب تلاشهایشان نادیده گرفته میشود، به همین دلیل فیلمهایی که برای تجلیل از آنها ساخته میشوند اهمیت زیادی پیدا میکنند؛ بهویژه وقتی هدفشان جبران این کوتاهی باشد. اما تکریم سینمایی نویسنده-کارگردان تاد کومارنیسکی از دیتریش بونههوفر (1906–1945) — الهیدانی آلمانی که با رفتار نازیها نسبت به یهودیان و سرکوب مخالفان بهشدت مخالف بود و در جنگ جهانی دوم زندانی...
قهرمانان اشکال گوناگونی دارند و متأسفانه اغلب تلاشهایشان نادیده گرفته میشود، به همین دلیل فیلمهایی که برای تجلیل از آنها ساخته میشوند اهمیت زیادی پیدا میکنند؛ بهویژه وقتی هدفشان جبران این کوتاهی باشد. اما تکریم سینمایی نویسنده-کارگردان تاد کومارنیسکی از دیتریش بونههوفر (1906–1945) — الهیدانی آلمانی که با رفتار نازیها نسبت به یهودیان و سرکوب مخالفان بهشدت مخالف بود و در جنگ جهانی دوم زندانی شد (با بازی یوناس داسلر) — آن هدف شریف را چندان برآورده نمیکند. راستش را بخواهید، این فیلم بسیار کسلکننده است و برای پیشبرد روایت به وعظهای طولانی و گفتگوهای کشدار متکی است؛ تماشایی که آنچنان جذاب و گیرا نیست. اگر بونههوفر قرار بود نقش مهمی در رهبری مقاومت آلمان علیه رایش سوم و انتقاد از سکوت و همدستی کلیسای ملی آلمان با سیاستهای آدولف هیتلر داشته باشد، اقداماتش دستکم در این فیلم چندان آموزنده یا روشنکننده به نظر نمیرسند. از همه بدتر، ساختار روایی فیلم که مرتب بین روزهای پایانی بونههوفر و خاطرات گذشته او جابهجا میشود، کمکی به روایت قصهاش نمیکند و گاهی نقاط عطف زندگیاش را بیشتر درهمریخته تا روشنگر میسازد. شاید بزرگترین اشکال این اثر، دست بردن ادعایی در حقایق تاریخی باشد: صحنههایی که هرگز رخ ندادهاند، مواردی که محتوایشان بهطور چشمگیری دگرگون شده و مواردی که فقط بهطور مبهم اشاره شده و شاهد قاطعی برایشان وجود ندارد. نتیجه فیلمی است که تماشاگر ممکن است از آن خارج شود و نفهمد به چه چیزی باید اعتماد کند، چون سرهمبندیها، تغییرات و بیانسجامی زیادی در آن دیده میشود. حتی عنوان فیلم هم صفاتی را به شخصیت اصلی نسبت میدهد که در مقام جاسوس و قاتل، دستکم مشکوک جلوه میکند. با این حال، در برخی لحظات دیدگاههای صریح بونههوفر با بیان قدرتمندی ارائه میشود (هرچند همین را میتوان درباره سخنان برخی همعصرانش هم گفت)، اما چنین لحظات قدرتمندی برای سلیقه من خیلی اندکاند. علاوه بر این، کارنامه پربار بونههوفر بهعنوان نویسنده تقریباً نادیده گرفته شده و 34 جلد آثار او به چیزی بیش از یک پانویس و چند اشاره گذرا تنزل یافته است. دیدنِ فیلمی که اینقدر در انتقال حقیقت دچار خطا شده واقعاً تأسفآور است، بهویژه زمانی که قرار است کارِ کسی را ارج نهد که گفته میشود تأثیر زیادی داشته است.
دیتریش بونههوفر در فیلم، کشیشی صلحطلب است که از همراهی کلیسای آلمان با صعود نازیسم و برپایی «کلیسای وابسته به رایش» به خشم آمده و حاضر است از منبر و جایگاه وعظ برای هشدار دادن به هر که گوش میدهد استفاده کند. طبیعتاً این مواضع با استقبال روبهرو نمیشود و او ناچار میشود بخش زیادی از زمان را خارج از کشور بگذراند در حالی که بسیاری از کسانی که در وطن ماندهاند مورد آزار و پیگرد قرار میگیرند. این غیبت اما سودی هم دارد: بونههوفر امیدوار است بتواند افکار عمومی را در آمریکا و بریتانیا برانگیزد — کاری که وقتی هشدارهایش عمدتاً به گوشهای ناشنوا میرسد، دشوارتر میشود. وقتی همکارانش نقشه قتل «فهرر» را در دستور کار میگذارند، رشتههای روایت چندزمانه و زندگی او کمکم به هم میپیوندند و متوجه میشویم بازگشت او به وطن تا چه حد خطرناک است. این فیلم روایت واقعی مردی است که در برابر شواهد قاطع، بیتفاوتی و ترس جرات ایستادگی داشت؛ اما متأسفانه بازی یوناس داسلر آن طور که باید درخشان نیست. حتی در پرشورترین لحظات هم شخصیتپردازی او قانعکننده به نظر نمیرسد و باعث شده فیلم بیشتر شبیه یک اثر تلویزیونی پرخرج تا یک روایت روشنگرانه درباره شجاعت و تا حدی ایمان به نظر آید. گروه بازیگران عملکرد قابل قبولی دارند، اما نقش محوری و ثقیلی که به اثر وزن لازم بدهد، نه در درون کلیسا و نه در میان یاران او وجود ندارد. حتی چهرهای مانند چرچیل نیز در فیلم کمرمق نشان داده شده است. بونههوفر عاشق جاز بود و فیلم گاهی بهانهای برای چند لحظه موسیقی دلپذیر فراهم میکند، و کل داستان محکومیتی تند نسبت به همدستی زمانی است که دولت به پا میخیزد و شبهنظامیان و رادیکالها را بسیج میکند؛ با این همه، فیلم در مجموع ناامیدکننده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران