"بیلی جان" قاتلی تحت تعقیب توسط جایزه بگیری به نام "بن بریگاد" دستگیر شده و به شهر سانتا کروز برای اعدام برده می شود.در میانه راه او زنی را از حمله سرخپوستها نجات داده و از دو راهزن برای ادامه سفرش در خواست همراهی و کمک می کند.از طرفی "بیلی" برادر "فرانک" در تعقیب آنهاست...
"بیلی جان" قاتلی تحت تعقیب توسط جایزه بگیری به نام "بن بریگاد" دستگیر شده و به شهر سانتا کروز برای اعدام برده می شود.در میانه راه او زنی را از حمله سرخپوستها نجات داده و از دو راهزن برای ادامه سفرش در خواست همراهی و کمک می کند.از طرفی "بیلی" برادر "فرانک" در تعقیب آنهاست...
در سالهای اخیر تصمیم گرفتم با فیلمهای پیش از دههٔ ۱۹۷۰ از سرتاسر جهان بیشتر آشنا شوم و ژانرهایی را ببینم که قبلاً کمتر به آنها پرداخته بودم. در این راه مجموعهای از وسترنهای رندولف اسکات به دستم رسید و یکی از بهترین کشفهایم همین فیلم بود.
Ride Lonesome (۱۹۵۹) را باد بوتیچر کارگردانی کرده، بورت کندی فیلمنامهنویس است و رندولف اسکات، کارن استیل، پرنل رابرتز،...
در سالهای اخیر تصمیم گرفتم با فیلمهای پیش از دههٔ ۱۹۷۰ از سرتاسر جهان بیشتر آشنا شوم و ژانرهایی را ببینم که قبلاً کمتر به آنها پرداخته بودم. در این راه مجموعهای از وسترنهای رندولف اسکات به دستم رسید و یکی از بهترین کشفهایم همین فیلم بود.
Ride Lonesome (۱۹۵۹) را باد بوتیچر کارگردانی کرده، بورت کندی فیلمنامهنویس است و رندولف اسکات، کارن استیل، پرنل رابرتز، جیمز کابرن، جیمز بست و لی ون کلیف در آن بازی میکنند. فیلم در قالب سینمااسکوپ در لوکیشنهای «آلاباما هیلز» و «لون پاین» کالیفرنیا فیلمبرداری شده و تصویربرداری چارلز لاوتون جونیور با رنگبندی ایستمَن بسیار مناسب، پهنای قاب را بهخوبی به خدمت گرفته و شخصیتها را در دل چشمانداز خشک و تنها قرار میدهد.
خلاصهٔ داستان: شکارچی جایزهبگیر بن بریگید (اسکات) خلافکاری بهنام بیلی جان (بست) را اسیر میکند تا او را برای اعدام به سانتا کروز ببرد. در مسیرشان مجبور میشوند با دو آواره (رابرتز و کابرن) و زنی تنها (استیل) در یک ایستگاه دورافتاده همراه شوند. در پشت سرشان گنگ برادرِ بیلی و همچنین تهاجمات سرخپوستان مسکالرو در جریان است. در این گروه هر کس انگیزهای پنهان دارد و رفتهرفته وفاداریها و روابط میان شخصیتها زیر فشار این سفر و تهدیدها تغییر میکند.
فیلمنامهٔ کندی فشرده و گزیده است؛ دیالوگها کوتاه اما گویا و بدون دستکاری احساسات مخاطب نوشته شدهاند. بوتیچر در کارگردانی فیلمی اقتصادی اما هنرمندانه ساخته؛ از تمام پهنای قاب سینمااسکوپ استفاده میکند و صحنهها را طوری در چشمانداز مینشاند که به یاد شیوهٔ آنتونی من میافتد. نکتهٔ جالب اینکه در سرتاسر فیلم تقریباً هیچ نمأ داخلی وجود ندارد، و این انتخاب تصویری به حس تنهایی و خشونت محیط کمک زیادی کرده است.
بازیها بسیار خوباند. اسکات با بازی کمحرف و محزون خود مردی سالخورده و دردمند را بهخوبی منتقل میکند؛ با یک نگاه یا چند کلمه عمق قابلملاحظهای میآفریند. کابرن در نخستین نقش سینماییاش تأثیرگذار است و درکنار رابرتز تضادهای شخصیتی و لحظات طنز ملایمی را شکل میدهند. استیل زنی سرزنده و جذاب است و بست نقش نوچهٔ پستی را ایفا میکند که دست به کینهتوزی میزند. حضور کمپردهٔ ون کلیف اما سنگینی و تهدیدی دائمی روی داستان ایجاد میکند؛ هر بار که نام یا ردپای او مطرح میشود، تنش بالا میرود.
نقاط ضعف فیلم محدود است: مدت آن—حدود ۷۲–۷۵ دقیقه—برای برخی کوتاه بهنظر میآید و بعضی کلیشههای وسترن، بهویژه پیرامون نقش سرخپوستان (تعقیبها، سیگنال دود و حملهٔ آدوبی) وجود دارد که موسیقی گاهی آنها را تقویت میکند. با این حال در دستان بوتیچر این کلیشهها غالباً از طریق ساخت صحنههای قدرتمند و تعقیبِ تصویر جبران میشوند.
پایان فیلم بهویژه تأثیرگذار است: قابِ نمادینی با درختی شبیه صلیب و موسیقیِ کوبنده نمایی دارد که میتواند مخاطب را به لرزه درآورد. در مجموع Ride Lonesome فیلمی خیالبرانگیز، تلخ اما امیدوارکننده و نمونهای از «کمتر اما بهتر» در سینمای وسترن است؛ اثری جمعوجور، هوشمندانه و در موارد بسیاری نزدیک به یک شاهکار.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران