نورا و هه سونگ، پس از مهاجرت خانواده نورا از کرهجنوبی از هم جدا میشوند. حال با گذشت 20 سال، نورا و هه سونگ در یک هفته سرنوشت ساز دوباره با یکدیگر روبرو شده و مفهوم عشق و سرنوشت را تجربه میکنند…
نورا و هه سونگ، پس از مهاجرت خانواده نورا از کرهجنوبی از هم جدا میشوند. حال با گذشت 20 سال، نورا و هه سونگ در یک هفته سرنوشت ساز دوباره با یکدیگر روبرو شده و مفهوم عشق و سرنوشت را تجربه میکنند…
نامزد ۲ جایزه اسکار؛ ۸۳ جایزه و در مجموع ۲۴۰ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان657
بهعنوان فرزند والدینی که عشق و همعشق دوران کودکیشان بود، معمولاً به فیلمهای عاشقانهای که این موضوع را دستمایه قرار میدهند حساسم. اما در این مورد تنها چیزی که «احمقانه» به نظر آمد، پولی بود که برای تماشای این فیلم دو ساعته خوابآور پرداختم. فیلم اول سِلن سون که نویسنده و کارگردان است، با ستایشهایی مثل «اثر استادانه» و «یکی از بهترین فیلمهای ۲۰۲۳» مواجه...
بهعنوان فرزند والدینی که عشق و همعشق دوران کودکیشان بود، معمولاً به فیلمهای عاشقانهای که این موضوع را دستمایه قرار میدهند حساسم. اما در این مورد تنها چیزی که «احمقانه» به نظر آمد، پولی بود که برای تماشای این فیلم دو ساعته خوابآور پرداختم. فیلم اول سِلن سون که نویسنده و کارگردان است، با ستایشهایی مثل «اثر استادانه» و «یکی از بهترین فیلمهای ۲۰۲۳» مواجه شده، اما من با این تحسین کاملاً موافق نیستم. وقتی دو دوست نزدیک کرهای، نورا (با بازی Greta Lee) و هی-سونگ (با بازی Teo Yoo)، پس از جدایی از سئول بهطور جداگانه به زندگیشان ادامه میدهند و بعد از ۲۴ سال در نیویورک به هم میرسند، قرار بود این دیدار فرصتی باشد برای بازاندیشی به آنچه میتوانست باشد. اما بیشتر زمانشان صرف مکثهای کشدار، دیالوگهای کممایه و فرصتهای ازدسترفته برای گفتوگوهای معنادار میشود—صحنههایی که حتی صبورترین بیننده را هم وسوسه میکند که «زودتر ادامه دهید!» این «گفتوگوها» هرگز به شادابی تعاملات جوانانه یا گفتوگوهای عمیق و جاندار بین نورا و همسرش آرتور (با بازی John Magaro) نمیرسند. نتیجه صادقانه بگویم، یک خستهکننده بزرگ است که تلاش میکند فراتر از آنچه هست باشد اما هرگز به آن نمیرسد. شاید بزرگترین مشکل روایت صادق اما سطحی فیلم است که نوشتهاش پشتوانهای قوی برای شکوفایی کامل ندارد، با اینکه بازیهای خوب، فیلمبرداری زیبا و موسیقی احساسی دارد. از همین عناصر سبکشناسانه میتوان پتانسیل زیادی در کارگردان دید، اما محتوا نیاز به تقویت دارد. امیدوارم پروژه بعدی او این پتانسیل را محقق کند.
برای کارگردانی مانند سلین سون که تازه از راه رسیده، این فیلم اثری نسبتاً تأثیرگذار است. بازیگر اصلی، Greta Lee، مثل یک دستکش نرم چهرهٔ نقش را پوشانده است؛ این نشانهٔ بزرگی از توانایی او و انتخاب مناسب نقش توسط سون است. جایزهٔ بهترین بازیگر زن انجمن منتقدان هالیوود به لی سزاوار است. سون فیلمنامهای عالی نوشته و با کارگردانیاش آن را به فیلمی خیرهکننده تبدیل کرده است. فیلمبری و ریتم کار جوری است که میشود آن را به شیوهای بودایی یا آسیایی توصیف کرد—آهسته، مراقبهمحور و بیشتر نشان میدهد تا حرف بزند. در مجموع فیلم کامل نیست اما به آن نزدیک است. این دقیقاً فیلمی دربارهٔ بلوغ نیست، ولی پیرامون دورهٔ دشوار بین بیست تا اواسط سیسالگی میچرخد. فیلم تا حدودی خودزندگینامهای است و احتمالاً از همین منظر به فهرست «کارگردانانی که دربارهٔ خودشان ساختهاند» اضافه خواهد شد. مشتاق دیدن پروژه بعدی سِلن هستم.
«نا یونگ» (با بازی Moon Seung-ah) و بهترین دوستش «هی-سونگ» (با بازی Leem Seung-min) در مدرسه چنان به هم چسبیدهاند که همهچیز را با هم انجام میدهند—تا زمانی که خانوادهاش تصمیم میگیرند به کانادا مهاجرت کنند. پسرک کمی دلزده میشود و واقعاً درک نمیکند؛ اما بعد از مدتی نا یونگ متوجه میشود که او قبلاً دنبال او بوده و دوباره تماس برقرار میکنند. حالا او با نام «نورا» (با بازی Greta Lee) به نیویورک آمده و با «آرتور» (John Magaro) ازدواج کرده، اما با گپهای اینترنتی کمکم دوستیشان باززایی میشود و سفر از کره به آمریکا گام بعدی طبیعی به نظر میرسد. آنچه پیش میآید مجموعهای مؤثر از یادآوریهاست که هم معصومیت دوران کودکیشان را ستایش میکند و هم نشان میدهد چقدر از هم متفاوت شدهاند—هرچند پایهٔ رابطهٔ آنها (و رابطهٔ او با شوهرش) هنوز محکم است، اما به طریقی متفاوت. در فیلم کمی حسرت و دلتنگی هست، اما بهطور نسبتاً خوشبینانهای به مسیر زندگیشان اکنون و آینده نگاه میکند. بازیها چندان برجسته نیستند، هرچند Magaro نقش مکمل را خوب ایفا میکند و چون زیاد کرهای حرف نمیزند اغلب در گفتوگوها موقعیتی عصبی اما مودبانه دارد. این فیلم از آن دسته آثاری است که بازگشت و آشتی کسانی را که بهخاطر مهاجرت از هم جدا شدهاند به تصویر میکشد و از این نظر یکی از صادقانهتر و جالبترهاست؛ در کنار آن لحظات طنز جزئی هم دیده میشود و ارزش دیدن دارد.
این فیلم رمانتیکِ بزرگسالانهٔ آمریکایی از کمپانی A24 کمکم و آرام وارد وجود تماشاگر میشود؛ آتشِ آرامی که بیش از عشق، دربارهٔ انتخابهای شخصی و سرنوشت هم هست. در مقایسه با بسیاری از عاشقانهها، این یکی بسیار واقعی است و داستان دو کودک کرهای را روایت میکند که از حدود دوازدهسالگی زندگی نزدیکی با هم داشتهاند—تا وقتی او به کانادا و سپس آمریکا مهاجرت میکند و دنبال تغییراتی در مسیر شغلی (نویسندگی) میرود. دوازده سال بعد بهطور اتفاقی متوجه میشود او دنبال او بوده و دوباره آنلاین حرف میزنند و شعلهٔ قدیمی باز روشن میشود تا روزی که نورا با دلی شکسته میگوید بهخاطر مشغلهٔ کاری باید مدتی حرف زدن را متوقف کنند. دوازده سال دیگر میگذرد؛ نورا در آمریکا زندگیاش را ادامه داده و حتی با یک نویسنده ازدواج کرده، و او هم نامزد دارد. سپس تصمیم میگیرد به نیویورک بیاید و او را ببیند (صحنهٔ ورود او در آغاز فیلم نمایش داده میشود—روی جزئیات و بیانها دقت کنید). شروع بسیار خوبی برای سلین سون در نخستین تجربهاش در سینما بهعنوان کارگردان و فیلمنامهنویس و اجرای خوب Greta Lee است. از دید من نمرهٔ 9.5 از 10 و A+ لایقش است—واقعیتر از بسیاری از عاشقانههایی که میبینید. فیلم نامزدیهایی مثل فیلمنامهٔ اصلی و بهترین فیلم در اسکار گرفت و از نظر من باید نامزدهای بیشتری هم میداشت.
سلین سون این فیلم پیچیده و احساسی را دربارهٔ چنگ زدن به گذشته هرچند گذرا، با ظرافت ساخت. «ها یونگ» دختر نوجوانی در کره است که دلباختهٔ پسری به نام «هی-سونگ» است. وقتی خانوادهاش مهاجرت میکنند، این جدایی برای هی-سونگ دشوار است. دوازده سال بعد ها یونگ حالا در نیویورک «نورا» نام دارد. روزی کنجکاوانه او را جستوجو میکند، تماس میگیرند و میفهمد او هم دنبال او بوده؛ مدتی حرف میزنند اما نورا نگران است که وقتش از کارش گرفته شود و ارتباط را قطع میکنند. دوازده سال دیگر میگذرد؛ نورا حالا با آرتور ازدواج کرده و ناگهان او خبر میدهد که به نیویورک میآید و میخواهد او را ببیند. صحنههای ورود او بینظیرند؛ دیالوگها، کنایههای پنهان و لایههای نانوشته با دقت نمایش داده میشوند. حرفهای زیادی برای گفتن دارند، اما خیلی چیزها گفته نمیشود و همهچیز زیر سطحی پرتنش میجوشد. لحظات پایانی فیلم ویرانکنندهاند، اما نه به شکلی که انتظار دارید؛ حس دلتنگی و احساسی را برمیانگیزد که سخت میتوان دقیق مشخصش کرد. «Past Lives» یکی از بهترین فیلمهای سال است و به نظرم از دست ندادنش خسارت دارد.
کیفیتِ «Past Lives» چشمگیر است. فیلم جذابی است و من تا پایان با دو شخصیت اصلی همراه بودم. فیلم بهطور عمدی در لحظهای نزدیک به پایان بسیار ناخوشایند میشود و من در صندلیام تکان میخوردم؛ این نشاندهندهٔ ساخت خوب اثر است. Greta Lee و Teo Yoo عالیاند و John Magaro هم نقش کمحرفش را خوب ایفا میکند. نکتهٔ دیگری برای اضافه کردن ندارم؛ فیلم صرفاً بهطرزی قابلتأثیر ساخته شده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران