زن و شوهری که از مرگ اخیر دختر کوچکشان غمگین هستند در ونیز هستند که با دو خواهر مسن روبرو می شوند که یکی از آنها روانی است و هشداری را از آن طرف می آورد.
زن و شوهری که از مرگ اخیر دختر کوچکشان غمگین هستند در ونیز هستند که با دو خواهر مسن روبرو می شوند که یکی از آنها روانی است و هشداری را از آن طرف می آورد.
کارگردانی، ریتم، فیلمنامه و بازیها در حدی بینقصاند که این فیلم را یکی از وهمانگیزترین، دلهرهآورترین و منحصربهفردترین فیلمهای ترسناکی میسازد که دیدهام؛ فیلمی از دورهی پرقدرت نیکلاس روگ. احتمالاً یکی از بهترین «افشاگریها» در تاریخ سینما در این فیلم رخ میدهد.
خلاصه اینکه فیلمی واجبدیدنی است؛ اگر از وحشت روانشناختیِ تصویربرداریشده زیبا لذت میبرید، ارزش تهیهی نسخهای با بهترین کیفیت و بازبینیهای مکرر—مثلاً هر فصل...
کارگردانی، ریتم، فیلمنامه و بازیها در حدی بینقصاند که این فیلم را یکی از وهمانگیزترین، دلهرهآورترین و منحصربهفردترین فیلمهای ترسناکی میسازد که دیدهام؛ فیلمی از دورهی پرقدرت نیکلاس روگ. احتمالاً یکی از بهترین «افشاگریها» در تاریخ سینما در این فیلم رخ میدهد.
خلاصه اینکه فیلمی واجبدیدنی است؛ اگر از وحشت روانشناختیِ تصویربرداریشده زیبا لذت میبرید، ارزش تهیهی نسخهای با بهترین کیفیت و بازبینیهای مکرر—مثلاً هر فصل هالووین—را دارد.
من قبل از تماشای این فیلم شور و اشتیاق زیادی داشتم و دلم میخواست فیلمی ببینم که عمدتاً جو و اتمسفرِ شومی ارائه دهد. دربارهی «Don't Look Now» چیزهای خیلی خوبی خوانده بودم و داستان، لوکیشنها و شخصیتها آنقدر جذاب به نظر میرسیدند که به فیلم فرصتی بدهم و منتظر تجربهی یک شاهکار باشم. صادقانه بگویم، میدانم کسانی که این فیلم را دوست دارند احتمالاً فکر میکنند من کاملاً از آن سر درنمیآورم، اما ترجیح میدهم نظر واقعیام را بیان کنم.
دلیل اصلی ناامیدیام از فیلم این است که صحنههای زیادی شبیه قرص خواب آوردند. تاکنون فیلمهای ترسناک متعددی دیدهام که با سکوتهای طولانی و نمادپردازیهای ظریف، داستان را میسازند، اما در «Don't Look Now» از حجم زیاد صحنهها و تصاویر بیمحتوا احساس غرقشدگی کردم—صحنههایی که در پایان به هیچ چیز واقعی تبدیل نمیشوند. چنین جزئیاتِ مبهم و حلنشدهای بهنظرم راهی بود برای مرموز نشان دادن اثر با روشهایی نهچندان محترمانه، پرکردن جای خالی برای طولانیتر کردن فیلم و از آن جهت «جذابتر» نشان دادن آن. برعکسِ هدف مورد نظر سازنده، این کار مرا دستکم گرفته و احساس میکنم فریب خوردهام. این فیلم میتوانست همان داستان را با نمادپردازیهای درخشان ارائه دهد بدون اینکه مخاطب را با وضعیتی خستهکننده بمباران کند. من با ابهام در فیلمهای ترسناک مشکلی ندارم، بهشرطی که ابهام به خلق اتمسفر شوم کمک کند—مثلاً آثار لوسیو فولچی که اغلب به خاطر صحنههای نامنسجمش مورد انتقادند، ولی آن ابهام در فیلمهایش تا حد زیادی به ساخته شدن فضایی ترسناک کمک میکند. بنابراین آنچه در «Don't Look Now» بیش از همه نقد میکنم، ابهامی تحقیرآمیز و بیحاصل است که به هیچجا نمیرسد و مخاطب را نسبت به درک خود مشکوک میگذارد.
متأسفم که فیلم با این همه نوسان بیمعنی مخاطب را فریب میدهد، چون خودِ داستان چندان بد نیست و شخصیتها، مثل دو خواهر پیر، بهطرز تاریک و زیبایی توانایی ساختن یک فیلم ترسناک را دارند. لوکیشنها احتمالاً جذابترین عنصر فیلماند و یکی از دلایل اصلی بود که تا پایان فیلم را دیدم. من از آن دسته دوستداران وحشت نیستم که منتظر لحظهی بزرگ «یوریگا!» در دقایق آخر باشند، اما پس از پایان فیلم از اینکه سرکار گذاشته شدهام خوشم نمیآید. (امتیاز پنج ستارهی من عمدتاً بهخاطر لوکیشنها و چند لحظهی وهمآور است که تماشای کلیت اثر را تا حدی قابل تحمل میکنند.)
«جان» (دونالد ساترلند) و همسرش «لاورا» (جولی کریستی) در ونیز زندگی میکنند و با دو خواهر مسن—«هدر» و «وندی»—روبهرو میشوند. یکی از آن دو خواهر مدعی است که میتواند حضور روح دختر تازهدرگذشتهشان را ببیند. لاورا بیشتر درگیر و باورپذیر است و جان کمتر؛ اما با پیشرفت قصه درمییابیم که مرگ غرقشدن دختر، شیاطینی برای هر دو والد بهجا گذاشته است—بعضی ملموستر از دیگران. ساترلند در نقش خود خوب ظاهر شده؛ شخصیت او عمق دارد و معلوم میشود هنوز با فقدان و غمش کنار نیامده است. کریستی نیز بازی قابلقبولی دارد و راه متفاوتی برای برخورد با استرسهایش انتخاب کرده؛ داستان نیازهای متقابل آنها و تلاش برای حصول آرامش را متعادل پیش میبرد.
هرچه معما عمیقتر میشود، هالههای رؤیاوار واقعیتر مینمایند—و پرسش این است که چه چیزی واقعی است و چه نیست؟ نیکلاس روگ برای خلق حس تهدید تلاش زیادی کرده است. فیلم بدون استفاده از جلوههای ویژهی پرهزینه و با بهرهگیری از کلیسای تبدیلشدهای که «جان» در آن کار میکند، موفق است؛ همچنین موسیقی قدرتمند پینو دوناگیو فضای فراگیر و دلهرهآوری میآفریند. صحنهی عاشقانهای هم هست که برای آن زمان نسبتاً جسورانه است و بهصورتی نسبتاً گرافیکوار (هرچند همچنان سبکشده) فیلمبرداری شده که نشان میدهد زوج هنوز عاشقاند، حتی با وجود تروما. ریتم گاه کند میشود، اما فیلم کنجکاویبرانگیزی است که به قالب مشخصی شباهت ندارد؛ هم تریلر است و هم وحشت، و پرداخت شخصیتها عمیقتر از حد معمول است—موضوعات فراوانی برای درگیر شدن مخاطب وجود دارد. ونیز هم تصویری دلنشین ارائه میدهد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران