این فیلم داستان یک شب باورنکردنی در 25 ام فوریه 1964 در میامی را روایت می کند که چهار چهره تاریخی سیاهپوستان شامل محمد علی کلی (با بازی الی گوری)، جیم براون (بازیکن فوتبال آمریکایی با بازی آلدیس هاج)، مالکوم ایکس (فعال س ...
این فیلم داستان یک شب باورنکردنی در 25 ام فوریه 1964 در میامی را روایت می کند که چهار چهره تاریخی سیاهپوستان شامل محمد علی کلی (با بازی الی گوری)، جیم براون (بازیکن فوتبال آمریکایی با بازی آلدیس هاج)، مالکوم ایکس (فعال س ...
نامزد ۳ جایزهٔ اسکار؛ برندهٔ ۶۸ جایزه و در مجموع ۱۷۷ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان2536
همانطور که میدانم، همیشه سعی میکنم پیش از تماشای فیلم تا حد امکان اطلاعات کمی داشته باشم؛ از نادیدهگرفتن تریلرها گرفته تا گاهی نخواندن خلاصه داستان و رفتن کاملاً بیخبر به سینما. معتقدم بهترین تجربه زمانی بهدست میآید که فیلم بتواند بیننده را غافلگیر کند. با این حال، برخی فیلمها — بهویژه آنهایی که «بر اساس رویدادها یا افراد واقعی» هستند — نیاز به جستوجوی...
همانطور که میدانم، همیشه سعی میکنم پیش از تماشای فیلم تا حد امکان اطلاعات کمی داشته باشم؛ از نادیدهگرفتن تریلرها گرفته تا گاهی نخواندن خلاصه داستان و رفتن کاملاً بیخبر به سینما. معتقدم بهترین تجربه زمانی بهدست میآید که فیلم بتواند بیننده را غافلگیر کند. با این حال، برخی فیلمها — بهویژه آنهایی که «بر اساس رویدادها یا افراد واقعی» هستند — نیاز به جستوجوی پیشینی دارند. قبل از تماشای «یک شب در میامی» کمی دربارهٔ زندگی هر یک از شخصیتهای اصلی خواندم تا بفهمم چه کسانی بودند، چه تأثیری در جامعهٔ سیاهپوستان داشتند و آیا آن شبی که در فیلم نشان داده میشود واقعاً اتفاق افتاده یا نه. گردهمآیی این چهار دوست در آن شب واقعیت دارد، اما آنچه واقعاً در آن شب گفته شد در قلمفرسایی کِمپ پاورز و کارگردانی اولین اثر رجینا کینگ نگاهی خیالپردازانهتر دارد.
صادقانه بگویم از میزان لذت بردنم از این فیلم شگفتزده شدم. انتظارم بالا نبود، اما حتی اگر هم بود باز از آن فراتر میرفت. این از آن فیلمهایی است که یافتن نقص عمده در آن دشوار است. رجینا کینگ با کارگردانی خیرهکنندهاش همه را تحت تأثیر قرار میدهد؛ کنترل فوقالعادهای بر فن خود و شناخت عمیق از هنر فیلمسازی نشان میدهد. بیشتر روایت در اتاق یک موتِل ارزان میگذرد؛ فیلمهایی که در یک لوکیشن ساخته میشوند برای هر کارگردانی چالشی طاقتفرسا هستند، چه برسد به کسی که اولینبار پشت دوربین ایستاده، بهویژه وقتی اکشن زیادی برای ایجاد هیجان یا کمدی قابلتوجهی برای سرگرمکردن مخاطب وجود ندارد. با این وجود، چینشِ استادانهٔ بازیها، قاببندی و ترکیببندی صحنهها توسط کینگ و تصویربرداری برجستهٔ تامی ریکِر باعث میشود هر سکانس با وجود تغییر کمِ محل، حس متفاوت و یگانهای داشته باشد.
این ویژگیهای فنی شاید برای مخاطب عام بیاهمیت بهنظر برسد، اما دلیل بزرگیاند که فیلم پس از هر گفتوگو همچنان جذاب و تازه باقی میماند. فیلمنامهٔ پاورز — که از نمایشنامهٔ خودش اقتباس شده — هم به همان اندازه نوآورانه و تأملبرانگیز است. هر دیالوگ ارزش آن را دارد که با دقت گوش داده شود. تقریباً تمام مناظرهها و تعاملاتی که بین شخصیتهای اصلی اتفاق میافتد، امروز هم قابلاستفاده و مرتبطاند. از نظر فیلمنامه دستاورد بزرگی است، اما همزمان کمی ناامیدکننده و غمانگیز است که بحثهای مهم دربارهٔ حقوق مدنی هنوز پس از نزدیک به شصت سال به همان اندازه معنا دارند.
مالکوم ایکس و سم کوک بیش از دیگران دربارهٔ این مسائل بحث میکنند. از یکسو گفتگوهایشان میتواند روشنگر باشد دربارهٔ کاری که سیاهپوستان میتوانند برای کمک به جامعهشان و تغییر نظام اجتماعی-اقتصادی انجام دهند؛ از سوی دیگر، دیدن منازعهٔ آنها دربارهٔ اینکه چه روشی بهتر است یا چه کسی در بهکارگیری آن موفقتر بوده، چندان خوشایند نیست. قرار نیست بیننده هنگام این گفتگوها احساس راحتی کند. پردهٔ اول معرفی سریعی از جمعِ قهرمانان است — شاید حتی خیلی سریع — اما دو پردهٔ بعدی کاملاً وقف این مناظرهها شدهاند تا تماشاگر تحریک شود و دربارهٔ وضعیت کنونی جامعهٔ ما فکر کند.
یکی دیگر از عوامل مهم در موفقیت فیلم بازیگرانِ گروهی آن است. همهٔ بازیگران فوقالعادهاند، اما برجستهٔ شخصی من کینگزلی بن-ادیر در نقش مالکوم ایکس است. بن-ادیر محرک هر اتفاقی در فیلم است و از راه بیان احساسات قوی، گفتوگوهای ضروری را به صفحه میآورد. لسلی اودوم جونیور با تفسیر شگفتانگیز و دارای جذابیتِ سم کوک، همراهی نزدیک میکند و صدای زیبایش را در موسیقی فیلم به کار میگیرد. آلدیس هاج نقشی محکم و در عین حال جلبکننده از جیم براون ارائه میدهد، و ایلی گوری به نقش کاسیوس کلی (بعدها محمد علی) بازیای مغرور و خودباور دارد که در آغاز کمی آزاردهنده بهنظر میرسد اما بهسرعت نشان میدهد بیشتر از آن چیزی است که اول مینماید.
در سراسر فیلم و حتی پس از تماشای آن، یافتن ایراد آشکار و بزرگی دشوار بود. واقعاً فکر میکنم این یکی از همان فیلمهای نادری است که هر سال یکی دو مورد از آنها میآیند و سخت میتوان از بخشی خاص ناامید شد. فهرست ده فیلم برتر سالم مشخص بود، اما باید برای این اثر استثنایی جا باز کنم. امیدوارم همه پیش از مراسم اسکار این فیلم را ببینند تا حمایت کافی برای کسب چند جایزه جمعآوری کند؛ حیف است «یک شب در میامی» نتواند نام فیلم برندهٔ اسکار را یدک بکشد.
داشتن یکی از بهترین گروههای بازیگری سال، «یک شب در میامی» را به قطعهای باشکوه از فیلمسازی و داستانسرایی تبدیل کرده است. از تجربهٔ کارگردانیِ درخشان رجینا کینگ تا فیلمنامهٔ اقتباسی جذاب و تفکربرانگیزِ کمپ پاورز، یافتن عیبی در این فیلمِ خوشساخت دشوار است. چینش و قاببندی ناب کینگ هر گفتوگو را تازه و یگانه نگه میدارد، در حالی که روایت پاورز پر از بحثهایی دربارهٔ حقوق مدنی است که تأثیرشان تا امروز باقی مانده است. بن-ادیر و لسلی اودوم جونیور دیالوگهای بیشتری برای درخشش دارند نسبت به آلدیس هاج و ایلی گوری، اما همه اجراهایی فوقالعاده ارائه میدهند، بهویژه بن-ادیر. پردهٔ اول کمی سریع است اما سرگرمکننده، و بقیهٔ فیلم تا پایان بهطرز غافلگیرکنندهای جذبکننده باقی میماند. شاید در لحظاتی حس سنگینی و اندوه القا کند، اما هدف دقیقاً وادارکردن تماشاگران به تامل دربارهٔ جامعهٔ امروز و نظام اجتماعی-اقتصادی است. شخصاً انتظار نداشتم به فهرست ده فیلم برترِ ۲۰۲۰ من راه پیدا کند، اما چنین شد.
امتیاز: A-
فیلم براساس حادثهای واقعی ساخته شده و تصور میکند در آن شبی که دوستان واقعی — مالکوم ایکس، ستارهٔ فوتبال جیم براون، خوانندهٔ سول سم کوک و قهرمان سنگینوزن کاسیوس کلی — در موتِلِ همپتون جمع شدند تا پیروزی کلی بر سانی لیستون را جشن بگیرند، چه گذشته است. در طول شب، مردان ابتدا در حال و هوای جشن و شوخی با یکدیگرند، اما با گذشت زمان گفتگوها جدیتر میشود و این چهار دوست بحثی دقیق (و گاه درگیرانه) دربارهٔ نژاد، برابری و تجربهٔ مرد سیاهپوست در آمریکا دارند.
با آنکه داستان در جریان جنبش حقوق مدنی در ۱۹۶۴ رخ میدهد، متأسفانه موضوعات آن تقریباً شصت سال بعد همچنان به همان اندازه مرتبطاند. اگر این مردان را به زمان حال منتقل کنید، گفتگوهایشان دربارهٔ بیعدالتی نژادی تقریباً همان صدایی را دارند که امروز هم شنیده میشود. این روایت مهمی است و رجینا کینگ جوهرهٔ نمایشنامهٔ کمپ پاورز را در نخستین تجربهٔ بلند کارگردانیش بهخوبی ثبت کرده است.
از آنجا که فیلم بر پایهٔ نمایشنامه ساخته شده، دیالوگمحور است. بیشتر اتفاقات داخل اتاق موتِل میافتد، اما هرگز احساس خفگی ایجاد نمیکند. کینگ چند سکانس بیرون از موتِل هم دارد، از جمله صحنهای در کنسرت سم کوک که چشمانداز کارگردانی توانا و حس بصری او را به نمایش میگذارد.
فیلمنامهٔ بینشمند (که خود پاورز آن را برای سینما اقتباس کرده) از بهترینهای سال است و بازیگران جوانِ کاریزماتیک فیلمِ دیالوگمحور را با اطمینان به دوش میکشند. همهٔ اعضای بازیگران بهطرز قابلقبولی به تجسمِ اسطورههای فرهنگیِ نقششان تبدیل میشوند و شیمیِ ظاهراً بیزحمتی بین آنها برقرار است. هر صحنه مانند گفتوگویی طبیعی و واقعی میان دوستان اجرا میشود.
خجالتزدهام که بپذیرم پیش از این هرگز این داستان را نشنیده بودم. فیلم فرض را بر آشنایی مخاطب با این لحظهٔ مهم تاریخی گذاشته، بنابراین مفید است اگر قبلاً کمی دربارهٔ این رویداد مطالعه کنید تا ارتباط عمیقتری با داستان برقرار کنید. اگر وقتِ مطالعه ندارید، فیلم همچنان راهی عالی برای آشنایی است.
«یک شب در میامی» ممکن است روایتِ ساختگیِ آنچه در آن دیوارها گفته شد باشد، اما درام مؤثری دربارهٔ چهار رهبر و فعال انقلابی است. سرگرمکننده، تفکربرانگیز و هوشمندانه است و قطعاً بحثهای بیشتری را برمیانگیزد؛ دقیقاً به همین دلیل است که این فیلم اهمیت دارد.
تماشای فیلمی که به جای قالبدادن به احساسات تماشاگر، سؤالها و مسائل اخلاقی قابلتأملی برای فکرکردن باقی بگذارد، بسیار پربارتر است. دیدن فیلمی مثل «یک شب در میامی» از رجینا کینگ که حاضر است سؤالهای بزرگ دربارهٔ چهار مرد بزرگ را بیپاسخ رها کند بهجای اینکه برای آنها جواب بسازد، لذتبخش و کمنظیر است.
— جیک وات
بریاوا! «رجینا کینگ» فیلمی بسیار احساسبرانگیز برای ما آدمهای معمولی ساخته است. مطمئناً تفکربرانگیز است، اما فراتر از تنها تصور دنیایی بدون نژادپرستی، طمع، کینه و خشونت؛ به نظرم این فیلم دعوتی است به همه برای انتخابِ راهی بهتر در زندگی برای خانواده و عزیزان. چالش، یافتن راهی است برای پرورش مکانی امن برای همهٔ ما. باز هم سپاس برای این نمایش.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران