آیریس، نویسندهی اهل نیویورک، پس از اینکه نزدیکترین دوست و مربیاش یک سگ از نژاد گریت دین به نام آپولو برایش به ارث میگذارد، زندگی راحت و تنهاییاش به هم میریزد. این سگ عظیمالجثه بلافاصله برای آیریس مشکلات عملی ایجاد میکند...
آیریس، نویسندهی اهل نیویورک، پس از اینکه نزدیکترین دوست و مربیاش یک سگ از نژاد گریت دین به نام آپولو برایش به ارث میگذارد، زندگی راحت و تنهاییاش به هم میریزد. این سگ عظیمالجثه بلافاصله برای آیریس مشکلات عملی ایجاد میکند...
«والتر» (بیل مری) نویسندهای بداخلاق است که از زندگی خسته میشود و همسرش «باربارا» (نوما دویمزونی) را با مشکلی چهار پا، چهار فوتی و اللُخت تنها میگذارد. باربارا فکر میکند بهترین جا برای «آپولو» نزد دوست قدیمیاش «آیریس» (نائومی واتس) است. صراحتاً، آیریس ترجیح میدهد چشمدرد بگیرد تا این مسئولیت را قبول کند، اما با شنیدن قصهای غمانگیز دلش آب میشود و به زودی این...
«والتر» (بیل مری) نویسندهای بداخلاق است که از زندگی خسته میشود و همسرش «باربارا» (نوما دویمزونی) را با مشکلی چهار پا، چهار فوتی و اللُخت تنها میگذارد. باربارا فکر میکند بهترین جا برای «آپولو» نزد دوست قدیمیاش «آیریس» (نائومی واتس) است. صراحتاً، آیریس ترجیح میدهد چشمدرد بگیرد تا این مسئولیت را قبول کند، اما با شنیدن قصهای غمانگیز دلش آب میشود و به زودی این سگ بزرگ در آپارتمان کوچکِ اجارهبهای کنترلشدهاش ساکن میشود و آیریس از تخت به روی زمین مهمانش میشود. این چارپای لعابزده واضحاً دلتنگ صاحبش است، پس آیریس باید یاد بگیرد چگونه او را وادار کند بخورد، بخوابد، فرمانپذیر باشد و از روی تشکش پا شود. در همین حین، سرپرست ساختمان یادآوری میکند که نگهداری حیوانات ممنوع است و بنابراین باید برای برنامهٔ جایگزینی فکری بکند، وگرنه حتی ممکن است جایی برای خوابیدن نداشته باشد. آنچه پس از آن رخ میدهد، پیوندی گرم و قابل پیشبینی است که به نائومی واتس و همراه پشمالویش اجازه میدهد با چند شیطنت بامزه ما را سرگرم کنند و در عین حال به موضوعاتی چون دوستی، اعتماد و کمی خیانت بپردازند. فیلم کمی کند آغاز میشود و با وجود حضور کمرنگ مری، احتمالاً بهتر میتوانست روی صحنه اجرا شود، اما در نهایت تماشای آن خوشایند است—هرچند چیزی نیست که بعد از دیدنش مدتها در ذهن بماند.
نکتهٔ درخشان فیلم این است که آپولو را صرفاً بهعنوان منبعِ طنز یا استعارهای خزدار به تصویر نمیکشد، بلکه آن را آشکارا سوگوار نشان میدهد. او حیوانی بزرگ و فیزیکی است که خودش را بهطور عادی نشان نمیدهد و این امتناع دقیقاً بازتابی از چیزی است که آیریس در دل تجربه میکند ولی قادر به بیانش نیست. سگی که نقش آپولو را بازی میکند—گریت دین ۱۸۰ پوندیای به نام «بینگ» که توسط بیل برلونی آموزش دیده—با ایستایی و سکوتش بیش از بسیاری از بازیگران در مونولوگی کامل کار میکند، و دوربین این را میداند و او را در چارچوبِ درگاهها و از زاویههای پایین طولانی میگیرد تا حضورش وزندار در فضا حس شود. واتس عزا را به صورت رفتارهای کوچک و مشخص نمایش میدهد تا یک فروپاشی کلی؛ او ایمیلهای دوست مرحومش را بلند برای سگی میخواند که حرفها را نمیفهمد ولی انگار لازم دارد آنها را بشنود. ریتم کند فیلم عمدی است: هیچ چیز بهصورت کاملاً مرتب و بسته حل نمیشود که همین صراحتِ آن است، چون در سوگ واقعی هم چنین چیزی معمولاً رخ نمیدهد. نزدیکترین مقایسه در این زمین، فیلم «ترومن» است که سوگ را به یک سگ میسپارد و به حیوان اطمینان میدهد بار احساسی را بر دوش بکشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران