آقا و خانم "بنت" پنج دختر مجرد دارند."خانم بنت" بسیار علاقه دارد تا همسران مناسبی برای دخترهای خود پیدا کند.وقتی "آقای بینگلی" و "آقای دارسی" ثروتمند به زندگی آنها نقل مکان می کنند،آنها امیدوار می شوند.اما غرور،تعصب و سوءتفاهمات دست به دست هم می دهند تا رابطه آنها را پیچیده کرده و راه خوشبختی را ناهموار کنند...
آقا و خانم "بنت" پنج دختر مجرد دارند."خانم بنت" بسیار علاقه دارد تا همسران مناسبی برای دخترهای خود پیدا کند.وقتی "آقای بینگلی" و "آقای دارسی" ثروتمند به زندگی آنها نقل مکان می کنند،آنها امیدوار می شوند.اما غرور،تعصب و سوءتفاهمات دست به دست هم می دهند تا رابطه آنها را پیچیده کرده و راه خوشبختی را ناهموار کنند...
اگرچه بیشک تمرکز این فیلم باید روی دو ستاره اصلی باشد، من دریافتم بخش بزرگی از غنای این داستان جین آستن از بازیگران مکملِ پُرشخصیت نشأت میگیرد: مری بولند در نقش مادر که مداوم و بیپروا بهدنبال ازدواجهای مصلحتی برای خانواده بنت است، در کنار اداموند گوئن در نقش همسرش؛ میلویل کوپر (آقای کالینز)، ای. ای. کلایو (سر ویلیام) و غیرقابلانکار ادنا می اولیور در...
اگرچه بیشک تمرکز این فیلم باید روی دو ستاره اصلی باشد، من دریافتم بخش بزرگی از غنای این داستان جین آستن از بازیگران مکملِ پُرشخصیت نشأت میگیرد: مری بولند در نقش مادر که مداوم و بیپروا بهدنبال ازدواجهای مصلحتی برای خانواده بنت است، در کنار اداموند گوئن در نقش همسرش؛ میلویل کوپر (آقای کالینز)، ای. ای. کلایو (سر ویلیام) و غیرقابلانکار ادنا می اولیور در نقش لیدی کاترین همگی بهطرزی درخشان به این اقتباس نسبتاً آزاد از داستان الیزابت (گیر گارسون) و رابطه پیچیدهٔ نوساندار او با آقای دارسی (لورنس اولیویه) کمک کردهاند. اجرای اولیویه در این فیلم از جذابترینهای اوست؛ هرچند هنوز تا حدی نمایشی است، اما توانایی انتقال طنز نقش و تلاشهای تا حدی خودساختهاش برای جلب محبت را بهخوبی نشان میدهد. گیر گارسون همیشه تاحدی دستکمگرفته شده بود؛ به نظر من او میتوانست ستارهٔ فوقالعادهای برای سینمای صامت باشد — چشمها و رفتارهایش آنقدر گویا بودند که هزار کلمه را منتقل میکردند — و در اینجا بهعنوان الیزابت سرزنده و خودمختار، توجه مخاطب را حفظ میکند. خواهران دیگر هم نقش بیشتری دارند — ان رادرفورد (لیدیا) و مورین اوساولیوان (جِین) هم در جستوجوی معشوق خود بازیهای قابلقبولی ارائه میدهند. این اقتباس که آلدوس هکسلی در آن نقش داشته، بخشی از پرگویی همیشگی آستن را حذف کرده و به تمرکز بهتر داستان کمک میکند، هرچند شاید به شدت و تیزیای که نویسنده خواسته نباشد. من طرفدار این ژانر یا حتی لزوماً این نویسنده نیستم، اما این فیلم سرگرمکننده و خوب ساختهشده است با بازیهای قوی، فضاسازی پرزرقوبرق و جذابیتی قابلتوجه. از نظر من، آسانترین و بهترین نسخهای است که از این داستان به پردهٔ سینما آمده است.
اولین اقتباس از بزرگترین اثر جین آستن، که مشکلاتی دارد اما ماهرانه، عملگرا و بسیار شیک است. این فیلم بهعنوان یک کمدی برداشت نادرستی شد. بهایندلیل که جین آستن بیتردید یکی از برجستهترین نویسندگان در عرصه کلاسیک زبان انگلیسی است، «غرور و تعصب» رمانی است که بارها برای سینما و تلویزیون اقتباس شده و هر تولید نقاط قوت و ضعف خود را داشته است. با این حال، نمیتوان این تولید را نادیده گرفت؛ زیرا واقعاً نخستین فیلمی بود که این رمان عاشقانه را از کاغذ به سلولویید منتقل کرد. تأثیر آن در زمان خود بزرگ بود، موفقیت زیادی کسب کرد و حتی به شناختهتر شدن کتاب اصلی بیرون از انگلستان کمک نمود.
از توضیح داستان صرفنظر میکنم که برای هر کسی که یکی از اقتباسهای اخیر را دیده باشد آشناست. آنچه میتوان گفت این است که مدت کوتاه فیلم مانع از آن شده که بهحقِ منبع اصلی ادا شود و بخش زیادی از متن مخفی میماند. نمیشد هم انتظار دیگری داشت، اما کارگردان، رابرت زی. لئونارد، حتی بخشهایی را نیز حذف کرده که برای درک کلی داستان اهمیت داشتند!
مشکل دیگر انتخاب بازیگران است: تولیدکنندگان که نگران جذب تماشاگر بودند، بهجای همخوانی کامل بازیگر با شخصیت، سراغ چهرههای مشهور و قابلشناسایی رفتند، حتی اگر واضح بود سن آنها از شخصیتهای داستان بیشتر است. این «شرطهای مطمئن» محبوبیت را با توانایی تضمینشده ترکیب میکردند و تعجبی ندارد که هر یک بهنحوی اجرای خوبی ارائه میدهند. من بهویژه از گیر گارسون خوشم آمد؛ گمان میکنم تلاش واقعیای برای جوانتر و سرکشتر نشاندادن خود انجام داد، همانطور که نقش ایجاب میکرد. همچنین ادنا می اولیور بهدلیل جانبخشی به لیدی کاترین پرهیبت و متکبر سزاوار تحسین است. مورین اوساولیوان، اداموند گوئن و ادوارد اشلی نیز عملکردهای خوبی دارند و هرچند با شیوهٔ بیشازحد متکبر و متعالی لورنس اولیویه موافق نیستم، او در نقش دارسی شایستگی نشان میدهد.
از نظر فنی فیلم ایراد یا عیبی برجستهای ندارد. فیلمی که بهصورت سیاهوسفید آمده در حالی که قرار بود رنگی فیلمبرداری شود (بهگفتهای بهخاطر کمبود سلولویید ناشی از تولید «بربادرفته»)، تصویربرداری بسیار خوبی دارد و صحنهها با شکوه گرفته شدهاند. موسیقی متن هم در حد انتظار از فیلمی اوایل دههٔ چهل است. تنها نکتهٔ منفی که نمیتوانم از آن چشمپوشی کنم، انتخاب زمانی است که فیلم را حدود سی سال بعد از دورهٔ کتاب قرار دادهاند؛ هرچند میفهمم برای تولید راحتتر بوده که بتوانند بخشی از لباسها را از «بربادرفته» بازیافت کنند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران