«اِگزیت ۸» بازی ویدیویی Kotake Create (۲۰۲۳) را به حلقهای روانشناختی بدل میکند که بیننده را همانند قهرمانش در کریدوری گیجکننده محبوس میسازد. فیلم با جابهجایی دیدگاهها و تایپوگرافی نمادین، احساس گناه و آسیبهای درونی را بازتاب میدهد. اگرچه ساختار تکراری و ناسازگاریهای خط زمانی ممکن است صبر را بیازماید، تنش فیلم بیشتر از طریق حس خفگی و گرفتار شدن ایجاد میشود تا از طریق...
«اِگزیت ۸» بازی ویدیویی Kotake Create (۲۰۲۳) را به حلقهای روانشناختی بدل میکند که بیننده را همانند قهرمانش در کریدوری گیجکننده محبوس میسازد. فیلم با جابهجایی دیدگاهها و تایپوگرافی نمادین، احساس گناه و آسیبهای درونی را بازتاب میدهد. اگرچه ساختار تکراری و ناسازگاریهای خط زمانی ممکن است صبر را بیازماید، تنش فیلم بیشتر از طریق حس خفگی و گرفتار شدن ایجاد میشود تا از طریق ترسهای مرسوم. در نهایت اثری تأملبرانگیز و درگیرکننده ارائه میدهد که بهجای پاسخهای روشن، بر کششهای احساسی تأکید دارد.
وقتی جوانی با نفسنفسِ محسوس (کازوناری نینومیا) از مترو پیاده میشود، تماس تلفنی از نامزد سابقش میگیرد که میگوید در بیمارستان است و باردار است. او چه باید بکند—بهویژه که همینلحظه شاهد عصبانیت مردی در قطار شلوغ بوده که با مادری و نوزاد جیغزن درگیر شده و بیتفاوت از کنارش گذشته؟ او قبول میکند به بیمارستان برود و راهی خروج شماره هشت میشود. مشکل این است که هرچه جلو میرود به آن خروج نزدیکتر نمیشود و کمکم درمییابد چیزی شبیه حس تکرار بیپایان (مثل فیلم Groundhog Day) رخ میدهد. او برای خواندن اطلاعیهای ایمنی روی دیوار میایستد که تا حدی سرنخ میدهد، و بعد باید بازیای از نوع «کجاست تفاوت؟» را انجام دهد که هر بار بیشتر ناامیدکننده و بیرحم میشود، در حالی که حواسش به مردی کنجکاو با لبخند (Yamato Kochi)، دانشآموز دبیرستانیای پختهتر از سنش (Kotone Hanase) و پسربچهٔ تیزبینی (نارو آسانوما، ستارهٔ اثر) جلب میشود—کسی که ممکن است گم شده باشد یا در معنایی غیرمنتظره مهم باشد. به استثنای یک صحنه که شاید به ژانر ترس نزدیک باشد، این فیلم بیشتر یک تریلر روانشناختی است تا یک اثر وحشت، با دیالوگهای اندک و تکرارهای فراوان. تا حدی بازیای ارائه میدهد که تماشاگر میتواند در آن مشارکت کند، اما شخصیتپردازی بر پایهٔ داستانی نازک است که زمینهٔ کمی برای تحلیل فراهم میکند. سرنخها قطرهقطره ارائه میشوند و بیشتر بهنظر میرسد برای کش دادن فیلم طراحی شدهاند تا غنیتر کردن داستان یا برانگیختن فکر. هرچند عنصرِ دیدن خود از منظر دیگران در قهرمان وجود دارد، اما روایت چیزهای زیادی را جا میگذارد تا تماشاگر را نگه دارد. فیلم یادآور یکی از آن برنامههای تلویزیونی «حکایتهای غیرمنتظره» است؛ اگر در چهل دقیقه خلاصه و فشرده شده بود، شاید بهتر بهعنوان معمایی دارای پیام عمل میکرد. ممکن است دفعهٔ بعد شما را به پیادهروی تشویق کند تا سوار مترو شدن.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران