آن ضربالمثل که میگوید همخواری بازیای برای تمام اعضای خانواده است را میشناسید؟ اینجا به آن مرحله نمیرسند، اما بسیار نزدیک میشوند. «گرِگوریو» (Martín Adjelmián) و همسرش «مِچا» (Graciela Borges) در خانهٔ روستایی فرسوده و آشفتهٔ خود در آرژانتین، جمعی از خانوادهها و دوستان عجیبوغریب را مهمان کردهاند. در حالی که توفانی در ارتفاعات نزدیک در شرف وقوع است، کنار حوضچهای مینشینند که میتواند محل...
آن ضربالمثل که میگوید همخواری بازیای برای تمام اعضای خانواده است را میشناسید؟ اینجا به آن مرحله نمیرسند، اما بسیار نزدیک میشوند. «گرِگوریو» (Martín Adjelmián) و همسرش «مِچا» (Graciela Borges) در خانهٔ روستایی فرسوده و آشفتهٔ خود در آرژانتین، جمعی از خانوادهها و دوستان عجیبوغریب را مهمان کردهاند. در حالی که توفانی در ارتفاعات نزدیک در شرف وقوع است، کنار حوضچهای مینشینند که میتواند محل زندگی دستهدسته پیرانیاها باشد، قرمز شراب مینوشند و پسر جوانشان با دوستانش در جنگل با تفنگ شکاری واقعی و در باتلاقی مخصوص بازی میکند. مشخص نیست چهکسی واقعاً هوشیار یا مسئول اتفاقات است تا اینکه «مچا» دچار حادثهای میشود و باید با عبور از یک بوتهٔ هورتانسیا به بیمارستان برده شود.
آنچه پس از آن رخ میدهد، مشاهدۀ آشفته و بهطرز عجیبی بیثمر دو خانواده در اوج آشفتگی و نابهنجاری است. مرزها برای هیچکس معنی ندارد؛ هورمونها رها شدهاند، خشمها فوران میکنند و قصه عملاً به جایی نمیرسد. مشکل من همین است: هیچکدام از این آدمها حتی کمی دوستداشتنی نیستند. تماشای گروهی از خودخواهترین و لوسترین شخصیتهاست، انگار فیلمسازی مانند لوکرسیا مارتل آنها را از تخیلش بیرون کشیده باشد، و سپس آنها به سِرکِ خودپسند انعکاسهای درونی میپردازند بدون آنکه این تأملات هدفی — برای خودشان یا برای ما — داشته باشد.
با این حال، حسِ گونهای اجتماع میانِ دو خانواده که در هم آمیختهاند منتقل میشود؛ هر دو به یک اندازه بد، اما هیچکدام واقعاً شرور نیستند یا حتی اندکی از افراط رفتارشان آگاه نیستند. در این زمینه، باید از بازیگری مرسدس موران (Tali) نیز تمجید کرد؛ نقشهای زن این درام غالباند و دیالوگ کمی برای مردان باقی مانده است و تنها مقدار اندکی جذابیت بصری در شخصیت «خوسه» (Juan Cruz Bordeu) دیده میشود — مردی که رابطهاش با مادرش تا حدی پیش میرود که فقط از شیردهی فاصله دارد!
طراحی صحنه در این اثر واقعاً مؤثر است: چرکوخاک محیط و خودروهای فرسوده، داستان خانوادهای را روایت میکند که ثروتش نسبت به گذشته کاهش یافته؛ نوعی زوال تصنعی و چارچوبی برای وجودی که دیگر تاب زیادی ندارد. دیالوگها بسیار است و گرچه اندکی کمدی در آنها هست، عمدتاً پیوسته و خستهکنندهاند و بین ملودرام و درام محض نوسان میکنند. شاید من در خلقوخوی مناسبی نبودم، اما بهنظر من هر فیلم دستکم یک نقش نیاز دارد که تماشاگر بتواند با آن همذاتپنداری کند — و برای من چنین نقشِی در این فیلم وجود نداشت. متأسفم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران