فیلمی ساختهشده برای سرگرمی و سزاوار نفرتِ کسانی نیست که نمیدانند گذشته را چگونه باید دید.
اینروزها مد شده به شخصیتهای گذشته بهخاطر ارتباطشان با گذشته استعماری اروپای مرکزی توهین شود. این رفتار را «مدرن» میدانند و نشانهای از همدردی با مردم آزاردیده—یعنی بومیان کشورهایی که اروپاییها مستعمرهشان کردهاند. اولاً بگذارید به کسانی که از فیلمی درباره «مستعمرهگران» خشمگین شدهاند یادآوری کنم: من شیطانام. من بدترین...
فیلمی ساختهشده برای سرگرمی و سزاوار نفرتِ کسانی نیست که نمیدانند گذشته را چگونه باید دید.
اینروزها مد شده به شخصیتهای گذشته بهخاطر ارتباطشان با گذشته استعماری اروپای مرکزی توهین شود. این رفتار را «مدرن» میدانند و نشانهای از همدردی با مردم آزاردیده—یعنی بومیان کشورهایی که اروپاییها مستعمرهشان کردهاند. اولاً بگذارید به کسانی که از فیلمی درباره «مستعمرهگران» خشمگین شدهاند یادآوری کنم: من شیطانام. من بدترین کابوستان، تجسم نفرتهایتانام و از این وضعیت خرسندم. نه تنها پرتغالیام، بلکه از نوادگان تفتیشگران، بردهفروشان و دریانوردان نیز هستم. اما مهمتر از همه (چون خودم را با اعمال اجدادم تعریف نمیکنم) این است که من تاریخدانم و برایم گذشته مسئلهای جدی است.
بهعنوان یک تاریخدان میگویم گذشته را نباید مطابق سلیقهمان قضاوت، سانسور یا بازنویسی کنیم. گذشته را باید آنگونه که بوده پذیرفت تا واقعاً چیزی از آن بیاموزیم. حقیقت این است که تا سده نوزدهم (و گاه حتی بعد از آن) اروپاییها جهان را صرفاً از دیدگاه خود میدیدند. یعنی اگر سرزمینی تازه کشف شده بود و اروپایی در آن ساکن نبود، متعلق به کشوری بود که آن را کشف و اشغال کرده بود. این نگاه از دیدگاه ما نادرست است، چون ما حقوق بومیان را متفاوت میبینیم، اما این همان طرز تفکر اروپاییان آن زمان بود و درست نیست که امروز از مردمی که در قرن پانزدهم زندگی میکردند انتظار داشته باشیم مانند انسانهای سال ۲۰۰۰ رفتار کنند. آنها نمیتوانستند پیشبینی کنند که پس از پانصد سال ما دیدگاههای کاملاً متفاوتی خواهیم داشت. بنابراین پیشنهاد من این است که گذشته را آنگونه که بوده بفهمیم و روشِ فکرِ مردمان آن زمان را درک کنیم، نه اینکه آنها را با معیارهای امروز محکوم کنیم؛ تنها در این صورت است که از گفتن یا نوشتن بسیاری از عجایبِ بیمعنی پرهیز خواهیم کرد.
فارغ از نظرات درباره گسترش دریایی پرتغال یا کاستیا (فیلم اینجا اشتباه میکند: اسپانیا هنوز بهصورت متحد وجود نداشت)، سفر فرناندو دِ ماگالهاِس (ماژلان) یک دستاورد دریایی بیسابقه بود که برای مدتی طولانی بیهمتا ماند. دو کشور در پیمان توردسیلاس نه تنها حق سرزمینهای کشفشده را میان خود تقسیم کردند، بلکه حقِ ناوبری اقیانوسها را نیز تعیین کردند؛ بنابراین دور زدن جهان حتی برای این سفر ممنوع بود و اگر الکانو این کار را انجام داد، تنها برای زنده ماندن و بازگشت به خانه بود. ماژلان پرتغالی بود و قبل از پیوستن به کاستیا در خدمت پادشاه پرتغال به جزایر مولوکاس—امروزه اندونزی—رفت (او این تغییر را انجام داد چون پادشاه پرتغال حاضر به افزایش حقوقش نشد). با این سفر او نخستین کسی شد که دور جهان را پیمود. الکانو و مردانی که با او به خانه بازگشتند، اولین کسانی بودند که در یک سفر کامل جهان را دور زدند. با این همه، هدف اصلی این اعزام، همانطور که فیلم میگوید، رفتن به سمتِ غرب از طریق گذرگاهی بین اقیانوس اطلس جنوبی و اقیانوس هند و ایجاد مسیری اسپانیایی به مولوکاس بود؛ مجمعالجزایری که کاستیاییها آن را سهم خود از جهان میپنداشتند (محاسبه دقیق طول جغرافیایی تردیدهایی درباره حقوق این جزایر ایجاد کرده بود).
این سفر سه سال طول کشید—یک سال بیشتر از برنامه—با پنج کشتی و حدود ۲۵۰ ملوان از کشورهای مختلف (و دستکم ۲۰ پرتغالی). گذرگاه بین اقیانوسها کشف شد—که امروز تنگه ماژلان نامیده میشود—اما هدف اصلی محقق نشد: مولوکاس تحت کنترل پرتغالیها بود و ایجاد مسیر مورد نظر ممکن نشد. ضمناً ماژلان دنیایی کوچکتر تصور میکرد چون از وسعت اقیانوس آرام بیخبر بود. مسیر پرتغالی هم قابلاتکاتر و هم ایمنتر بود. این شکست با تلفات سنگینی همراه شد: تنها کشتیای که با الکانو بازگشت، ۱۸ ملوان داشت. بسیاری کشته یا دستگیر شدند و شمار کل بازماندگان حدود پنجاه نفر برآورد میشود.
فیلم بهنوعی تلاش میکند به این داستان رنگ و جان ببخشد و همان کاری را ادامه میدهد که کتابهای تاریخ پرتغال و اسپانیا کردهاند: تبدیلِ سفری که بسیار بد پیش رفت به یک «موفقیت» در اکتشافات دریایی دو کشور ایبری—موضوعی که هر دو ملت به آن افتخار میکنند. امور به این سادگی نیست؛ فیلم به جنبههای بازیگوشانه و سرگرمکننده میدان میدهد. این یک مستند نیست، بلکه فیلمی برای سرگرمی است. قطعاً فیلم پر از ناسازگاریهای زمانی است؛ در بسیاری موقعیتها شخصیتها مانند ما رفتار و فکر میکنند: سیاهپوستانِ کولی فالگویی میکنند در حالی که تعصب دینی آن زمان چنین کاری را همچون جادوگری ممنوع میدانست، زنانی با دامنهای تا زانو دیده میشوند، مردانی توپهایی را با دست حمل میکنند و حتی رگهای از داستان عاشقانه وجود دارد. طنزآمیز اینکه شرورهای داستان پرتغالیها هستند—ملتی که ماژلان از آن برخاسته و زمانی او را بخشیده بود. تصویربرداری خوب و رنگارنگ و نمایش طنزآمیزِ یک سفر شگفتانگیز دور دنیا، بزرگترین نقاط قوت این فیلماند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران