امیلی پس از اخراج از کار و رها شدن توسط دوستپسرش، تصمیم میگیرد تعطیلاتی در اکوادور را با مادر محافظهکارش لیندا بگذراند، اما این سفر بهجای آرامش به دامی مرموز تبدیل میشود و آن دو زمانیکه ربوده میشوند، باید تفاوتهایشان را کنار گذاشته و در دل جنگل، با خطر و نگرانی مقابله کنند تا به خانه بازگردند.
امیلی پس از اخراج از کار و رها شدن توسط دوستپسرش، تصمیم میگیرد تعطیلاتی در اکوادور را با مادر محافظهکارش لیندا بگذراند، اما این سفر بهجای آرامش به دامی مرموز تبدیل میشود و آن دو زمانیکه ربوده میشوند، باید تفاوتهایشان را کنار گذاشته و در دل جنگل، با خطر و نگرانی مقابله کنند تا به خانه بازگردند.
خلاصه کوتاه: تماشا نکنید، مگر اینکه واقعاً بخواهید خودتان را عذاب دهید.
این یکی از کسلکنندهترین و قابلپیشبینیترین فیلمهایی است که مدتها دیدهام. شوخیها بهشدت خندهدار نبودند و کل داستان فیلم فاقد انسجام است. هیچ لحظهای در فیلم وجود ندارد که بگویید «الان فهمیدم قضیه از چه قرار است!» فیلم سعی میکند از دو چیز بهرهبرداری کند: اول نیاز بعضی فیلمها به قهرمانان زن، و دوم...
خلاصه کوتاه: تماشا نکنید، مگر اینکه واقعاً بخواهید خودتان را عذاب دهید.
این یکی از کسلکنندهترین و قابلپیشبینیترین فیلمهایی است که مدتها دیدهام. شوخیها بهشدت خندهدار نبودند و کل داستان فیلم فاقد انسجام است. هیچ لحظهای در فیلم وجود ندارد که بگویید «الان فهمیدم قضیه از چه قرار است!» فیلم سعی میکند از دو چیز بهرهبرداری کند: اول نیاز بعضی فیلمها به قهرمانان زن، و دوم مشکلات و پیوندهای خانوادگی؛ اما در هر دو مورد شکست میخورد.
اسپویل:
کل فیلم درباره مادر و دختری است که برای تفریح به اکوادور میروند. آنها اسیر یک گرداننده زیرزمینی قدرتمند میشوند تا فروخته شوند. در نهایت خودشان این شخص و سازمانش را سرنگون میکنند و کاری را انجام میدهند که کل نیروی پلیس آمریکا و مکزیک نتوانستهاند انجام دهند. ضمناً دختر خیلی بیمسئولیت است و مادر بسیار خشک و جدی، که تا پایان فیلم هر دو تبدیل به عکسالعملهای متضاد اولیهشان میشوند.
«وقتی بهشت تبدیل به جهنم شد»
مردم دلیل دارند که از فیلم خوششان نیاید، اما من موافق این نظر نیستم. البته این بهترین فیلم ماجراجویی-آدمرباییای نبود که دیدهام، اما از تماشای آن لذت بردم چون به نظرم صادقانه بود. اِمی شومر نه ملکه زیبایی است و نه شیطان جذاب؛ نقشش از آنچه در آخرین کمدی رمانتیکش دیدم بهتر بود. جدا از خط داستانی آشنا، روایت فیلم و دیالوگهای صادقانهاش درخشانتر بود.
دوباره یک تم کلیشهای آمریکای لاتینی: زنی بعد از جدایی با مادرش به تعطیلات میرود و بهزودی به «خط پشتی دشمن» تبدیل میشود. وقتی کسی برای نجاتشان نمیآید، بقا و مبارزه آغاز میشود. در سرزمینی ناآشنا، برنامهریزیها برای فرار و ماجراهای بعدی تا سکانس پایانی دنبال میشود.
اِمی شومر و گُلدی هاوِنگ هر دو خوباند؛ انتخاب بازیگران مناسب بوده و شیمی بین آنها خوب است. ریتم روایت به نفع فیلم است و کارگردانی از سازنده چند فیلم کمدیِ خوب، قابلقبول است. هیچ اشکالی ندارد که یکبار آن را ببینید. فیلمی متوسط یا کمی بالاتر از متوسط است؛ نکتهای تحسینبرانگیز ندارد، اما اگر دنبال فیلمی برای وقتگذرانی بیمنطق هستید، جوابگو خواهد بود.
امتیاز: 6/10
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران