«کوه» با عکاسی سینمایی فراگیر و شاعرانگی یخیاش جلوه میکند. «کوهها مکانهایی بودند پر از خطر، نه زیبایی. جهانی بالا که باید از آن دوری میکردند، نه جستوجو. پس چگونه است که اکنون کوهها اینچنین مسحورمان کردهاند؟ ما را به قلمروشان میکشانند. اغلب به قیمت جانها. زیرا کوههایی که صعود میکنیم تنها از سنگ و یخ ساخته نشدهاند، بلکه از رؤیاها... و خواستها نیز شکل...
«کوه» با عکاسی سینمایی فراگیر و شاعرانگی یخیاش جلوه میکند. «کوهها مکانهایی بودند پر از خطر، نه زیبایی. جهانی بالا که باید از آن دوری میکردند، نه جستوجو. پس چگونه است که اکنون کوهها اینچنین مسحورمان کردهاند؟ ما را به قلمروشان میکشانند. اغلب به قیمت جانها. زیرا کوههایی که صعود میکنیم تنها از سنگ و یخ ساخته نشدهاند، بلکه از رؤیاها... و خواستها نیز شکل گرفتهاند. کوههایی که صعود میکنیم، کوههای ذهناند.»
بخشی از کتاب مکفارلن «کوههای ذهن» در شکافهای تیز عکاسی کوهنوردی اوزتورک میلغزد و با روایت آرامبخش دافو همراه میشود. فیلم پیوند میان انسان و کوه را در طول زمان کاوش میکند؛ وارد فضایی میشود «که زمان در آن اعوجاج مییابد... و خم میشود». نگاهی میدهد به جذابیت خطرناکی که انسان را به احساس زندگی مجبور میکند؛ اشتیاقی برای تجربههای مخاطرهآمیز که در برابر ژستهای خونسرد و سترگ کوهها حقیر مینمایند، و در عین حال در باتلاق هوای غیرقابلپیشبینیشان گرفتارند. ارواحی زیر سنگهای پوشیده از برف جان میبازند و دیگرانی از دستیابی به قله روشن میشوند. «احساسات بهطرز مهیجی تشدید میشوند». بزرگترین شگفتیهای طبیعی زمین امروز به شور و شوق بدل شدهاند. «حیرتمان به وسواس تبدیل شد». برای فتح. برای کشف. برای تسلیمکردن خود در برابر قلههایی که گویی خدایان در آنها ساکناند.
«کوه» نمیپذیرد که تنها یک مستند باشد؛ بلکه نوعی غرقهشدن سینمایی است. اجازه میدهد اغواگری طبیعت سحرآمیز و مسحورکننده ظاهر شود. قلههای سر به فلککشیده همراه با آوازهای زهی بتهوون و ویوالدی هشیارکنندهاند. ارکستر مجلسی استرالیا تفسیر شاعرانهای دیگر به بلندیهای پوشیده از برف میافزاید. افقهای پانورامیک در مشاهداتی سنجیده تنیده شده و تدوینِ خوشذوقانهای برای ایجاد جریان روایی شده است. اولین سفر به اورست، میل جاودانه بشر به دستیافتن به ناممکن، گردشگری مدرن و تأثیرات زیستمحیطیاش، ورزشهای فوقالعاده، چرخه آب طبیعت—سمفونیای از عناصر گرد آمده تا کسانی را که رؤیای سرمای تا مغز استخوان را دارند مفتون کنند. خیرهکننده. گیرا. زیبایی تصویری که بهندرت در پردهٔ سینما برتر میشود. در پشت هر قاب از این سازندههای سنگی سهمگین، پیوندی ذهنی هست که روانشناسی بشر را به پرسش میکشد. تجربهای بهطور غیرمنتظرهای تأثیرگذار و بدنی.
با این حال، همانطور که خودِ منظره متضاد است، آهنگ فیلم هم یکنواخت نیست. توازن میان جغرافیای فیزیکی و انسانی به سمت عنصر انسانی سنگینی کرده است. جنبههایی مانند چرخهٔ آب، فعالیتهای آتشفشانی و ساختارهای یخچالی نتوانستند با عنصر انسانی که فضای مستند را در برگرفته بود همسرآمد شوند؛ در نتیجه گویی جز یک درس جغرافی ابتدایی که در مدرسه میبینید حرف تازهای ارائه نمیشود. خوشبختانه نمایش حرکات مخاطرهآمیز، سفرهای کوهنوردی و زیانهای زیستمحیطی در کانون توجه قرار دارند، اما حتی این بخشها هم یکسان نشان داده نشدهاند و محیطزیستگرایی تنها حدود پنج دقیقه از زمان فیلم را به خود اختصاص میدهد. با در نظر گرفتن اینکه فیلم کمی بیش از یک ساعت است، پیام فرعی فرصت کافی برای بروز نیافت.
برای خاتمه، جملهای از کتاب مکفارلن که خود بهتنهایی برای خواندن ارزشمند است، بهخوبی «کوه» را جمعبندی میکند: «سنگ و یخ بهمراتب کمدستتر از نگاه ذهنی با دست رفتار میکنند. کوههای زمین اغلب مقاومتر و مرگبارتر از کوههایی بودهاند که در خیال میسازیم.»
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران