در انگلستان قرن هجدهم، پس از کشف جمجمهای عجیب در زمینهای کشاورزی، اهالی یک روستای کوچک با ظهور نیروهای شیطانی مواجه میشوند؛ نوجوانانی که به رهبری دختری به نام «آنجل»، در مراسمی شیطانی شرکت میکنند و به تدریج بدنشان با پوست شیطان پوشانده میشود، در حالی که بزرگترها تلاش میکنند تا این طلسم را بشکنند و روستا را نجات دهند.
در انگلستان قرن هجدهم، پس از کشف جمجمهای عجیب در زمینهای کشاورزی، اهالی یک روستای کوچک با ظهور نیروهای شیطانی مواجه میشوند؛ نوجوانانی که به رهبری دختری به نام «آنجل»، در مراسمی شیطانی شرکت میکنند و به تدریج بدنشان با پوست شیطان پوشانده میشود، در حالی که بزرگترها تلاش میکنند تا این طلسم را بشکنند و روستا را نجات دهند.
چنگالهای تایگون
فیلم The Blood on Satan’s Claw محصول شرکت Tigon است. به کارگردانی پیرز هگارد (که فیلمنامه را همراه با رابرت وین-سیمونز نوشته) و بازی پاتریک ویمارک، لیندا هایدن، بری اندروز، میشل دوتریس و وندی پادبری. داستان در دهکدهای روستایی در انگلستان قرن هفدهم میگذرد و روایت سقوط آن دهکده به تسخیر شیطانی پس از آن است که یک جمجمه تکچشم زنده توسط شیارزن محلی...
چنگالهای تایگون
فیلم The Blood on Satan’s Claw محصول شرکت Tigon است. به کارگردانی پیرز هگارد (که فیلمنامه را همراه با رابرت وین-سیمونز نوشته) و بازی پاتریک ویمارک، لیندا هایدن، بری اندروز، میشل دوتریس و وندی پادبری. داستان در دهکدهای روستایی در انگلستان قرن هفدهم میگذرد و روایت سقوط آن دهکده به تسخیر شیطانی پس از آن است که یک جمجمه تکچشم زنده توسط شیارزن محلی از خاک بیرون آورده میشود.
عنوان فیلم تصویری هراسانگیز به ذهن میآورد، اما کمی گمراهکننده است—در معنای خوب. بله، چنگال هست و به وضوح شیاطین نقش دارند، اما فیلم هگارد بیش از آنکه فقط صرفاً ترسناک باشد، فضایی مرموز و خاص دارد. رابطههایی با اثر شاخص تایگون یعنی Witchfinder General دیده میشود، هرچند نه به هوشمندی یا ظالمانهگی فیلم مایکل ریوز. با مراسمی شبیه ویکا، کودکانی تحت تأثیر شیطان، و کشمکشهای جنسی داستان پیش میرود. حتی در متن فیلم نقدی هوشمندانه درباره تفاوت طبقاتی و نخبهگرایی هم وجود دارد.
با این حال، نیمه اول فیلم از نیمه دوم رضایتبخشتر است. فضای مبهم و تمهای ترسناک در نیمه دوم به شوکها و صحنههای خشونت کلیشهای و خونآلود تبدیل میشود و پایانی که ارائه میشود بیشتر شبیه سهلانگاریای با حرکت آهسته و مزاح است که با ساختِ قبلی فیلمنامه همخوانی ندارد. موسیقی (مارک ویلکینسون)، فیلمبرداری (دیک بوش)، طراحی لباس (دالسی مِیدوینتر) و بازیها—بهویژه هایدن در نقش زنی مضطرب—در سطح بسیار بالاییاند. حیف است که کارگردان نتوانسته لحن فیلم را تا پایان حفظ کند. با این حال، این فیلم یکی از بهترهای وحشت بریتانیایی دهه ۷۰ است؛ با جزئیات دورهای چشمگیر و حسی شاعرانه و دلهرهآور در بیشتر لحظات. به کسانی که از محورهای جادوگری و شیطانپرستی در فیلمهای وحشت لذت میبرند، توصیهای ایمن است. امتیاز: 7/10
***
مرعوبکننده، ناآرامکننده، غیرمتعارف، واقعگرایانه و هنری—اما همچنین خستهکننده
اوایل قرن هجدهم، پرستش شیطان به طرز شومهای در دهکدهای در انگلستان سر برمیآورد. بری اندروز (که شباهتی به راجر دالتری دارد) نقش جوانی را بازی میکند که نخستین نشانههای شیطانی را کشف میکند، پاتریک ویمارک نقش محقق را دارد و آنتونی اینلی نقش کشیش را بازی میکند. زنان جوان شامل تامارا اوستینوف (روزالین)، لیندا هایدن (آنجلا)، وندی پادبری (کتی) و میشل دوتریس (مارگارت) هستند.
وقتی از وحشت بریتانیایی دهههای ۶۰ و ۷۰ حرف میزنید، ناخودآگاه به فیلمهای همر فکر میکنید، اما The Blood on Satan’s Claw (۱۹۷۱) حال و هوای همر یا امیکوس یا حتی تولیدات آمریکایی را ندارد. این فیلم جلوهای авانگارد، بدیع و زنده دارد و در عین حال هراسی فراگیر و آزاردهنده ایجاد میکند. متأسفانه فیلم تا حدی خستهکننده هم هست، مخصوصاً در نیمه اول.
یک سکانس بهخصوص بسیار ناآرامکننده و تا امروز هم بحثبرانگیز باقی مانده است. البته پیش از آن هم فیلمهای غیروحشت با صحنههایی به مراتب ناآرامکننده منتشر شده بودند که جنجالآفرین بودند. بنابراین اگرچه یک صحنه در Blood on Satan’s Claw مؤثر و ناآرامکننده است، اما آثار دیگری خارج از ژانر وحشت پیشتر راه را باز کردهاند.
مدت زمان فیلم ۱ ساعت و ۳۷ دقیقه است و بخشهایی از آن در حوالی پاینوود، ایور هیت و مناطق نزدیک غرب لندن فیلمبرداری شده است. نمره کلی: B-
Few films make their intentions quite as efficiently... (ترجمه و ویرایش پیوسته)
رالف مزرعهای معمولی را شیار میزند، چیزی را از زیر خاک بیرون میآورد که بهتر بود همانجا میماند، و یک جمجمه فاسد با چشمی زنده به او خیره میشود. idyll روستایی—با مشکل آشنا شد.
این تصویر کار بسیار زیادی انجام میدهد. شر اینجا از جایی دور نمیآید؛ از زیر خاک بیرون کشیده میشود. چیزی دفنشده در دل زمین مختل شده و از آن به بعد به نظر میرسد دهکده خودشِ شیطان را رشد میدهد، نه اینکه صرفاً با او روبهرو شود. تکههای موی پدیدار میشوند، چنگالها بر بدنها ظاهر میشود، اعضایی جدا میگردد و کودکان محلی کمکم به گروهی تبدیل میشوند که چیزی بسیار شومتر از یک باشگاه جوانان بینظارت میسازند.
خود فیلم ساختاری عجیب دارد. شخصیتهایی که در ابتدا به نظر مرکزی میآیند ناگهان ناپدید میشوند، پیامدهای عاطفی اغلب نادیده گرفته میشود و سکانسها گاهی لحظهای طولانیتر از آنچه لازم است باقی میمانند. رگههایی از ساختار پورتمانتو (داستان مرکب) در اتصالات دیده میشود. گاهی The Blood on Satan’s Claw کمتر شبیه روایت منسجم و بیشتر شبیه چند داستان عالی ترسناک است که دعوت شدهاند کنار هم قرار بگیرند.
با این حال، بعضی از آن ترسها بسیار مؤثرند. دستکاری کشیش توسط آنجل بلیک عمیقاً آزاردهنده است، دقیقاً بهخاطر اینکه فیلم از درامسازی سنتی و امن پرهیز میکند. خشونت میان کودکان هم به همان اندازه وحشتناک میشود چرا که بازی، سکس، آیین و قتل در هم فرو میریزند. حتی بزرگترها پناهگاه اخلاقی چندانی ارائه نمیدهند: آدمها را حبس میکنند، سریع به اتهامها میپردازند، و یک جادوگر مظنون را غرق میکنند و سپس گویی قضیه مختومه شده است. کودکان ممکن است در جنگل قوانین خود را بسازند، اما بزرگترها هم جایگزینی بیعیب و نقص به همراه ندارند.
در نتیجه شهرت فیلم منطقی است. انزوا، چشمانداز، شر موروثی، اقتدار مذهبی، مکانهای ویران، جوانان فاسد و چیزی باستانی که از دل خاک سر برمیآورد، در اینجا صرفاً عناصر تزئینی فولک-هارِر نیستند؛ آنها ماشین حرکتی فیلماند.
فیلم پراکنده، ناگهانی و گاهی عجیب است. با این حال فیلمهای منسجمتر بعدی سالها از دستور زبان بصری این اثر وام گرفتهاند. The Blood on Satan’s Claw ممکن است در مقام درام لرزان باشد، اما بهعنوان تصویری از فولک-هارِر که از زمین انگلستان بیرون میخزد، بهسختی قابل کنار گذاشتن است.
نقد از FolknHell
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران