چهار دوست که پس از فارغالتحصیلی با ماشین به یک سفر کوتاه میروند، ناگهان وارد جادهای عجیب و بیانتها میشوند؛ جادهای که ظاهراً هیچ خروجی ندارد و اتفاقات ماورایی و موجودات ترسناک در اطراف آن ظاهر میشوند. آنها باید در حالی که امیدشان به بازگشت کمرنگتر میشود، راهی برای فرار پیدا کنند.
چهار دوست که پس از فارغالتحصیلی با ماشین به یک سفر کوتاه میروند، ناگهان وارد جادهای عجیب و بیانتها میشوند؛ جادهای که ظاهراً هیچ خروجی ندارد و اتفاقات ماورایی و موجودات ترسناک در اطراف آن ظاهر میشوند. آنها باید در حالی که امیدشان به بازگشت کمرنگتر میشود، راهی برای فرار پیدا کنند.
گسترده اما همچنان خفهکننده
عجیب است که یک جادهٔ باز بتواند احساس خفگی ایجاد کند، اما این فیلم همین حس را منتقل میکند. بازیها قابل قبولاند و در حالی که داستان صرفاً وسیلهای برای کاوش شخصیتهاست و دربارهٔ محیط اصلی فیلم اطلاعات زیادی به دست نمیآورید، این خود بخشی از ایده است. در چنین روایتهایی، حل و فصل هر چیز الزامی نیست. فیلم از نظر من...
گسترده اما همچنان خفهکننده
عجیب است که یک جادهٔ باز بتواند احساس خفگی ایجاد کند، اما این فیلم همین حس را منتقل میکند. بازیها قابل قبولاند و در حالی که داستان صرفاً وسیلهای برای کاوش شخصیتهاست و دربارهٔ محیط اصلی فیلم اطلاعات زیادی به دست نمیآورید، این خود بخشی از ایده است. در چنین روایتهایی، حل و فصل هر چیز الزامی نیست. فیلم از نظر من بد نیست، اما اثری نیست که دوباره آن را تماشا کنم.
برای رعایت انصاف از ابتدا باید بگویم تلاش میکنم قضاوتم منصفانه باشد، ولی راستش نخستین فیلم بلندِ نویسنده-کارگردان الکساندر آلوم تقریباً شایستهٔ قرار گرفتن در فهرست «بدترینهای ۲۰۲۶» من است. فیلم «It Ends» که بهطور آزاد بر اساس نمایشنامهٔ اگزیستانسیالیستی ۱۹۴۴ ژان-پل سارتر «No Exit» ساخته شده، داستان چهار دوست حدود بیستساله را روایت میکند که برای یک رانندگی شبانه راه میافتند اما بهزودی خود را در بزرگراهی بیپایان میان جنگلی انبوه مییابند که ظاهراً راه فراری ندارد.
برای افزودن جذابیت، فیلم تلاش میکند چند کلیشهٔ وحشت را وارد کند، اما متأسفانه این عناصر ضعیف اجرا شدهاند و نه ترسناکاند و نه کمکی به درک اصلی داستان میکنند. مثلاً در یکی از سکانسها، گروهی از زامبیهای تندپا حمله میکنند و چهار نفر مجبور به فرار میشوند؛ این عنصر بارها اشاره میشود اما تأثیر چندانی بر روایت ندارد و آن سکانس آنقدر بد فیلمبرداری و تدوین شده که بیشتر گیجکننده است تا وحشتآور.
کمی بعد، وقتی اوضاع آرام میشود و شخصیتها دربارهٔ وضعیت مبهمشان بحث میکنند، به این احتمال میرسند که شاید در نوعی وجود جایگزین یا نسخهای جهنمی از پس از مرگ گرفتار شدهاند. این فرضیه موجی از بحثهای طولانی، خستهکننده و بیتمرکزِ وجودی را به دنبال دارد؛ بخشی متافیزیک، بخشی مشاجرههای کوچک و بخشی دغدغههای اغراقشدهٔ نسل جوان، همه در پسزمینهٔ یک سفر جادهای بیپایان که مسائل عملی مانند کافیبودن سوخت انگار اهمیتی ندارند. این خلاصهای است از دینامیک این اثر خودنما، هرچند شاید با ایدهای قابلتامل و نیت خوب آغاز شده باشد.
بزرگترین مشکل فیلم فیلمنامهٔ نارس و سرگردان است: بیشتر بحثهای گروهی طولانی بیهدف و فاقد وجوه جذاباند و از بلاغت و بینشِ منبع الهام بسیار فاصله دارند. عنصر وحشت نیز تا حد زیادی مهجور مانده و اگر بهتر و منسجمتر بهکار میرفت میتوانست جذابیت بیشتری ایجاد کند. تکنیکهای فیلمبرداری هم گاهی گیجکنندهاند؛ بسیاری از صحنهها بسیار کمنور یا خیلی نزدیک گرفته شدهاند، بهطوریکه در سکانسهایی مانند حملهٔ زامبیها تشخیص آنچه رخ میدهد دشوار میشود. افزون بر این، سوراخهای داستانی فراوانی وجود دارد که حتی برای یک فیلمساز تازهکار نیز قابلقبول نیست.
با این وجود، فیلم در یک نکته درست عمل میکند: تأکیدی است بر گزارهٔ سارتر که «جهنم، دیگراناند»، چرا که شخصیتها خود این حقیقت را درمییابند و معنا و بُعدی تازه به آن میبخشند (واقعا تصور گرفتار شدن برای ابد با افرادی مثل اینها برایم غیرقابلتحمل است؛ حتی ۸۹ دقیقه هم برایم کافی بود). اما این کنایهٔ دقیق بهتنهایی قادر به نجات اثر نیست و بهطرز ناراحتکنندهای به تماشاگر دلیلی میدهد که فیلم را کنار بگذارد. شاید بهعنوان یک نفر مسنتر برخی ظرایف نسلمحور برایم قابلدرک نبوده، اما در کل هنگام تماشای فیلم بارها از خودم پرسیدم: «هنوز نرسیدهایم؟»
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران