سریال بر اساس کتابی با همین نام ساخته شده و به تلاشهای هشتمین گروه نیروی هوایی آمریکا در جنگ جهانی دوم میپردازد؛ این گروه که بزرگترین زیرمجموعه نیروی هوایی آمریکا را تشکیل میداد در نبرد نورماندی و بمباران درسدن نقش داشته است.
سریال بر اساس کتابی با همین نام ساخته شده و به تلاشهای هشتمین گروه نیروی هوایی آمریکا در جنگ جهانی دوم میپردازد؛ این گروه که بزرگترین زیرمجموعه نیروی هوایی آمریکا را تشکیل میداد در نبرد نورماندی و بمباران درسدن نقش داشته است.
برندهٔ ۱ جایزهٔ امی پرایمتایم؛ مجموعاً ۹ جایزه و ۲۵ نامزدی
رتبه
رتبه سریال در جهان1174
«Masters of the Air» خیلی زود در باتلاق احساسات کلیشهای و عشقورزی به گذشته گیر میکند. شوخیهای از سر رفاقت و شخصیتپردازیهای سطحی و تکراری حکمفرماست؛ خلبانانی که همزمان اعتمادبهنفسِ بیش از حد دارند و بهطور معجزهآسایی دانا جلوه داده میشوند. این نمایش تلاش میکند حس دلتنگی و رؤیاسازی از دوران جنگ را القا کند، ولی تصویرِ گلگونِ آن از گذشته جنگی هرگز واقعیت نداشته...
«Masters of the Air» خیلی زود در باتلاق احساسات کلیشهای و عشقورزی به گذشته گیر میکند. شوخیهای از سر رفاقت و شخصیتپردازیهای سطحی و تکراری حکمفرماست؛ خلبانانی که همزمان اعتمادبهنفسِ بیش از حد دارند و بهطور معجزهآسایی دانا جلوه داده میشوند. این نمایش تلاش میکند حس دلتنگی و رؤیاسازی از دوران جنگ را القا کند، ولی تصویرِ گلگونِ آن از گذشته جنگی هرگز واقعیت نداشته و مخاطب را قانع نمیکند.
وقتی بزرگ میشدم، مردی را میشناختم که در جنگ جهانی دوم جنگیده بود و مدتی مسئول تمیز کردن بمبافکنها بعد از هر مأموریت بود. آنچه او درباره چیزهایی که بعد از یک مأموریت بد در هواپیما میماند گفت، واقعاً وحشتناک بود — بسیار بدتر از آنچه در این سریال نشان میدهند. البته انصاف این است که این مجموعه تا حدی تلاش میکند زشتیهای جنگ را نمایش دهد، اما در اغلب موارد بیشتر شبیه تبلیغی برای جلال و شکوه جنگ است تا تصویرِ دلخراش و افسردهکننده درگیری؛ چیزی که من آن را نامناسب میدانم، خصوصاً در جهانی که امروز درگیر خشونتهای جدی است.
از جنبه مثبت، بازیگری در سطح بالایی قرار دارد، هرچند گاهی بهخاطر شخصیتپردازیهای کلیشهای و دیالوگهای بدکلیشهای محدود شده است. برجستهترین نقطه قوت سریال جلوههای ویژه آن است که میتوان آن را شگفتانگیز توصیف کرد؛ هزینه زیادی برای جلوههای بصری شده و این خرج بهوضوح دیده میشود. اگر در پرداختِ داستان واقعگرایانهتر میشد و از قهرهسازی جنگ فاصله میگرفت، این سریال میتوانست معنیدارتر و جذابتر باشد؛ اما در حال حاضر برای این منتقد بیشتر شبیه یک پوستر تبلیغاتی طرفدار نظامی است — چیزی که دنیا بهخصوص در وضعیت کنونی واقعاً نیازی به آن ندارد.
امید داشتم تصویری مستند و دقیق از نبردهای هوایی در جنگ جهانی دوم ببینم، اما آنچه تا کنون پخش شده (و من فقط دو قسمت دیدهام) بازنگریگرایانه، طرفدار آمریکایی و ضدانگلیسی بهنظر میرسد؛ مجموعهای از صحنههایی که بیشتر وقتشان را به «ولگردیها» و ژستگرفتنِ یگانها اختصاص میدهد تا پرواز واقعی. عملکرد اغلب بازیگران ضعیف است، بهویژه دو شخصیت اصلی؛ آستین باتلر گویی فراموش کرده دیگر نقش الویس را بازی نمیکند و همان ژستها و بازیِ کمرمق را دارد، و کالوم ترنر هم بازی اغراقشده و نامطلوبی ارائه میدهد. تنها کسی که اجرایش تا حدی قابلتوجه است، بری کیوگان است.
داستان تقریباً هیچ زمانی را صرف ساختن شخصیتها در دوران آموزش یا زندگی قبل از خدمتشان نمیکند، مثل آنچه در «Band of Brothers» دیدیم، و به همین خاطر هیچ سرمایهگذاری عاطفی روی شخصیتها شکل نمیگیرد؛ برای من مهم نیست چه بر سرشان میآید. نویسندگان به دام ساختن شخصیتهای «خیلی باحال، خیلی توانا» افتادهاند — شخصیتهایی که در نگاه خودِ نویسندگان مطلوباند ولی برای مخاطب قابلارتباط نیستند. مثالی از این تناقض، صحنهای است که در یک میخانه دعوا شروع میشود: خلبان بریتانیایی دعوا را آغاز میکند و تا آن لحظه آمریکاییها شجاع، پرطمطراق و خودنمایی نشان داده شدهاند، اما ناگهان شخصیتها عوض میشوند و آمریکاییها بیمیل به درگیری و باوقار نشان داده میشوند در حالی که خدمه RAF متکبر و زننده جلوه میکنند — که نتیجهاش تحقیر کامل خلبان بریتانیایی است. این نوع پرداخت باعث میشود شخصیتها غیرقابلدوست و خستهکننده شوند، برخلاف شخصیتهایی مثل دیک وینترز در «Band of Brothers».
این نمایش تصویر تلخی از بریتانیاییها ارائه میدهد، طوری که گاهی بدتر از دشمن واقعی جلوه میکنند. بهعلاوه، توجیهِ نمایش بمبارانهای روزانه بهعنوان اقدامی برای افزایش دقت و نشان دادن شجاعت، با فخرفروشی و توجیهِ برتری آمریکاییها همراه است — در حالی که واقعیت این است که بسیاری از این حملات ناشی از اعتمادبهنفس کاذب و تکبر رهبری آمریکایی و ناتوانی در آموختن از تجربههای RAF و لوفتوافه بود. بله، شاید در اولین عبور بیشتر به هدف زده میشد، اما با از دست رفتن بمبافکنها و خدمه، توانِ ادامه عملیات بهسرعت کاهش مییافت تا جایی که انجام مأموریت بهطور قابلاعتمادی ناممکن میشد. منتقد اشاره میکند که در 22 اکتبر 1943، هشتمین نیرو بمبارانهای روزانه بدون اسکورت را متوقف کرد چون ناپایدار و غیرقابلتحمل شده بود. تلاش برای بازگشت به بمباران شبانه هم نشان داد B-17ها و خدمهشان در آن شرایط به دقت کافی دست نمییافتند و ادامه بمباران روزانه تنها با ورود پی-51 مجهز به موتور رولز-رویس مرلین و تانکهای سوخت اضافی فراهم شد تا اسکورت تا هدف و بازگشت ممکن شود.
همچنین، بمبگیر نوردن که در سریال به آن افتخار میشود، در عمل به اندازه آنچه مردم تصور میکنند دقیق نبود: در شرایط آزمایشی خوب عمل میکرد، اما در شرایط جنگی—با تغییر مسیرها برای فرار از ضدهوایی و پرواز در هوای نامساعد اروپا—دقتش چندان بهتر از بمباران شبانه نبود. نتیجه این خطای محاسباتی جانهای آمریکایی بسیاری را گرفته که میتوانست از دست برود؛ چیزی که بهنظر میرسد در این سریال کمتر به آن پرداخته شود.
از نظر بصری تصاویر قابلقبولاند، اما حتی آنها هم بهشدت از CGI استفاده شدهاند. مأموریتها معمولاً یکنواخت و کوتاهاند — ده تا پانزده دقیقه در بهترین حالت — که شاید بهخاطر تکیه بیش از حد بر جلوههای ویژه و محدودیت بودجه برای صحنههای بیشتر است. در مجموع، آنچه اینجا میبینیم تحریف تاریخ، شخصیتهای غیرقابلدوست و کلیشهای و جهانی بیش از حد دیجیتالی است که اغلب شخصیتها هیچ کار جالب یا مهمی انجام نمیدهند و صحنههای «نبرد» هم بسیار کوتاه و خستهکنندهاند. تأسفآور است که چنین اثر ضعیفی پخش شده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
باکس دانلود
فصل 1پایان سریال
در صورت بروز خطا یا مشکل در دانلود فصل، اپلیکیشن را بهروزرسانی کنید.
دیدگاه های کاربران