این اثر ترکیبی از سبک سریالهای سیتکام کلاسیک و دنیای سینمایی مارول محسوب میشود که در جریان آن دو شخصیت «واندا ماکسیموف» و «ویژن» زندگی ایدهآلی را در کنار یکدیگر تجربه میکنند اما طولی نمیکشد که نسبت به حقایق اطرافشان دچار شک و تردید میشوند و به این موضوع فکر میکنند که شاید همه چیز آنطور که به نظر میرسد، نیست و...
این اثر ترکیبی از سبک سریالهای سیتکام کلاسیک و دنیای سینمایی مارول محسوب میشود که در جریان آن دو شخصیت «واندا ماکسیموف» و «ویژن» زندگی ایدهآلی را در کنار یکدیگر تجربه میکنند اما طولی نمیکشد که نسبت به حقایق اطرافشان دچار شک و تردید میشوند و به این موضوع فکر میکنند که شاید همه چیز آنطور که به نظر میرسد، نیست و...
برندهٔ ۳ جایزهٔ امی پرایمتایم — مجموعاً ۳۳ جایزه و ۹۷ نامزدی
رتبه
رتبه سریال در جهان1083
مارول پس از پایان «حماسهی بینهایت» با بیستوسه فیلم، وارد دورانی جدید شده و قرار است تلویزیون نقش بزرگی در این فصل تازه ایفا کند. «وانداویژن» یکی از جدیترین آثار این گذار است؛ مینیسریالی که با ترکیب ارجاع به کمدیهای موقعیت کلاسیک و یک درام روانشناسانه دربارهٔ فقدان و سوگ، تجربهای متفاوت در دنیای ابرقهرمانی ارائه میدهد.
ساختار اولیهٔ سریال در سه قسمت آغازین مخاطب را...
مارول پس از پایان «حماسهی بینهایت» با بیستوسه فیلم، وارد دورانی جدید شده و قرار است تلویزیون نقش بزرگی در این فصل تازه ایفا کند. «وانداویژن» یکی از جدیترین آثار این گذار است؛ مینیسریالی که با ترکیب ارجاع به کمدیهای موقعیت کلاسیک و یک درام روانشناسانه دربارهٔ فقدان و سوگ، تجربهای متفاوت در دنیای ابرقهرمانی ارائه میدهد.
ساختار اولیهٔ سریال در سه قسمت آغازین مخاطب را وارد یک سیتکام سیاهوسفید میکند؛ دنیایی ایدئال که کمکم آشکار میشود محصولِ واقعیتی دستکاریشده است—احتمالاً ساختهٔ واندا. با توجه به سرنوشت ویژن در فیلم قبلی، «وانداویژن» از همان ابتدا نشان میدهد که قرار است با موضوعات حساس و انسانی مانند غم، افسردگی و فرار از واقعیت سروکار داشته باشد، هرچند در اپیزودهای آغازین بیشتر در قالب کمدی حرکت میکند.
یکی از نکات درخشان سریال طنز و ارجاعات دقیقش به دورههای مختلف تلویزیون کلاسیک است؛ شوخیهای ساده اما هوشمندانه دربارهٔ ماهیت قدرتهای واندا و ویژن بارها مخاطب را میخندانند. بازی کاترین هان در نقش «اِگنس» بهعنوان همسایهٔ فضول، نمونهای از بازیابی نقشهای فرعی با طعم کمیک است. تیونا پریس در نقشی که کمکم ابعادش روشن میشود، حضور جالبی دارد و بقیهٔ بازیگران هم عملکرد قابلقبولی ارائه میکنند، اما همهچیز حول دو ستارهٔ اصلی ـ الیزابت اولسن و پال بتانی ـ میگردد که در کنار هم جذاب و دلنشیناند.
الیزابت اولسن بدون تردید ستارهٔ نمایش است؛ برد احساسی بسیار گسترده، زمانبندی کمیک دقیق، بیان احساسی برجسته و توانایی تغییر سریع و چشمگیر سبکها از ویژگیهای اوست که او را در سطحی فراتر از بسیاری از بازیگران همنسلش قرار میدهد. پال بتانی نیز بار دیگر با بازآفرینی ویژن نشان میدهد که پیوند مخاطب با این شخصیت تا چه حد انسانی و تأثیرگذار است.
از نظر فنی، موسیقی کریستوف بک یکی از نقاط برجسته است؛ از افکتهای صوتیِ کلاسیک تلویزیون گرفته تا قطعاتی که در لحظات خاص شنیده میشوند، همه به بالابردن کیفیت اثر کمک میکنند. تیتراژ افتتاحیه که با هر قسمت تغییر میکند و به دورانهای مختلف تلویزیون ارجاع میدهد، طراحی صحنهٔ دقیق، فیلمبرداری که به خوبی شباهتهایی با سیتکامهای قدیمی ایجاد میکند و جلوههای بصری یکپارچه، همگی نشان از دقت و وسواس در تولید دارند.
پس از سه قسمت اول، با ادامهٔ فصل سریال از طنز به طبعی جدیتر و احساسیتر گرایش پیدا میکند؛ روایت بهتدریج تمرکز بیشتری بر احساسات واندا و نحوهٔ مواجههٔ او با فقدان میگذارد و انتخابهای نویسندگان و کارگردان (جک شفر و مت شکمن) در مسیرپرداختِ خلاقانه به این موضوع، سریال را از یک شیفتِ نمایشی به تجربهای عاطفیِ عمیق تبدیل میکند. برخی سکانسها و جملاتِ نوشتهشده چنان قدرتمند هستند که میتوانند برای بسیاری از بینندگانِ درگیر با دردهای مشابه، حکم مکانیزمِ درمانیِ کوچکی را داشته باشند.
مزیتی که سریالهای تکفصلی دارند این است که پیش از پخش کامل شدهاند و بنابراین کمتر تحت فشار نظریهپردازیهای بیسرانجام و توقعات اینترنتی قرار میگیرند؛ «وانداویژن» از این منظر توانست روایت خود را بدون تاثیرپذیری از هیاهوی زودهنگام حفظ کند.
با این حال سریال خالی از اشکال نیست. برخی بینندهها از فرصتهای ازدسترفته گلایهمندند: ایدههایی که میشد بهتر توسعه یابند (مثل پرداخت عمیقتر به مضامین ترومن شو یا تاثیرات داشتنِ خانواده بهعنوان یک ابرانسان)، برخی شخصیتها و موضوعات که ناتمام میمانند یا بهطور ناگهانی حذف میشوند، و استفادهٔ بیش از اندازه از خندهٔ ضبطشده که در نمونههای اصلی تلویزیون آنقدر تکرار نمیشد. برای بعضی، پایانبندیِ سریال در مقاطعی به مبارزات کلیشهای ابرقهرمانی نزدیک میشود و بعضی اَشکالِ داستانی یا سرنخها را کمتر قانعکننده میدانند. اما این انتقادات عموماً از جنس نکات جزیی در برابر دستاورد کلی اثر هستند.
در جمعبندیِ نهایی: «وانداویژن» اثری جسورانه و ژانر-درهمتنیده است که مرزهای داستانسرایی ابرقهرمانی را جابهجا میکند. این سریال با ترکیب ارجاعات سیتکامی، پرداخت عمیق به سوگ و هویت، بازیهای درخشان—بهویژه الیزابت اولسن—و طراحی فنی ممتاز، یکی از بهترین نمونهها در ژانر ابرقهرمانی بهشمار میآید. ممکن است برای همه مناسب نباشد و برخی تصمیمات داستانی را دوست نداشته باشند، اما بهعنوان تجربهای که احساسات انسانی را در مرکز قرار میدهد و با زبانی نو به سوگ و قدرت میپردازد، بسیار موفق است. در مجموع اثری تماشایی و ارزشمند که از دست ندهید.
رتبهٔ کلی (از دید برخی منتقدان): A
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
باکس دانلود
فصل 1پایان سریال
در صورت بروز خطا یا مشکل در دانلود فصل، اپلیکیشن را بهروزرسانی کنید.
دیدگاه های کاربران