رابرت مک کال خود را در خانه خود در جنوب ایتالیا می بیند اما متوجه می شود که دوستانش تحت کنترل رؤسای جنایی محلی هستند. از آنجایی که وقایع مرگبار می شوند، مک کال می داند که باید چه کاری انجام دهد: با قرار گرفتن در برابر جنگ، محافظ دوستانش شود...
رابرت مک کال خود را در خانه خود در جنوب ایتالیا می بیند اما متوجه می شود که دوستانش تحت کنترل رؤسای جنایی محلی هستند. از آنجایی که وقایع مرگبار می شوند، مک کال می داند که باید چه کاری انجام دهد: با قرار گرفتن در برابر جنگ، محافظ دوستانش شود...
آیا کسی هنوز آن آهنگ کوتاهی را که همراه سریال تلویزیونی ادوارد وودوارد بود به یاد دارد؟ خب اینجا خبری از آن نیست؛ این فیلم بیشتر به یک اثر رویهای تبدیل شده که فرصت نمایش آن را ندارد. برنامهریزی دقیق همیشگی مککال با دخالت پسربچهای با تفنگ به هم میریزد. این اتفاق باعث میشود مککال در یک شهر کوچک سیسیلی سراغ پزشک «انزو» (رمو جیرونه)...
آیا کسی هنوز آن آهنگ کوتاهی را که همراه سریال تلویزیونی ادوارد وودوارد بود به یاد دارد؟ خب اینجا خبری از آن نیست؛ این فیلم بیشتر به یک اثر رویهای تبدیل شده که فرصت نمایش آن را ندارد. برنامهریزی دقیق همیشگی مککال با دخالت پسربچهای با تفنگ به هم میریزد. این اتفاق باعث میشود مککال در یک شهر کوچک سیسیلی سراغ پزشک «انزو» (رمو جیرونه) برود، شهری که بهزودی مرکز جاهطلبیهای مالباختهٔ «وینسنت» (آندریا اسکاردوزیو) و برادر کوچکترش «مارکو» (آندریا دودرو) خواهد شد؛ مارکو با باندی از لاتها از کسبوکارهای محلی باجگیری میکند. در نهایت سرها به هم میخورند و بقیهٔ ماجرا را میتوان حدس زد: درامی نسبتاً بیرحم اما بهشدت قابل پیشبینی. داکوتا فنینگ گهگاه در یک زیرپلات بیاهمیت ظاهر میشود که دربارهٔ سازمان سیا و قاچاقچیان مواد مخدر سوری است و آن بخش خیلی نیمپز به نظر میرسد؛ اما در کل این فیلم بیشتر همان دِنزل است که هست—دِنزلی که برای نجات دوستان تازهاش از چنگال بیاخلاقهای کامورا به میدان میآید. فیلم برای آنچه هست طولانی است و بازی واشنگتن در بیشتر صحنهها کند به نظر میرسد، تا اینکه پایانبندیای میآید که بیش از حد ساده و شتابزده است. فیلم قابل قبول است ولی فراموششدنی.
این مجموعهٔ جدید «اکوالایزر» از میانهروی، شوخطبعی و وقار جنتلمنانهٔ سریال تلویزیونی اصلی با ادوارد وودوارد تهی است. در عوض، مملو از خشونتهای اضافی، تحقیرآمیز و غیرانسانی است، و شخصیت کلیدی بیشتر شبیه «ترمیناتور» است تا یک آدمکش دارای وجدان. خلاصه اینکه خیلی زشت و آزاردهنده است. من حدود پانزده دقیقه دیدم و بعد منصرف شدم. برای من این نوع خشونتهای بیمورد بخشی از مشکلی است که امروز در دنیا وجود دارد. به طور خلاصه: خشونتبار، زننده و غیرقابل دسترسی—من رد میکنم.
ورودی قابلقبولی دیگر در این فرنچایز. هیچ چیز خارقالعادهای نیست و آنقدر خوب نیست که قسمت اول، اما با حضور درخشان دنزل واشنگتن هنوز سرگرمکننده است. دیدن دوبارهٔ داکوتا فنینگ هم دلپذیر بود و پیچشی جالب دربارهٔ شخصیت او در پایان وجود دارد. تنها ایراد این است که این فیلم از نظر جلوههای بصری به اندازهٔ قسمت اول جذاب نیست و کارگردانی آنتوان فوکو کمی الگویی و معمولی به نظر میرسد، در حالی که او معمولاً کارگردانی قابلاعتماد است. امتیاز: 3.5 از 5. بهطور جانبی، مدتهاست چنین فرنچایزی را اینقدر مداوم در گیشه ندیده بودم—هر سه فیلم تقریباً 180 میلیون دلار در جهان فروش داشتهاند و حدود 35 میلیون دلار در آخرهفتهٔ افتتاحیه در بازار داخلی.
«اکوالایزر» و «اکوالایزر 2» فیلمهای اکشنِ بسیار خوبی بودند و این سومین قسمت هم ناامید نمیکند. دنزل مثل همیشه فوقالعاده است در نقش خودش. اگر قسمت اول و دوم را دوست داشتید، این یکی را هم خواهید پسندید. مجموعههای «اکوالایزر»، «تیکن» و «اکستراکشِن» از فیلمهای اکشن موردعلاقهٔ من هستند.
خیلیها این فیلم را کوبیدهاند—آنها اشتباه میکنند. در قسمت اول، او برای کشتن نیاز به اجازه داشت؛ آن اجازه را گرفت. قسمت دوم را دقیق یادم نیست. در قسمت سوم... او همچنان میکشد. داستان مسخره است؛ هیچ دلیل منطقیای برای اغلب چیزها وجود ندارد... به جز دنزل. باید تمیز باشد، باید درست باشد، باید بکُشد. او همهچیز را انجام میدهد. دنزل بهترین است.
کلیشهای و آبکی؛ قهرمان آمریکایی مردم را از دست آدمهای بد دیگر نجات میدهد.
دیشب من و بچهها—حداقل دو پسر کوچکم—نشستیم و «اکوالایزر ۳» را که مدتی بود در فهرست تماشایم قرار داشت دیدیم. من دو قسمت قبلی را خیلی دوست داشتم و این هم فیلم نسبتاً خوبی بود. فیلم با یک جشنوارهٔ کشتار نسبتاً بیرحمانه به سبک «اکوالایزر» آغاز میشود، اما بعد مککال از پشت توسط پسربچهای هدف قرار میگیرد و کمی افسرده و درمانده میشود. کل فیلم بعد از آن کند میشود و مککال در حال رخوت است؛ این بخش واقعاً کمی خستهکننده بود و میتوانستم بدونش بگذرم. با این حال، مککال همان مککال است و فیلم بعد از مدتی دوباره سرعت میگیرد. در نزدیکی پایان صحنههای اکشنِ خوبی هست و نحوهٔ کنار گذاشتن آدمهای بد توسط مککال در انتها بسیار خشن است. وقتی دیدم فیلم در آمریکا ردهبندی R دارد، فکر کردم نه—این هم یکی از آن فیلمهایی است که شاید چند نمأ معمولی یا الفاظ بزرگسالانه داشته باشد و جواذب حساسها سروصدا کنند؛ اما ظاهراً دلیل ردهبندی همان کشتارهای خشن بوده. در فرانسه برای زیر 12 سال ممنوع شده بود که نسبتاً منطقیتر است. خلاصه اینکه فیلم کلیتاً خوب است؛ از لحاظ فنی فیلمبرداری و بازیها خیلی خوب بود. اگر قسمتهای خستهکنندهٔ تقریباً نیمی از فیلم را نداشت، شاید از من 5 از 5 میگرفت.
قسمت سوم حسابی جان دارد! داستان «اکوالایزر ۳» به طرز غافلگیرکنندهای سرراست است؛ عملاً برای تقریباً دو ساعت رابرت مککال واکنشی و کشندهٔ آدمهای بد است... پس چه چیزی برای لذتبردن وجود ندارد؟ دنزل واشنگتن در نقش اصلی باز هم عالی است—تا کنون فیلم بدی از دنزل ندیدهام؛ بعد از دیدن حدود ۱۵ فیلم از کارنامهٔ او، واقعاً بازیگر بزرگی است. به یاد ندارم دو فیلم قبلی این سهگانه اینقدر مرگهای خشن داشته باشند، که برای من خوب بود. موسیقی هم قابلتوجه است و فضاسازی ایتالیایی فیلم بسیار خوب اجرا شده—انتخاب لوکیشن فوقالعاده بود! بازیگران مکمل طبیعتاً در سطح دنزل نیستند اما هنوز خوباند؛ دیدن بازگشت داکوتا فنینگ روی پرده هم جالب بود. به نظر میرسد پایان سهگانه باشد، هرچند شایعاتی دربارهٔ فیلمهای بیشتر هست—چندان عجیب نیست. از بین این سه فیلم من شمارهٔ 2 را بیشتر دوست داشتم، بعد این یکی و سپس اولی. همکاری آنتوان فوکو و دنزل واضحاً یک ترکیب درجهیک است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران