فیلم فهرست شیندلر، داستان واقعی مقطعی از زندگی «اسکار شیندلر»، سرمایه دار آلمانی در خلال جنگ جهانی دوم است. اسکار شیندلر در ابتدا با استفاده از شرایطی که جنگ فراهم آورده بود، یهودیان را به عنوان کارگر برای کارخانه اش انتخاب میکند تا پول کمتری برای استخدام کارگر داده باشد و درآمد بیشتری بدست آورد. او نیز مانند سران حزب نازی فردی فرصت طلب و اهل عیش و نوش است. او به طور پیوسته در تلاش است تا با سران نازی ارتباط برقرار کند تا در این شرایط بیشترین نفع را ببرد.
فیلم فهرست شیندلر، داستان واقعی مقطعی از زندگی «اسکار شیندلر»، سرمایه دار آلمانی در خلال جنگ جهانی دوم است. اسکار شیندلر در ابتدا با استفاده از شرایطی که جنگ فراهم آورده بود، یهودیان را به عنوان کارگر برای کارخانه اش انتخاب میکند تا پول کمتری برای استخدام کارگر داده باشد و درآمد بیشتری بدست آورد. او نیز مانند سران حزب نازی فردی فرصت طلب و اهل عیش و نوش است. او به طور پیوسته در تلاش است تا با سران نازی ارتباط برقرار کند تا در این شرایط بیشترین نفع را ببرد.
برندهٔ ۷ جایزهٔ اسکار؛ مجموعاً ۹۱ جایزه و ۴۹ نامزدی.
رتبه
رتبه فیلم در جهان7
کارگردان: استیون اسپیلبرگ — همین نام بهتنهایی کافی است؛ او عشق و تحسین گستردهای را از آنِ خود کرده و این محبوبیت بیدلیل نیست: نام او میتواند میلیونها مخاطب را به سینماها و پخشهای مکرر در پلتفرمها بکشاند. اما این فیلم برای اسپیلبرگ ویژه است؛ چون بهعنوان یک یهودی، رنج هولوکاست برای او شخصی بود. اجداد پدری اسپیلبرگ یهودیانی از اوکراین بودند. امیدوارم اوضاع اوکراین...
کارگردان: استیون اسپیلبرگ — همین نام بهتنهایی کافی است؛ او عشق و تحسین گستردهای را از آنِ خود کرده و این محبوبیت بیدلیل نیست: نام او میتواند میلیونها مخاطب را به سینماها و پخشهای مکرر در پلتفرمها بکشاند. اما این فیلم برای اسپیلبرگ ویژه است؛ چون بهعنوان یک یهودی، رنج هولوکاست برای او شخصی بود. اجداد پدری اسپیلبرگ یهودیانی از اوکراین بودند. امیدوارم اوضاع اوکراین هرچه زودتر آرام شود و روزی کسی فیلمی دربارهٔ بحران آن کشور بسازد.
پس از دیدن «فایلهای کشمیر» احساس کردم میخواهم «فهرست» (Schindler’s List) را ببینم تا تفاوتِ ساختن فیلم خوب با و بدون پروپاگاندا را ببینم. «فایلهای کشمیر» اثری لازم است، هرچند ایرادهای سیاسی و تزریقِ ملایم پروپاگاندا در آن به چشم میآید. طرح پرسش ضدملی نیست و همهٔ فعالان دانشجویی لزوماً برنامهای ندارند. «فایلهای کشمیر» حقایق زیادی را بازگو میکند که باید گفته شود، اما همزمان بخشهایی از واقعیت را پنهان میسازد؛ مثل دیکتاتورها فقط یک سو را نشان میدهند و هیچ تعادلی رعایت نمیکنند.
«فهرست شیندلر» اما متفاوت است: هر چند تاریکی هولوکاست سنگین است، فیلم اجازه نمیدهد این تاریکی بر مضمون مهمِ مبارزه برای خیر عمومی چیره شود. خود کارگردان میگوید: «هدف اصلی من از ساختِ فهرست شیندلر آموزشی بود. هولوکاست در بسیاری از کتابهای درسی یا تنها بهصورت یک پاورقی آمده بود یا اصلاً ذکر نمیشد. میلیونها نفر دربارهاش چیز کمی میدانستند یا اصلاً نمیدانستند؛ عدهای هم تلاش میکردند وجودش را انکار کنند.»
رمان معروفِ توماس کنیلی با نام Schindler’s Ark در ۱۹۸۲ منتشر شد و فیلمِ اقتباسی در ۱۹۹۳ داستان واقعی اسکار شیندلر، صنعتگر آلمانیای را روایت میکند که بیش از ۱۳۰۰ یهودی را از دست نازیها نجات داد. لیام نیشن نقش شیندلر را بسیار خوب بازی میکند؛ فیلم نشان میدهد او در عین نجات جان دیگران، مردی روشنفکر و کامل نبوده — تفریحطلب، خیانتکار به همسر، الکلی و گرچه برای آبهور (شاخهٔ مقابله با جاسوسی ورماخت) در چکسلواکی جاسوسی کرده بود. همین نقصها، اما، شخصیتِ انسانیاش را واقعیتر و داستانش را شگفتانگیزتر میکند.
صفات انسانی واقعی را حتی ستمگرترین رژیمها هم نمیتوان کامل حذف کنند. گاهی ضعفهای شخصیتی باعث شادی، هیجان و باور میشوند. «فهرست شیندلر» در عین اهمیت و تحسین، چهرهٔ پروپاگاندا و مزخرفات جمعی را هم نشان میدهد و توضیح میدهد چگونه یک ملت میتواند شستشوی مغزی شود و نفرت در میان مردم را تقویت کند؛ موضوعی که برای هند و هندیها نیز آموزنده است.
پس از حملهٔ آلمان به لهستان در ۱۹۳۹، اسکار شیندلر کارخانهای در کراکوف تأسیس میکند که از کارگرانی یهودیِ محصورشده و کارگران آزاد لهستانی استفاده میکند. هدف اولیهٔ او کسب سود بود، اما با گذر زمان نسبت به کارگران یهودیاش، بهویژه کسانی که روزانه با آنها سر و کار داشت، احساس همدلی پیدا میکند. کمک به یهودیان برای او راهی هم بود برای مقابله با سیاستهای فاجعهبار و وحشیانهای که از آدولف هیتلر و اساس صادر میشد. شیندلر مقامات آلمانی را متقاعد میکند که کارخانهاش حیاتی است و به کارگران ماهر نیاز دارد. اما فهرست را خودِ او ننوشته؛ مارسل گلدبرگ، یک «کارمند» یهودی، آن را تنظیم میکند. در فیلم جملهای هست: «این دیگر فقط حرفهای قدیمیِ نفرت از یهود نیست؛ حالا سیاست است.» این جمله ضربهٔ شدیدی میزند و به ما یادآوری میکند که در دوران معاصر هم چیزهای زیادی تغییر نکرده است.
ایتشاک استرن، که بن کینگزلی نقش او را بازی میکند، از شخصیتهای قدرتمند فیلم است؛ تجسمِ همراهیِ گروه بزرگی از آدمها در آن زمان. اسکار شیندلر مرد بزرگی بود در عرصهٔ عمومی و مردی دارای نقص در خلوتِ خصوصی، اما او بیش از هزار زندگی یهودی را در هولوکاست نجات داد و به همین دلیل داستانش فیلم شد. کاستیها و پیچیدگیهای تاریخی فقط داستان او را برجستهتر میکنند.
بودجهٔ فیلم تنها ۲۲ میلیون دلار بود و پیش از آن هیچکس فیلمِ سوددهای دربارهٔ هولوکاست نساخته بود. اسپیلبرگ خود دستمزد نگرفت و آن را «پولِ خون» خواند — نکتهای که سازندگان «فایلهای کشمیر» باید به آن بیندیشند. اینگونه فیلمهای حساس باید از خودِ احساس و همدلی برخوردار باشند؛ امری که در آثار اسپیلبرگ هست و در برخی آثارِ دیگر کمتر دیده میشود.
این فیلم مرا به یاد دیگر ساختههای اسپیلبرگ هم انداخت، مثل «پل جاسوسان»؛ اگر آن فیلم دربارهٔ هنر ظریف مذاکره بود، «فهرست» دربارهٔ هنر ظریف «شکرگزاری» است — مفهومی که در فیلم بارها تکرار میشود. استفاده از تصویربرداری سیاهوسفید یادآور آثاری همچون «کوتا فکتوری» است که برای بازنمایی تاریکی و تهی بودنِ سوژه سیاهوسفید شدهاند. هنر باید آدم را ناراحت کند؛ این وظیفهٔ هنر است؛ اما پروپاگاندا تنها روایت متعصبانهای میدهد که قهرمانِ ساختهشدهاش همیشه درست است.
در صحنهای شیندلر از گوئت (فرماندهٔ اردوگاه) میخواهد در روز گرم آب به داخل واگنها اسپری کند تا یهودیان تشنه کمی تسکین یابند؛ گوئت میگوید این کار امید کاذب میدهد — تلویحاً اشاره به اینکه واگنها یهودیان را به مرگ میفرستند. فهرستها در جریان تفکیکها تهدیدآمیزتر میشوند تا تعیین شود چه کسی برای کار مناسب یا «ضروری» است و چه کسی نیست. کسانی که «غیرضروری» تشخیص داده میشوند، در فهرستهایی قرار میگیرند که آنها را برای انتقال به اردوگاههای مرگ میفرستد. وقتی نام استرن در فهرستی ظاهر میشود که او را به آشویتس میفرستد و شیندلر او را نجات میدهد، یک افسر اساس میگوید فرقی نمیکند کدام یهودی سوار قطار شود؛ ثبت نامها تنها به معنای کاغذبازی بیشتر است. این بیاعتنایی به نامها نمادِ چگونگی انسانزداییِ یهودیان توسط نازیهاست.
فهرستِ شیندلر، فهرستی است که جانها را نجات میدهد؛ فهرستهای نازیها نماد شر و مرگاند، اما فهرستِ شیندلر نماد نیکی و زندگی است. در پیچشی کنایهآمیز، آخرین فهرستِ فیلم، فهرستی است که کارگرانِ شیندلر به او میدهند — فهرستی از امضاهای آنان که شیندلر را مرد خوبی معرفی میکند تا در صورت دستگیری به وسیلهٔ متفقین، به او کمک شود. نجاتیافتگان در مقابل، خود نجاتدهنده میشوند.
مرد تکدست که از شیندلر برای شغلی که او را «ضروری» کرده تشکر میکند، روز بعد هنگام پارو زدنِ برف توسط یک افسر اساس در سرش تیر میخورد و خون سرش بر برف جاری میشود. در صحنهای دیگر، گوئت دستور اعدامِ یک مهندسِ زن یهودی را میدهد که از او دربارهٔ یک خطای مرگبار در ساختوساز سخن گفته بود؛ خون او هم اطراف برف را تیره میکند. جریان خون از سر قربانیان هم بهطور واقعی و هم بهصورت استعاری خونِ حیاتیای است که از نسل یهودیان جریان یافته. در صحنهای دیگر، گوئت تلاش میکند یک خاخام را که در اردوگاهِ کار پلاشوو کار میکند اعدام کند؛ خاخام زانو زده و گوئت بارها سعی میکند سرش را هدف تیر قرار دهد، اما اسلحهاش گیر میکند و خاخام نجات مییابد — نمادی از حفاظِ نازکِ شیندلرجودنها و مرز باریکِ بین زندگی و مرگ.
فیلم فساد نه تنها پول بلکه دلها و ذهنها را نیز نشان میدهد. امتیازات و جنبههای مختلفِ زندگی را نشان میدهد و انسانیت را جلوتر از سود و ایدئولوژی قرار میدهد. پیچیدگیهای زندگی شخصی و حرفهای در هم تنیده شدهاند تا به نتیجهای خیرخواهانه برسند.
پایان فیلم با جملهای است: «کسی که یک جان نجات دهد، گویی جهان را نجات داده است.»
اسکار شیندلر در ۱۹۷۴ درگذشت و در اورشلیم بر روی کوه صهیون دفن شد؛ او تنها عضو سابق حزب نازی است که با چنین افتخاری به خاک سپرده شده است. او و همسرش امیلی در ۱۹۹۳ توسط دولت اسرائیل بهعنوان «صالحان امتها» (Righteous Among the Nations) شناخته شدند؛ امری که بدون برجسته شدنِ زندگی او در فیلم احتمالاً باورش دشوار بود.
اسپیلبرگ و فیلم در مراسم اسکار جوایز متعددی از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی و نیز بهترین فیلمنامه، بهترین فیلمبرداری و بهترین تدوین را از آن خود کردند. برای اسپیلبرگ، هرچند بعدتر برای «نجات سرباز رایان» نیز اسکار بهترین کارگردانی گرفت، اما دستاوردِ «فهرست شیندلر» برای او نقطهعطفی بود. میراثِ فیلم بهندرت پیش میآید که همسنگِ خودِ اثر باشد — این فیلم چنان تاثیری گذاشته که بنیاد شوآه را ایجاد کرد تا شهادتِ بازماندگان را ثبت و حفظ کند. اسپیلبرگ میخواست نسلهای بعدی این روایتهای عینی را داشته باشند تا هرگز شاهد بازگشت نازیسم یا فاشیسم نباشیم. این پروژه بیش از ۵۵۰۰۰ گواهی از بازماندگان و شاهدان هولوکاست و سایر فجایع را جمعآوری کرده است؛ پروژهای که به گفتهٔ خودِ اسپیلبرگ بدون «فهرست شیندلر» رخ نمیداد.
در نمادِ ماندگارِ فیلم، دختر بچهٔ پوشیده در پالتوی قرمز برجسته است. در صحنهٔ پاکسازی گتو، دختری کوچک را میبینیم که وسط آن آشوب سرگردان است؛ او همان شخصی است که شیندلر و تماشاگر روی او متمرکز میشوند و سنگینیِ این جنایت را بر دوش بیننده مینهند. وقتی از اسپیلبرگ دربارهٔ همین لحظهٔ رنگیِ معدود در فیلم پرسیدند، او گفت که در کتابِ توماس کنیلی اشاره شده که شیندلر از دیدن آن دختر بسیار متاثر شده بود؛ در حالی که دیگران سوار کامیون میشدند یا در خیابان تیر میخوردند، این دختر با پالتوی قرمز توسط اساس نادیده گرفته میشود. برای اسپیلبرگ، آن دختر نمادِ چشمِ بستهٔ رهبران جهان به قتلعامهای اروپا بود: به نظر او رؤسای جمهور و رهبران بزرگ جهان از هولوکاست اطلاع داشتند و کاری برای متوقف کردنش نکردند — انگار خودِ هولوکاست لباسِ قرمز پوشیده بود. این تشابهها اکنون در جایی مثل اوکراین هم تکرار میشود.
در نقدهایی که بهطور کلی دربارهٔ فیلم نوشتهاند، نکاتی قابلتوجه است: برخی آن را کارِ قوی و احساسیای میدانند که به دشوارترین موضوعات تاریخِ بشر با وقار، هدف و فیلمسازی برجسته میپردازد. بازی لیام نیشن در نقش شیندلر تحسین شده و اجرای رالف فاینس بهعنوان فرماندهٔ گوئت بهشدت منزجرکننده و بهیادماندنی توصیف شده است. تصمیم به فیلمبرداری سیاهوسفید، «فهرست شیندلر» را متمایز کرده و تحسینِ فراوانی دریافت کرده است؛ فیلمی که هم فساد مطلق انسان و هم شجاعت فوقالعادهٔ او را به نمایش میگذارد و پیچیدگیهای آدمهایی را که در قلبِ رویدادهای تاریخی عظیم بودند بهخوبی ثبت میکند.
چند منتقد اما دیدگاهی متفاوت دارند: برخی در بازبینی دوبارهٔ فیلم با گذر زمان به نواقصِ فنیای در نورپردازی و عکسبرداری اشاره کردهاند که در جوانی کمتر به چشمشان آمده بود؛ حس میکنند بعضی انتخابهای بصری را میتوانست بهتر انجام داد. همچنین نکتهای که مطرح شده این است که نقش فاینس بهقدری برجسته و تأثیرگذار است که گاهی نقشِ شیندلر را کمتر از حدِ انتظار جلوه میدهد. با این حال، حتی منتقدانِ سختگیر هم معتقدند فیلم هنوز اثر مهم و قابل تأملی است، هرچند نگاهِ دقیقتری در برخی جنبههای فنی میتوانست دوامِ تأثیر و آرامشِ بیننده را افزایش دهد.
در مجموع، «فهرست شیندلر» فیلمی است تأثیرگذار، تاریخی و احساسی که هم با نمایشِ فجیعِ انسانیتستیزی و هم با نمایشِ ظرفیتِ نجاتبخشِ انسانها، اثری کمنظیر و ماندگار پدید آورد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران