ماجراجویی گل سرخ!
کتاب معروف کودکان رودیارد کیپلینگ بارها برای صحنه، تلویزیون و سینما—چه زندهنمایی و چه انیمیشن—بازسازی شده و حالا این نسخهٔ مدرن و نخستین نسخهٔ دیجیتال سهبعدی است. دیزنی بار دیگر کلاسیکها را جان تازهای بخشیده و این کار محصول تیمی عالی است؛ بهویژه بخش پستولید فوقالعاده بود.
این یکی از آن داستانهاست که هر بار خواندن/شنیدن/دیدن آن خستهکننده نمیشود. البته تغییرات زیادی نسبت به...
ماجراجویی گل سرخ!
کتاب معروف کودکان رودیارد کیپلینگ بارها برای صحنه، تلویزیون و سینما—چه زندهنمایی و چه انیمیشن—بازسازی شده و حالا این نسخهٔ مدرن و نخستین نسخهٔ دیجیتال سهبعدی است. دیزنی بار دیگر کلاسیکها را جان تازهای بخشیده و این کار محصول تیمی عالی است؛ بهویژه بخش پستولید فوقالعاده بود.
این یکی از آن داستانهاست که هر بار خواندن/شنیدن/دیدن آن خستهکننده نمیشود. البته تغییرات زیادی نسبت به منبع اصلی انجام شده، اما به نظرم این تغییرات ارتقاء پیدا کردهاند. جان فاورو در مقام کارگردان کار درخشانی کرد؛ قطعاً یکی از بهترین فیلمهای اوست و برای مدتها به یاد خواهد ماند. فیلمنامه، تولید و گروه همگی در این موفقیت سهیم بودند.
نیل ستی انتخابی بینقص برای نقش بچهانسان (مان-کاب) بود؛ او بهترین بازیاش را ارائه داد و واقعاً بهراحتی نمیتوان فهمید که این نخستین فیلمش است. فیلم بیشتر در استودیو فیلمبرداری شده و او مدت طولانی مجبور بود تنها بازی کند چون سایر شخصیتها بهصورت تصویربرداریشدهٔ دیجیتال (CGI) بودند؛ از این منظر، اجرای او در آن سن و سال تحسینبرانگیز است.
شخصیتهای CGI عموماً عالیاند، اما حیواناتی که مو ندارند مثل فیل کمی مصنوعی بهنظر میرسند؛ از لحاظ آناتومی و اجرا درستاند، اما از نظر بصری مدلهای سهبعدی کمی با محیط درهمآمیخته نیستند. اینها نکات ریزی است که ممکن است به چشم بیاید، اما با فناوری امروز هم عکسالعمل بدی نیست—بهخصوص که فیلم عمدتاً برای کودکان ساخته شده است.
داستان ساده است؛ نیمهٔ اول فیلم بیشتر معرفی است و تقریباً همهٔ شخصیتهای مهم کتاب با پرخرجی معرفی میشوند. در پسزمینهٔ قصه، موضوع گل سرخ وجود دارد و روایت از بخشهای مختلف جنگل میگذرد، مثل مراحل یک بازی. ماجراهای گوناگون رخ میدهد و سکانسهای بدلکاری خوب و حسابشدهای وجود دارد.
هرچند از لفظ بدلکاری گفتم، اما خشونت جدیای در کار نیست—چیزی در حد نگرانیهای معمول برای فیلمهای دیزنی دیده نمیشود؛ با این حال بهخاطر صحنههای اکشن، فیلم برای تماشای بزرگسالان هم مناسب است. بنابراین علاوه بر کودکان و خانوادهها، هر کسی میتواند از دیدنش لذت ببرد. یکی از آثار برتر دیزنی که در گیشهٔ جهانی عملکرد بسیار خوبی داشت و تقریباً نزدیک به یک میلیارد دلار فروش کرد.
شِـرخان بسیار تهاجمی و خشمگین به تصویر کشیده شده؛ بچههای کوچک ممکن است از چهرهٔ ترسناک و غرش قوی او بترسند. تمام موسیقیها عالیاند و تیتراژ پایانی هم جالب است. در نهایت، من بعد از انتظار طولانی آن را دیدم و خوشحالم که چقدر زیبا ساخته شده بود.
فیلم در هند فیلمبرداری نشده، اما لوکیشنها بهخوبی شباهت هند را منتقل میکنند و حس هند را کاملاً القا میکنند. صحنههایی مثل بالا رفتن بالو از صخره و مبارزه با میمونها پر از شوخیاند. قطعاً یکی از ساختههای عظیمِ کودکانِ اخیر است. شنیدهام دنبالهای در دست ساخت است؛ بیاورند، دستکم یک سهگانه قبل از اینکه نیل پسر بزرگی شود.
امتیاز: 8/10
---
تنها یک ایراد واقعی به نسخهٔ جان فاورو از کتاب جنگل داشتم و هرچند شاید این ایراد ظالمانه بهنظر برسد، اما واقعاً بزرگ است.
ماهها قبل از اینکه این بازسازی را ببینم، مدام میشنیدم بازیگر کودک چه بازیگر فوقالعادهای است، حیوانات چقدر واقعگرایانهاند و پسزمینهها طوری طراحی شدهاند که انگار صحنهٔ واقعیاند. اما وقتی فیلم را دیدم، هر سهٔ این توصیفها بهنظر من درست نبودند. شاید این سه مورد به نظر سه ایراد مختلف بیایند، اما در واقع همه به یک چیز بازمیگردند: توانایی تعلیق ناباوری. دقیقتر بگویم، فقدان آن. از همان ابتدا هیچگاه نتوانستم بهطور کامل در داستان غرق شوم چون، معمولاً بهخاطر ظاهر موجودات، مدام از قصه بیرون کشیده میشدم. از لحاظ داستانی این نسخه حتی از نسخهٔ ۱۹۶۷ هم بهتر است، اما من دائماً از هماهنگ نبودنِ مَوگلی با دنیای اطرافش آزرده میشدم.
امتیاز نهایی: ★★½ — برای من کاملاً جذاب نبود، اما جذابیتش را درک میکنم.
---
بدون شک این فیلم خانوادهای بسیار خوبی است. خیلیها آن را با نسخهٔ «اصلی» انیمیشنی والت دیزنی مقایسه میکنند و اغلب در قیاس به آن کم میآورند. به نظرم اینها فیلمهایی متفاوتاند و چندان نباید با هم مقایسه شوند. کتاب را نخواندهام اما احساس میکنم این فیلم به کتاب وفادارتر است. کمی تاریکتر، جدیتر و فوقالعاده زیبا برای تماشا است.
من نسخهٔ اصلی جنگل را دوست داشتم؛ از فیلمهای محبوب دوران کودکیام بود. بنابراین خوشحالم که این تنها یک بازسازی سطحی با CGI مدرن نیست و این برداشت جدید از داستان کلاسیک را دوست داشتم. فیلم همانطور که گفتم جدیتر و اندکی تیرهتر است و کمتر بهعنوان یک فیلم صرفاً کودکانه عمل میکند.
گرگها در این فیلم زمان بیشتری دارند که خوب است. رقبای موگلی هم کمتر کمیک و بسیار تهدیدآمیزترند. کاا مارِدی بیرحم و بدون ترحم است، کینگ لوئی میمون عظیمی است که دسیسهگر و استبدادیست و شِـرخان ببر بیرحم و انسانستیز و قاتلی است که هر کس یا هر چیزی سر راهش باشد را از بین میبرد.
از نظر من CGI در بالاترین سطح است. مناظر جنگل خیرهکنندهاند و تماشای فیلم فقط برای همین صحنهها ارزش دارد. ترکیب با یک داستان ماجراجویانهٔ کلاسیک که دستکم نصفهنیمه بد نیست، باعث شده این فیلم واقعاً خوب باشد. من از این فیلم بهطرز مثبتی شگفتزده شدم؛ برای من این یک موفقیت بزرگ است.
---
تماشای بسیار خوبی بود، حتماً دوباره تماشا میکنم و توصیه میکنم.
راستش تا حدی این را حتی برتر از نسخهٔ اصلی ۱۹۶۷ میدانم. شاید به اندازهٔ آن نسخه جذاب نباشد و سبک تصویریاش کاملاً متفاوت باشد، اما هر دو کیفیت بالایی دارند. از تارهای جداگانهٔ پشمها تا انواع حیوانات، جزئیات CGI قابلمشاهدهاند. فقط کافی است تیتراژ پایانی را ببینید تا این حرف اثبات شود.
سه پیشرفت بزرگ نسبت به نسخههای قبلی به نظرم عبارتاند از: چهرهٔ شِـرخان، کینگ لوئی و شدت صحنههای مبارزهٔ حیوانات. فیلم بدون مشکل نیست: ممکن است بعضیها از ترکیب حیوانات حرفزن و بیصدا ایراد بگیرند—مثلاً چگونه موگلی زبان را یاد میگیرد و چطور شِـرخان یا بالو را میفهمد؟
به نظرم داستانپردازی کمی ضربه خورده. جایی که نسخهٔ اصلی ساختاری اخلاقی و حکایتی داشت (مثل داستانهای کوتاهِ آموزنده و متغیر)، این نسخه ساختاری شبیه روایتهای بازیهای ویدیویی دارد؛ فصلبندیشده با تمرکز متغیر روی محیطها و اهداف که همه حول موگلی میچرخد. نویسندگی بد نیست، اما این موگلی نسخهٔ جدید—که هرگز واقعاً گذشتهاش را آشکار نمیکند و تا حدی این امر تسکینی است—کارهای فنی مهندسیای مثل ساخت ساز و کار با طناب و قرقره و زره انجام میدهد که از نظر من بعضیشان غیرواقعیاند. میفهمم بعضیها در برخی کارها استعداد دارند، اما من هم میتوانستم چنین کارهایی بکنم، فقط به شیوهای متفاوت.
و انصافاً بعضی از کارهای عجیب/ناسازگارِ او که با شخصیت «مردِ مسئول» این نسخه همخوانی ندارند، اذیتم کرد؛ بعضی لحظات واقعاً من برای شِـرخان تشویق میکردم.
در مجموع، از تماشای آن لذت بردم و فکر میکنم اکثریت مردم—شاید حتی حیوانات خانگیشان—هم از آن لذت خواهند برد.
---
آتشبس نامطمئن بین گرگها و ببرِ «شِـرخان» وقتی «موگلی» (نیل ستی) بزرگتر میشود و نگهداشتنش دشوارتر میشود به چالش کشیده میشود. برای جلوگیری از خطرات بیشتر، او را تحت سرپرستی پلنگ «باغیرا» به نزدیکترین روستای انسانها میفرستند تا در میان انسانها بزرگ شود. آنچه رخ میدهد ماجراهایی جذاب در دل جنگل است که در آن با خرس زیرک «بالو»—که راز تأمین عسلش را میداند—مار حیلهگر «کاا» و البته «کینگ لوئی» شبیه کنگ مواجه میشویم. موگلی آنقدرها موافق رفتن به روستای انسانها نیست و هرچه بیشتر در جنگل و کنار حیوانات بماند، کمتر دوست دارد با مردم وقت بگذراند. آیا بالو و باغیرا میتوانند او را سالم به آنجا بسپارند؟
آهنگهایی مثل «Bare Necessities»، «Trust in Me» و «King of the Swingers» باعث افزودن حالتی هیپنوتیزمکننده و مَجازکِش به داستانی کاملاً خلاقانه میشوند که ترکیب CGI فراوان با صحنههای لایو-اکشن را خیلی خوب انجام داده—بهویژه در صحنهٔ درگیریای که با تهدیدآمیزی خلق شده و البته نگاهی هم به تعادل شفابخش طبیعت دارد. اجرای ستی تا حدی شبیه صابو است. قطعاً کار با اینهمه صفحهٔ سبز برایش دشوار بوده، اما او همچنان موفق میشود شخصیتپردازی طبیعیای به اجرا اضافه کند—بهخصوص در مواجهه با زنبورهای مزاحم و میمونهای دردسرساز. این فیلم برای تلویزیون فیلم بزرگی نیست؛ اگر میتوانید آن را در سینما ببینید، عکاسی و خلاقیتِ همراه فیلم از داستان دوستی و وفاداریِ رولد دال لذتبخش خواهد بود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران