« دكتر گریفین » در حركتى جنونآمیز با آزمایش محلولى شیمیایى روى خود، نامرئى مىشود و پس از آن با ناامیدى، نامزدش ( استوارت ) را ترك مىكند تا دارویى خنثىكننده بیابد...
« دكتر گریفین » در حركتى جنونآمیز با آزمایش محلولى شیمیایى روى خود، نامرئى مىشود و پس از آن با ناامیدى، نامزدش ( استوارت ) را ترك مىكند تا دارویى خنثىكننده بیابد...
او شما را دگرگون میکند.
طوفان برفی شدیدی در جریان است؛ مردی در حالی که بهصورت کامل بستهبندی شده به سمت تابلویی با نام «آیپینگ» قدم میزند. او وارد میهمانسرایی به نام «سر شیرها» میشود؛ مشتریان بار ساکت میشوند چون مرد در بانداژ پیچیده است. او به زن صاحبخانه میگوید — نه تقاضا که دستور میدهد — «اتاقی میخواهم که در آن آتش باشد.» این مرد...
او شما را دگرگون میکند.
طوفان برفی شدیدی در جریان است؛ مردی در حالی که بهصورت کامل بستهبندی شده به سمت تابلویی با نام «آیپینگ» قدم میزند. او وارد میهمانسرایی به نام «سر شیرها» میشود؛ مشتریان بار ساکت میشوند چون مرد در بانداژ پیچیده است. او به زن صاحبخانه میگوید — نه تقاضا که دستور میدهد — «اتاقی میخواهم که در آن آتش باشد.» این مرد دکتر جک گریفین است؛ کسی که به زودی ویرانی به بار میآورد و به «مرد نامرئی» مشهور میشود.
یکی از نقاط درخشان مجموعه فیلمهای هیولاهای یونیورسال که در آن روزگار تماشاگران را هم میترساند و هم مجذوب خود میکرد. به کارگردانی استاد ژانری، جیمز ویل، فیلم «مرد نامرئی» ترکیبی ماهرانه از طنز سیاه، علم دیوانهوار و شر خالص است. شاهکاری برای فیلمی محصول ۱۹۳۳، و تأثیرات بصری آن هنوز هم آنقدر قویاند که بسیاری از ترفندهای گرانقیمت و اسباببازیمانند فیلمسازان مدرن را شرمسار میکنند. جای تبریک دارد برای جان پی. فولتون.
پس از اینکه بوریس کارلوف بهخاطر اینکه نقش عمدتاً به صدا محدود میشد — جز یک نما در پایان — از ایفای نقش دکتر خودداری کرد، ویل به کلود رینز روی آورد. رینز، هرچند جثهای کوچک داشت اما صدایی ابریشمی و جذاب که فرصت خوبی برای ورود او به هالیوود فراهم کرد. شاید با هدایت ماهرانه ویل، کلود رینز مسیر حرفهایش را مدیون همان نیمثانیه حضور صورتش در پایان فیلم باشد. همانطور که معمولِ ویل بود، بازیگران مکمل را با شخصیتهای عجیب و غریب پر کرد که بازیگران بریتانیایی و ایرلندی بهخوبی از پسشان برآمدهاند: اونا اوکانر، فُرِستر هروی، ادوارد ای. کلایو و هنری تراورس ماندگارند. گلوریا استوارت آمریکایی هم بهعنوان معشوقه دیوانهوار گریفین در حد اندک نقشش درخشان است.
براساس رمان مشهور اچ. جی. ولز، نسخهٔ ویل و آر. سی. شیرف همچنان مراجعۀ نهایی به «مرد نامرئی» است. تغییراتی هست — مثل قرار گرفتن داستان در دورهای دیگر و اینکه گریفین در فیلم به اندازهٔ رمان دیوانه نیست، که ولز از این قضیه چندان خوشحال نبود هرچند کل فیلم را دوست داشت — اما فیلم همچنان به منبع وفادار باقی مانده است. دنبالهها، سریالهای تلویزیونی و اقتباسهای مدرن بعداً آمدند، اما هیچکدام به تیزهوشی و سردرگمیبرانگیزی نسخهٔ ویل نمیرسند. امتیاز: 9/10
ما میدانیم که ضرورت مادر اختراع است، اما مثلث مثل دیگری هم هست که در اسپانیایی هست و معنیاش تقریباً میشود «تنبلی مادر همهای نفاقهاست» (معادل انگلیسی نزدیکش شاید «دستهای بیکار، زمین بازی شیطاناند» باشد). میخواهم بگویم پیوند بین اختراع و تنبلی تا حد زیادی ماشینی است؛ به همین علت است که فیلم تقریباً صدسالهای مثل «مرد نامرئی» از هر چشمانداز CGI مدرن بهتر به نظر میرسد، چون همهچیز در جا حضور دارد — حتی وقتی ظاهراً نیست.
خورخه لوئیس بورخس درباره همهٔ دردسرهایی که مرد نامرئی اچ. جی. ولز باید تحمل کند نوشته بود (کلاهگیس، عینک دودی، بینی و ریش ساختگی و غیره) تا مردم نتوانند ببینند که در واقع نمیتوانند او را ببینند. کارگردان جیمز ویل نیز زحمات زیادی کشید تا مطمئن شود ما میتوانیم بفهمیم کسی هست که قابل دیدن نیست، و نبوغ مکانیکی صرفشده برای تبدیل شخصیت عنوان به حضوری ملموس و فیزیکی مرا به یاد آن اندرز کتاب مقدس میاندازد که «به ثمرهشان میشناسیدشان»؛ دکتر جک گریفین (کلود رینز) بدون شک عبارت «پررنگ بهخاطر غیبتم» را از زاویهای کاملاً متفاوت معنا میکند.
بدون نقص نبودنِ کلی اثر وقتی چشمگیرتر میشود که در نظر بگیریم همهٔ اینها با سیمهایی اجرا شده که باید از قاب دور نگاهداشته میشد چون فناوری حذف دیجیتال آنها وجود نداشت. سایر افکتهای نوری که مربوط به خودِ مرد نامرئیاند — نه تعاملش با افراد و اشیاء — کممصرفتر قانعکنندهاند، و در عین حال کمتر قانعکننده نیستند؛ یعنی کمتر قانعکنندهتر از پردههای سبز، ضبط حرکت و دیگر جلوههای ویژهٔ امروز نیستند.
عامل مهم دیگر که فیلم را میفروشد، اجرای رینز است. او آشکارا توانایی پرچمداریِ احساسات چهره را ندارد (ما صورتش را تا آخرین نما نمیبینیم، و حتی آنوقت هم در سکون مرگ)، اما این کاستی را با زبان بدن — که شامل تصویر شلوارهای خودگردانِ گریفین است که تنها در یک جادهٔ روستایی میپرند — و بعد با صدای جداشدهاش جبران میکند؛ صدایی که برای منتقلکردن وسعت جنون شخصیت بهکلی تغییر شکل مییابد.
پدیدار شدن نامرئی و... دیوانهشدن
شیمیدانی سرگردان در طوفان برفی به شهری در جنوب انگلستان به نام آیپینگ میرسد و میخواهد آزمایشهای مهمی را در اتاق یک میهمانسرای روستایی کامل کند، اما مردم سادهٔ آنجا او را بیش از حد کنجکاو مییابند و بزودی کشف میکنند که او... نامرئی است!
«مرد نامرئی» (۱۹۳۳) از رمان ۱۸۹۷ اچ. جی. ولز اقتباس شده و تنها زمان وقوع رویدادها به اوایل دههٔ ۱۹۳۰ منتقل شده است. این فیلم بهطرز شگفتآوری برای سرگرمی سینمایی موجز و جمع و جور همچنان برقرار است. نیمهٔ نخست فیلم از نیمهٔ دوم جالبتر است، چون بخش دوم بیشتر بر تلاش مقامات برای دستگیری جنایتکار نامرئی تمرکز دارد.
این فیلم بین سالهای ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۴ چهار دنباله تولید کرد و سپس یک اثر کمدی با ابوت و کاستلو در ۱۹۵۱ و یک بازسازی اقتصادی موفق در ۲۰۲۰ به دنبال آن آمد.
مدت زمان: ۱ ساعت و ۱۱ دقیقه.
ردهٔ کیفی: B
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران