خلاصهای بدون اسپویل: ما همه فیلمهای «دولیتل» با بازی اِدی مورفی را دیدهایم؛ راستش من هیچگاه طرفدارشان نبودم. این نسخهٔ ۲۰۲۰ قرار بود اولین نقش روبرت داونی جونیور پس از دوران دنیای سینمایی مارول باشد، با بازیگران درجهیک — اما بدون شک یکی از بدترین فیلمهای سال است؛ فاجعهای کامل در تمام جنبههای فیلمسازی.
نمیدانم از کجا شروع کنم؛ شاید از داونی که بزرگترین سورپرایز منفی...
خلاصهای بدون اسپویل: ما همه فیلمهای «دولیتل» با بازی اِدی مورفی را دیدهایم؛ راستش من هیچگاه طرفدارشان نبودم. این نسخهٔ ۲۰۲۰ قرار بود اولین نقش روبرت داونی جونیور پس از دوران دنیای سینمایی مارول باشد، با بازیگران درجهیک — اما بدون شک یکی از بدترین فیلمهای سال است؛ فاجعهای کامل در تمام جنبههای فیلمسازی.
نمیدانم از کجا شروع کنم؛ شاید از داونی که بزرگترین سورپرایز منفی است. باورکردنی نیست که بازیگری کاریزماتیک و مشهور مثل او بتواند چنین اجرای افتضاحی ارائه دهد. لهجهٔ ولزیاش انتخابی فاجعهبار است و حتی بعید میدانم کودکان حرفهایش را بفهمند. داونی مثل یک کاریکاتور گیج از خودش بازی میکند و به فیلمِ از پیش معیوب کمکی نمیکند. تنها نکتهٔ نسبتاً مثبت ممکن است صداپیشگیهای بازیگران دیگر باشد، اما حیوانات CGI اصلاً قانعکننده نیستند.
اما مشکل اصلی همیشه سر داستان است. بهجای یک ماجراجویی سرگرمکننده و جذاب، با سفری خستهکننده، بیمنطق و بدون ساختار روبهرو هستیم که به یکی از مضحکترین و بدترین پردههای پایانی سینما میانجامد. حتی از منظر ذهن یک کودک هم بعید است بتوان از این فیلمنامهٔ آشفته لذت برد. شخصیتها رابطههایی «ناشناخته» دارند که تماشاگر قرار است به آنها اهمیت بدهد، در حالی که هیچ پیشزمینهای ارائه نمیشود. دهها نقطهٔ داستانی بدون توضیح منطقی رها شدهاند. کل روایت خالی از خلاقیت و منحصربهفرد بودن است و بیشتر شبیه یک کار سهلانگارانه و بیتخیل است.
ملکهٔ جوان که گفته میشود به شدت بیمار است، صرفاً زنی است که در تخت خوابیده و اصلاً بیمار به نظر نمیرسد؛ گواهی است بر اینکه حتی بخش گریم هم تلاشی نکرده. اما همهٔ اینها در برابر پایانبندی فیلم چیزی نیست: تقریباً نود دقیقهٔ ساختن تنش و تدارک چیده شده برای رسیدن به لحظهای شوکهکننده، خندهدار و محضاً ابسورد. شوخیها در سطحی زیرِ بچگانهاند — دهها شوخی دربارهٔ باد معده (حتی در اوج فیلم)، واکنشهای اغراقآمیز و چیزهای نفهمیدهٔ دیگر. بین «بلادشات»، «فانتزی آیلند» و «ذا گرَج»… هر کدام فاجعهایاند؛ شیطان هم آزاد است انتخاب کند!
در مجموع «دولیتل» در همهٔ سطوح شکست عظیمی است. از اجرای تعجبآوراً ضعیف روبرت داونی جونیور تا یکی از شوکهکنندهترین و افتضاحترین پردههای پایانی تاریخ سینما، فیلمنامهٔ استفن گاهان بیساختار، پر از تصمیمات روایی بیمعنی و یک ماجراجویی فوقالعاده کسلکننده ارائه میدهد. حیوانات CGI هیچگاه چشمگیر نیستند، شخصیتها فاقد شخصیتاند (داشتن بازیگران درجهیک تضمینی برای خوب بودن نیست)، و کمدی آنقدر سطحی است که بعید میدانم حتی کودکان هم به همهٔ شوخیها بخندند. با بودجهٔ هنگفتی در حدود ۱۷۵ میلیون دلار، واقعاً غیرقابلفهم است که چرا استودیویی چنین پولی را روی چنین اثری هدر داده است. کار صداپیشگیها خوب است و شاید بدتر از این هم میشد — این نزدیکترین نکتهٔ مثبتِ فیلم است.
امتیاز: D-
تجربهای عجیب؛ احتمالاً تکرار نمیکنم و توصیهاش هم نمیکنم.
نمیدانم سازندگان خواستهاند به کتابها نزدیکتر باشند یا دیزنی صرفاً از عناصر جادوییِ دوستداشتنی خسته شده، اما اینکه دولیتل برای برقراری ارتباط با حیوانات رفتار آنها را تقلید کند حسِ اثر را خراب میکند و وقتی یادگیریِ این مهارت بهصورت آموختنی نشان داده میشود، آن را کاملاً بیاهمیت میکند. در جهان این فیلم باید چیزی باشد که مردم به هم یاد دهند، نه نمایشِ رفتارِ حیوانات برای ارتباط.
روبرت داونی جونیور، با وجود ادعا دربارهٔ نقشهای جدید، عملاً همان شرلوک هولمز است که میتواند با حیوانات صحبت کند و از جمله نقشهای برای کشتن ملکه را کشف میکند. تنها نجاتدهندهٔ واقعی از نظر فنی، جزئیاتِ صرفِ جلوههای CGI حیوانات است؛ کارِ جلوههای حیوانی خیلی خوب است، هرچند گاهی کمی مضحک بهنظر میرسند. بازیگران و صداها همگی قابلقبولاند، اما CGI حیوانات بیش از حد درخشان است و این تضاد عجیب است.
بخش عمدهٔ فیلم پرسشبرانگیز است: «الان دارند چه کار میکنند؟» یا «چرا الآن این کار را انجام میدهند؟» انگار مجبور بودند کلی محتوا به داستانِ یک پزشکِ سخنران با حیوانات اضافه کنند تا بهصرفهٔ ساختن فیلم شود. تمرکز را هم از خودش دور کردهاند؛ نسخههای قبلی بیشتر روی باهمبودن خانواده تمرکز داشتند، اما این فیلم با کلیشهٔ «همسر مرده و نفرت از دنیا» پیش میرود که نتیجهٔ زیادی دلگرمکنندهای ندارد. در کل انتخابهای تاریک و عجیب زیادی برای این فیلم شده که کمکی به بهبودش نکردهاند.
خیلی بیمفهوم و ضعیف.
نکتهٔ مثبتِ اندکی که میتوانم برای «دولیتل» قائل شوم این است که نسبت به بازسازیِ ادی مورفی (و احتمالاً نسخهٔ ۱۹۶۷) تنوعی دارد — اگرچه من نسخهٔ ۱۹۶۷ را ندیدهام، اما این یکی از نظر لحن کمی متفاوت است. این فیلم فهرست بازیگران عالیای را هدر داده است: روبرت داونی جونیور نقش اصلی است، و همچنین بازیهای قابلتوجهی از آنتونیو باندراس، مایکل شین و جیم برودبنت، و صداپیشگیهایی از اما تامپسون، رامی مالک و اوکتاویا اسپنسر دارد؛ با این حال همهٔ این استعدادها به هدر رفتهاند و بعضی از آنها را تا تیتراژ پایانی هم نشناختم.
داونی در مقام نقش اصلی بیشترین توجه را میطلبد و متأسفانه ضعیف است، بهویژه تلاش افتضاحش برای لهجهٔ ولزی — که مطمئنم در برخی قسمتها دوبله شده است. اصلاً حس نمیشود داونی مناسب نقش دولیتل باشد؛ نقشی که بهنظر برای جانی دپ مناسب میآمد، هرچند با توجه به کیفیت کلی فیلم خوشحالم که این نقش به او واگذار نشد.
جلوههای ویژه قابلقبولاند، اما نه به خوبیای که از فیلمی با چنین بودجه و سازندهای انتظار میرود. داستان قابل قبول است اما بهطرز تأسفباری کمرمق است؛ فیلم به طرز واقعیای به کمدی قوی نیاز داشت که آن را دریافت نکرد. نمیدانم چرا این فیلم بازسازی شد، اما این وضعیتِ فعلی است: به نظر من بسیار ضعیف.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران