در یکی از متوسطترین فیلمهای امسال، «بلادشات» همهٔ نقاط قوتش را هدر میدهد. اقتباسی از کمیک علمیتخیلی پرفروش، داستان سربازی بهنام ری گیرسون (با نقشآفرینی وین دیزل) را روایت میکند که بعد از کشته شدن بهعنوان یک قاتل فوقالعاده باززنده میشود. در رگهای او ارتشی از نانوتکنولوژی وجود دارد که او را به موجودی فوقالعاده قوی و غیرقابلمتوقف تبدیل میکند که میتواند بلافاصله هر زخمی...
در یکی از متوسطترین فیلمهای امسال، «بلادشات» همهٔ نقاط قوتش را هدر میدهد. اقتباسی از کمیک علمیتخیلی پرفروش، داستان سربازی بهنام ری گیرسون (با نقشآفرینی وین دیزل) را روایت میکند که بعد از کشته شدن بهعنوان یک قاتل فوقالعاده باززنده میشود. در رگهای او ارتشی از نانوتکنولوژی وجود دارد که او را به موجودی فوقالعاده قوی و غیرقابلمتوقف تبدیل میکند که میتواند بلافاصله هر زخمی را در نبرد ترمیم کند. وقتی خاطراتش با واقعیت و داستانهای ساختگی در تضاد قرار میگیرند، ری شروع میکند به شک کردن در نیتهای دانشمند ارشد، دکتر هارتینگ (گای پیرس)، و با تمام نیروی فوقانسانیاش تلاش میکند جلو او را بگیرد.
فیلم مواد کافی برای یک فیلم بلند را ندارد و از ابتدا حس میشود که داستان کشدار شده است. طرح روایت دور از واقعی و در عین حال جذاب است، اما بهترین عناصر فیلم با شتاب کنار گذاشته میشوند. میتوانست فیلم یکی از دو مسیر را برود، اما بدترین مسیر را انتخاب کرده که نتیجهاش یک تعلیق ناراحتکننده است؛ نه آنقدر باهوش که کار کند و نه آنقدر ساده که سرگرمکننده باشد. وقتی کارگردان دیو ویلسون فکر میکند داستان عقب میافتد، با انفجاری نهچندان ظریف یا شوخیهای نابجا فضا را جلو میبرد. واقعاً از آن بدهاست.
حتی سکانسهای اکشن هم قربانی تدوین سریع میشوند که میخواهد کمخونی صحنههای خشونتآمیزِ درجه PG-13 را پنهان کند. یک صحنهٔ کشدار نسبتاً رضایتبخش درگیری در آسانسور و یک آسمانخراش هست، اما دیر در فیلم رخ میدهد وقتی بیشتر تماشاگران احتمالاً علاقهشان را از دست دادهاند. بدتر اینکه هیچ پیامدی وجود ندارد چون ری صدمه نمیبیند یا کشته نمیشود، و جلوههای ویژه طوریاند که انگار در عرض چند ساعت توسط یک نوجوان روی لپتاپ خانواده ساخته شدهاند.
دیزل بازیگر قویای نیست، اما همیشه لازم نبوده تا برای آوردن حضور کاریزماتیک صفحهٔ سینما کافی باشد. او در نقشهای اکشن قابلقبول است، اما در اینجا نمایش او بهشدت ضعیف و خندهدار است. بازی ضعیفش نورافکن را میدزدد، مخصوصاً وقتی مقابل بازیگر توانمندی مثل پیرس قرار میگیرد.
این فیلم آشغال است و سرِ گیشه عمر کوتاهی خواهد داشت. لطفاً تماشاگران: کمک کنید «بلادشات» از رنجاش خلاص شود.
---
ابتدا باید بگویم: نه، من هیچوقت کمیک را نخواندهبودم و از پیش چیزی دربارهٔ بلادشات نمیدانستم. اما میدانستم که جف وادلو در فیلمنامه نقش داشته و آثار اخیر او معمولاً ضعیفاند. با در نظر گرفتن وین دیزل بهعنوان قهرمان و کارگردانی که اولین تجربهاش است (دیوید اس. اف. ویلسون)، انتظار زیادی نمیشد داشت، هرچند شاید فیلم بتوانست خوشتعجب کند.
اما نکرد. بلادشات حتی بدتر از چیزی بود که انتظار داشتم. فکر میکردم حداقل اکشنها فیلم را نجات میدهند. از آنجا که برخی صحنهها و جلوههای تجدید حیات را دیدهبودم، انتظار داشتم این بخش دستکم قابلقبول باشد، اما ناامیدکنندهترین بخش فیلم همین جلوهها و اکشناند. نبرد نهایی یکی از بدترین CGIهای قرن را دارد و بیش از حد کشداده شده است. دوربین تکانخور، تدوین در مواردی واقعاً بد، بسیاری از سکانسهای اکشن به سختی قابلفهماند و حتی صحنههای صُحنهسازی آهسته (اسلوموشن) هم بیش از حد بهکار رفتهاند.
اما دلیل اصلی شکست فیلم، باز هم فیلمنامهٔ وادلو (با مشارکت اریک هایسرر) است. روایت بینظم، مبهم، کمخلاقیت، پر از سؤالهای منطقی و گذشتهٔ واقعی ری گیرسون بدون هیچ توضیحی رها شده است. پایان نهتنها قابلپیشبینی و کلیشهای است، بلکه سوالات بیشتری هم به جا میگذارد و بیننده را با نقاط داستانیِ پاسخندادهٔ زیاد بیرضایت میگذارد. دیوید لیتچ و چد استاهلسکی پس از استخدام شدن از پروژه کنارهگیری کردند—و حالا دلیلش روشن است.
دقایق ابتدایی احتمالاً بهترین بخش فیلماند؛ بهجز یک صحنهٔ نهچندان جذاب بین وین دیزل و تoluulah Riley که واقعا آزاردهنده بود. با این حال، مفهوم داستان جذاب است (در غیر اینصورت کمیک موفق نمیشد). این یکی از آن فیلمهای اکشنی است که میتوانست به فرنچایز موفقی تبدیل شود اگر افرادِ درگیر مستعدتر بودند. و باز میگردیم به وین دیزل.
به ندرت بازی یک بازیگر را اینقدر نقد منفی میکنم، اما نمایش دیزل در این فیلم تقریباً بیاحساس است. او مثل یک سنگ است و عادت عجیبش این است که گاهی با صدای بلند و شفاف حرف میزند و بلافاصله صدایش را آنقدر پایین میآورد که تقریباً زمزمه میشود؛ این الگو در اغلب دیالوگها تکرار میشود.
هیچ تلاشی برای پرداخت شخصیتها صورت نگرفته، حتی نقش اصلی. همه کلیشهایاند: تکنسین خندهدار، دختر جذاب که شیفتهٔ قهرمان میشود، همتیمی حسود و شرور بیانگیزهای که ابتدا خوب جلوه میکند اما واقعیت چیز دیگری است. در واقع دو بازیگر بااستعدادتر (توبی کبل و تلولا رایلی) کمترین زمان حضور را دارند.
در نهایت، بلادشات بدتر از انتظارم بود. فیلمنامهٔ بینظم و پرسوال جف وادلو و اریک هایسرر بدترین جنبهٔ فیلم است، اما اکشن هم قطعاً ناامیدکنندهترین بخش است. نبرد پایانی یکی از بدترین صحنههای CGI است و اکشن فیلم پر از دوربین تکانخور، اسلوموشنهای بیش از حد و تدوین نامناسب است که بسیاری از سکانسها را سختفهم میکند. وین دیزل به اندازهٔ یک سنگ احساس نشان میدهد و بقیهٔ بازیگران هرچند خوباند، شخصیتها کلیشهایاند. قرار دادن یک کارگردان تازهکار هم کمک چندانی نکرده، گرچه نمیتوان همهٔ تقصیر را تنها بر گردن او انداخت. گاهی لحظات اکشن خوب و یک ایدهٔ عالی بهزحمت فیلم را زنده نگهمیدارند. یکی از بدترین فیلمهای سال.
نمره: D
---
پایانبندی را واقعاً دوست نداشتم، اما صحنهٔ اول درگیری از آن نوع زیباییشناختیِ تزریقی بود که بهدلم نشست. آن دو بخش همدیگر را خنثی کردند و بقیهٔ فیلم برایم بیشتر در حدِ متوسط بود، پس در مجموع میانگینش شد 2.5 از 5. شاید روی پردهٔ بزرگ تجربهٔ بهتری میبود، ولی حالا که دیگر آن گزینهٔ معمول دردسترس نیست، بلادشات برایم یک «مِه» نسبتا مثبت باقی ماند.
نمرهٔ نهایی: ★★½ — نکات زیادی داشت که خوشایند بود، اما بهعنوان یک کل کار نکرد.
---
تماشای خوبی بود، احتمالاً دوباره تماشا نمیکنم، اما توصیه میکنم.
مجبور شدم فیلم را دوبار ببینم تا مطمئن شوم درست متوجه شدهام. دفعهٔ اول خسته بودم و فیلم پر از جابجایی بین لحنهای زمزمهآمیز و صدای بلندِ تفنگ است.
فیلم از نظر بصری خیلی از صحنههای اکشن و جلوهها را خوب انجام میدهد؛ بعضی چیزها را انگار تا حالا روی پرده ندیده بودم، بازیگران خوباند و تولید ارزش بالایی دارد، اما داستان بهخصوصی نیست.
داستان جذاب است، اما فیلم میان ترویج قدرت فناوری و دامنزدن به ترس در نوسان است، و بخش ترساندن مرا آزار میدهد چون مانع پیشرفت واقعی میشود—انگار کسی میخواهد داستان را به شکلی خاص تعریف کند.
بخش اعظم فیلم شبیه فیلمهای دیگری است—مثل فیلمهای ولورین یا «اکستراکشن»—اما جاهایی هست که فیلم را متمایز میکند. من صرفاً حس نمیکردم نسبت به اکشنها دلبستگی داشته باشم. وقتی کسی هندوانهای را منفجر میکند، بله جالب است، اما چرا این کار را میکنید و چرا دو ساعت را صرفش میکنید؟
این فیلم یک تکمرتبهٔ خوب است؛ در صف تماشا بگذارید وقتی خواستید یک فیلم اکشن ببینید.
---
«بلادشات» فیلمی علمیتخیلی غیرمنتظره باهوش و صبور است. نیمهٔ اول فیلم کامل تلاشی میکند تا ما را قانع کند که فقط یک فیلم اکشن احمقانه است، و درست وقتی که مطمئن میشویم دقیقاً همین است، فرش را از زیر پایمان میکشد و نشان میدهد همهٔ آنها یک نیرنگ بوده تا اصل قصهاش را معرفی کند—و این کار را آنقدر ماهرانه انجام میدهد که نمیتوانیم از فریبمان حساب ببریم. مثل یکی از آن عروسکهای روسی است، فقط بهجای داشتن عروسک کوچکتر درونش، فیلمی پیچیدهتر و رضایتبخشتر دارد.
تا نیمهٔ فیلم همهچیز کاملاً کلیشهای است و «بلادشات» این موضوع را میداند. شخصیت وین دیزل ترکیبی از عناصری است که پیشتر در نئو، رباتیکاپ، یونیورسال سولجر، ولورین و تی-1000 دیدیم.
بعد از گوش دادن به یک ترانهٔ محرک، او خاطرات از دسترفتهاش را کامل بازمییابد—نه تکهتکه؛ همه چیز ناگهان به یادش میآید. بدون حتی یک مونتاژ آموزش، دیزل آنقدر ماهرانه از مهارتهای جدیدش استفاده میکند که در عرض بیش از یک ساعت باقیمانده انتقام قاتلان خودش و همسرش را میگیرد.
کارِ «بلادشات» این است که عبارت «گاو صندوقِ بسته» را ۱۸۰ درجه بچرخاند. کارگردان دیوید اس. اف. ویلسون و فیلمنامهنویسان جف وادلو و اریک هایسرر در واقع کلیشههای فیلمهای اکشن را تقلید نمیکنند، بلکه با آنها بازی میکنند—آنها را وارونه میکنند تا به نفع خود و تماشاگر باشند. از این بابت خوشحال شدم و حاضر هستم به جنبههای مثبت کمتر دیدهشده هم توجه کنم.
۱) قهرمان یک ارتش یکنفرهٔ شکستناپذیر است، اما برخلاف بسیاری از قهرمانان اکشن معاصر، دیزل شخصیت دارد و میتواند دروننگر باشد. ۲) سکانسی در انتها که قهرمان مقابل چند شرور میجنگد عمداً شبیه یک صحنهٔ میانپردهٔ بازی ویدیویی است، اما هنوز هم از دیدن کسی که بازی میکند بهتر است. ۳) دستیار کمیک و خط داستانی عاشقانه وجود دارد، اما اولی قابل تحمل است و دومی ظریف و مزاحم نیست.
با در نظر گرفتن همهٔ جوانب، بزرگترین عیب «بلادشات» این است که قرار است اولین قسمت مجموعهای از فیلمها در دنیای سینمایی مشترک کامیکهای وایِنت باشد (عجیب اینکه اسم «بلادشات» در فیلم گفته نمیشود؛ احتمالاً برای دنباله گذاشتهاند). معمولاً اولین فیلم یک فرانچایز بهترین آنهاست، اما «بلادشات» بهخودیخود فیلم خوبی است.
---
فکر میکردم این فیلم بهتر از چیزی باشد که بود. او کشته میشود و دوباره بهعنوان یک ابرسرباز زنده میشود. مطمئنم قسمت دوم بهتر خواهد بود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران