روایت تلاش پادشاه لوئیس چهاردهم که برای جاودانگی او را به دستگیری و سرقت نیروی زندگی یک پری دریایی سوق می دهد، حرکتی که با کشف این موجود توسط دختر نامشروعش پیچیده تر می شود.
روایت تلاش پادشاه لوئیس چهاردهم که برای جاودانگی او را به دستگیری و سرقت نیروی زندگی یک پری دریایی سوق می دهد، حرکتی که با کشف این موجود توسط دختر نامشروعش پیچیده تر می شود.
«دختر پادشاه» همان چیزی است که بینندگان انتظار داشتند: داستانی فرمولی و خستهکننده پر از کلیشههای کهنه و جلوههای بصری ترسناک — نه به قیافهٔ خوب. هیچیک از فیلمسازان و تیم خلاق شایسته نیستند که کارشان تا هفت سال در بلاتکلیفی بماند تا بالاخره اکران شود، آنهم بهخاطر مسائل برنامهریزی و بودجه. هرچند جلوههای بصری افتضاح تا حدی قابل بخششاند، اما روایت ناامیدکننده را نه...
«دختر پادشاه» همان چیزی است که بینندگان انتظار داشتند: داستانی فرمولی و خستهکننده پر از کلیشههای کهنه و جلوههای بصری ترسناک — نه به قیافهٔ خوب. هیچیک از فیلمسازان و تیم خلاق شایسته نیستند که کارشان تا هفت سال در بلاتکلیفی بماند تا بالاخره اکران شود، آنهم بهخاطر مسائل برنامهریزی و بودجه. هرچند جلوههای بصری افتضاح تا حدی قابل بخششاند، اما روایت ناامیدکننده را نه حتی بازیهای کمفروغ بازیگران هم نجات نمیدهد. پیرس برازنان بیشتر شبیه کاریکاتوری از یک پادشاه است، در حالی که کایا اسکودلاریو از تأخیر منتشر شدن فیلم سود برده که خوشبختانه تأثیر منفی بر حرفهٔ اولیهاش نداشته است. تنها نکتهٔ مثبت این است که فیلم بالاخره به پردهٔ سینما رسید. حیف که ارزشش را نداشت.
امتیاز: D-
ظاهراً پیرس برازنان بیدلیل در این فانتزی تاریخی سطحی دربارهٔ لوئی چهاردهم و آرزوی جاودانگی او «بازی» میکند. با تشویقِ بلندپروازیِ «لابارت» (پابلو اشپرایبر)، لوئی باور دارد که اگر بتواند یک پری دریایی بهدست آورد، میتواند جاودان شود — و عملاً نیروی حیاتی او را میمکد. مشکل این است که دختر خودش، ماری-ژوزف (کایا اسکودلاریو)، وقتی این موجود پریشیدهٔ دریایی را پیدا میکند، چندان موافق این نقشه نیست و طبیعتاً وارد آبهای متلاطم کشمکشهای خانوادگی میشویم که در نهایت به یک بالاد غمناک در انتها منتهی میشود. ویلیام هرت هم حضور کوتاهی دارد و بنجامین واکر جلوهٔ بصری قابل توجهی فراهم میکند — اما داستان سطحی و شبیهِ دیزنی است، دیالوگها زیاد و بیفایدهاند و با وجود تلاش برازنان برای اغراقآمیز بازی کردن، او بیش از اینکه دلسوز به نظر برسد، انگار بیتفاوت است؛ احساسی که بهراحتی با آن همذاتپنداری میکنم. فیلم از نظر بصری زیباست؛ لباسها و ورسای چشمنواز هستند، اما بقیهاش بیشتر مناسب انتشار مستقیم روی ویدئو است.
لوئی چهاردهم آنقدر فرزندان نامشروع زیادی داشت که خودِ او هم احتمالاً هنگام شمارش دچار سردرگمی میشد. «دختر پادشاه» (۲۰۲۲) یکی از کمتر شناختهشدهها را دنبال میکند. شاید متوجه شده باشید که عنوان فیلم «La Fille du Roi» نیست؛ چون تقریباً همهٔ دستاندرکاران انگلیسی، آمریکایی، استرالیایی، اسکاتلندی و حتی چینیاند — یعنی هر چیزی جز فرانسوی. تنها دو سوال قابل تصور است: ۱) فرانسویها دربارهٔ بازی پیرس برازنان، که دستکم بازیگری بسیار بریتانیاییست، در نقش نمادینترین پادشاهشان چه فکری خواهند کرد، و ۲) چرا داستان را از فرانسه به انگلستان منتقل نکردند؟
لوئی یک پری دریایی را میرباید و او را به «رودخانهٔ زیرزمینی» در ورسای میآورند تا در جریان کسوف قربانی شود و او جاودان شود. موجود «در کف رودخانه میماند، ضعیف و آسیبدیده از سفرش … انگار انگیزهٔ زندگی را از دست داده». به ذهن هیچکس خطور نمیکند که شاید تغییر زیستگاه از آب شور به آب شیرین میتواند با وخامت حال پری ارتباط داشته باشد. مگر این نباید حتی در قرن هجدهم بدیهی باشد؟
با وجود این، وقتی ماری-ژوزف همراه او وارد آب میشود، پری مانعِ قطعِ دست او میشود. ببینید؛ موجودی خیالی و ظریف که در آب زندگی میکند و قدرت درمانی دارد که میتواند عمر آدمها را فراتر از حد طبیعی ببرد — این که داستان «کوکون» نیست؟
طبق گفتهٔ لوئی، «این موجود قطعهٔ مرکزی جشن است و باید تا زمان کسوف کاملاً بهبود یابد.» اما حتی در وضعیت صددرصدی هم پری هرگز شبیه یک موجود زنده بهنظر نمیرسد. مسئله این نیست که او واقعگرایانه نیست — چون اساساً پری دریایی وجود خارجی ندارد و واقعگرایی وارد معادله هم نمیشود — مسئله این است که او اصلاً زنده بهنظر نمیرسد؛ موضوعی که با یادآوری یک ورسای مصنوعی و ساختگی که انگار مستقیم از یک بازی ویدیویی بیرون آمده، کاملاً جور درمیآید.
نقش پری تا حدی توسط فن بینگبینگ بازی میشود که قطعاً جذابیت اثیری لازم را دارد، اما با جلوههای بصری افتضاح تمامِ انسانیتش گرفته شده است. از آنجا که نقش نیازی به حرف زدن یا کار زیاد جز شنا ندارد، چرا اجازه ندادند خودِ بازیگرِ گوشت و پوستِ واقعی پری باشد؟
بقیهٔ فیلم رمانسِ کلیشهای و پیشپاافتاده است: آیا ماری-ژوزف به خواست پدرش تن میدهد و با خواستگار انتخابی او ازدواج میکند، یا دلش را دنبالِ ناخدا ایو دو لا کراکس (بنجامین واکر) میفرستد؟ آیا پری در برابر نقشههای شوم دکتر لابارت شکست میخورد، یا در لحظهٔ آخر مانند «Free Willy» فرار میکند؟ آیا آب دریا شور است یا چه؟
تنها نجاتدهندهٔ نسبی فیلم، تعاملات میان برازنان و ویلیام هرت (پیر لاشِز) است که سزاوار فیلمی بسیار بهتراند و در این اثر جایشان نامتناسب بهنظر میرسد. هرچند تبادلهای اندک و گاهوبیگاهشان خندهدار است، آیین صبحگاهی پادشاه برای اعتراف به بیبندوباریهای شب قبل و گرفتن آمرزش فوری — تا حدی تحت فشار — از کشیش، چیزی نیست که بخواهید کودکانِ کوچک آن را ببینند — و اگر کودکان نتوانند این فیلم عملاً کودکانه را ببینند، پس چه کسی خواهد توانست؟
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران