این فیلم را نمیتوان با مقیاس یک تا پنج رتبهبندی کرد — عملاً تقریباً غیرممکن است. هم میخواهم به آن پنج ستاره بدهم و هم سه ستاره؛ هر دو اشتباهاند، پس میمانم در وسط. آرونوفسکی قبلاً فیلمهای جنونآمیزی به ما داده، اما این اثر در سطحی کاملاً دیگر است. به اوج دیوانهوار و غیرقابلباورِ «مرثیهای برای یک رویا» یادتان هست؟ آن را در پنجاه ضرب...
این فیلم را نمیتوان با مقیاس یک تا پنج رتبهبندی کرد — عملاً تقریباً غیرممکن است. هم میخواهم به آن پنج ستاره بدهم و هم سه ستاره؛ هر دو اشتباهاند، پس میمانم در وسط. آرونوفسکی قبلاً فیلمهای جنونآمیزی به ما داده، اما این اثر در سطحی کاملاً دیگر است. به اوج دیوانهوار و غیرقابلباورِ «مرثیهای برای یک رویا» یادتان هست؟ آن را در پنجاه ضرب کنید تا به اوج دیوانهوار «mother!» برسید — و این واقعاً کمگفتی است.
فعلاً زیاد نمیخواهم دربارهی داستان یا پایان فیلم صحبت کنم چون بخش زیادی از فیلم برای عموم معلوم نیست. قطعاً ارزشش را دارد که تا حد امکان بدون پیشدانسته وارد این فیلم شوید تا تأثیر بیشتری بگیرید. فقط بگویم پوسترها و بازاریابیِ تاکنونِ الهامگرفته از «نوزاد رزماری» یک چرخش بزرگ است — ارتباط مستقیمی با آن فیلم ندارد، اگرچه عناصر ترسناک پولانسکی آشکارا برای آرونوفسکی الهامبخش بودهاند.
سه عنصر خاص این فیلم که برای من بهترین کار را کردند قابل تحسیناند: (۱) طراحی صدا واقعاً فوقالعاده است. عملاً موسیقی متنِ مرسوم ندارد — دقیقاً نمیدانم یوهان یوهانسون اینجا چه کرده — اما طراحی صدا ترسناک و بسیار ماندگار است. (۲) طراحی صحنه در سطحی دیگر قرار دارد. خانه در این فیلم عملاً نقش همبازی را دارد (وقتی فیلم را ببینید متوجه میشوید) و در طول فیلم تغییرات چشمگیری میکند (باز هم وقتی ببینید میفهمید). کارگردانی هنری عالی که تمام روز ذهنم را مشغول کرده است. (۳) اجرای جنیفر لارنس هولناک است، او واقعاً خود را وقف این فیلم و دیدگاه آرونوفسکی کرده، اما اجرایی که بیشتر در ذهنم ماند اجرای میشل فایفر بود. او کاملاً نقش خود را تجسم بخشید و گرچه شاید تنها در حدود شصت درصد اول فیلم حضور دارد، اثر عمیقی بر باقی فیلم گذاشت. شخصیتش برای فیلم حیاتی است و به رخدادهایی که پس از خروجش اتفاق میافتند رمز و سنگینی داده است.
به زودی دوباره فیلم را خواهم دید و امیدوارم دیدگاههای معنادارتری داشته باشم. الان که تقریباً هیچکس فیلم را ندیده نمیتوان زیاد گفت، اما باور کنید دربارهی mother! حرفهای زیادی برای گفتن هست.
mother! — عنوانی با هیچ حرف بزرگِ اولی. خب mother!، خوشحالم که حروف بزرگ را نگه داشتی چون سوالی دارم که نیاز به خیلی از آنها خواهد داشت: «این لعنتی برای چه کسانی بود؟!»
امتیاز نهایی: ★★½ — چیزهای زیادی داشت که به من خوش آمد، اما بهعنوان یک کل کار نکرد.
---
با این مقدمه شروع میکنم که شاید من جزو گروه مخاطبانی نیستم که این فیلم برایشان ساخته شده.
با این حال، ۹۵٪ فیلم را با چهرهای گیج و در حال پرسیدن «این چه چیزی است؟» گذراندم. انتظار داشتم فیلمی خوب ببینم — نه الزاماً عالی، اما لذتبخش. این فیلم گیجکننده، بهطور غیرقابلتوضیحی خشونتآمیز است، هرگز به نقطهای نمیرسد یا داستانی را شفاف و کامل نمیکند و در تمام مدت مرا بسیار ناراحت نگه داشت.
واقعاً این فیلم را توصیه نمیکنم. به نظرم کاملاً وقت تلف کردن بود. داستان عملاً وجود نداشت. گیجکننده و گاهی ناراحتکننده، بدون توضیح، زمینه یا دلیل.
فقط یک ستاره میدهم، فقط به خاطر اینکه صحنهها واقعاً خوب طراحی شده بودند. غیر از آن حتی یک بار هم دیدنش ارزش ندارد، فکر میکنم.
---
مسخرهوار.
mother! دیدنی و لذتبخش است، حتی اگر من کاملاً نفهمیدم چه اتفاقی میافتد — در طول فیلم حدسهای ناپختۀ درستی در ذهنم داشتم، اما با چیزهایی که بعداً خواندم اشتباه از آب در آمدم. با این حال برایم سرگرمکننده بود و همین برایم مهم است.
جنیفر لارنس عالی است، مثلِ خاویِر باردم. این دو واقعاً ستارههای فیلماند، هرچند اد هریس و میشل فایفر هم نقشهای قابلتوجهی دارند. انتخاب بازیگران برای هر چهار نفر عالی است. فیلم از نظر جلوهها و فیلمبرداری هم فوقالعاده به نظر میرسد.
تماشای پیشآمدهای فیلم بهطرزی مثبت ناآرامکننده و وحشی است. بدون شک یکی از عجیبتترین تجربههای دیداری بود، و من قبلاً فیلمهایی مثل «Rubber» (۲۰۱۰) را هم دیدهام.
---
صادق باشیم، این درواقع فیلمی دربارهی دستبرد به خانه است که سعی دارد خود را بهعنوان یک فیلم هنری و با آیکیوی بالاتر جا بزند.
این نوع فیلمها به شما دروغ میگویند و واقعاً از این بدم میآید وقتی فیلمها تلاش میکنند بیش از چیزی که هستند نشان داده شوند.
نمیتوان بازیگران را سرزنش کرد، همهاش تقصیر کارگردان و استودیو است. آنها دنبال بحث و جنجال، درام، تحسین منتقدان و حرفوحدیث بودند...
...اما در نهایت، این یک فیلم دستبرد به خانه است و اگر صادقانه آن را ساخته بودند، هیچیک از خواستههای استودیو و کارگردان محقق نمیشد.
اما اگر صادق بودند و دقیقاً همان چیزی که میساختند را نشان میدادند، احتمالاً بهتر عمل میکرد و بیشتر پول درمیآورد. مردم اینقدر دربارهاش گیج نمیشدند، منتقدها هم آن را تا سر حد مرگ نکوبیده بودند و شاید ده سال بعد دنبالۀ طرفدارانش شکل میگرفت.
در عوض، شما یک فیلم بیارزش دارید که سعی میکند خود را بهعنوان فیلم هنری جا بزند... و تمام تظاهرهایی که همراهش است.
---
ظاهرش خوب است، تمهایش عالیاند، اما روایت خستهکننده است.
یک شاعر مشهور و همسر بسیار جوانترش (جنیفر لارنس و خاویِر باردم) در یک خانهی بزرگ و قدیمی در دل طبیعت زندگی میکنند. او دچار قفل خلاقیت است و او مشغول بازسازی خانه پس از آتشی است که پیش آمده. وقتی غریبههایی بدون خبر میآیند (از جمله اد هریس و میشل فایفر)، طبیعتاً اثر منفی روی زن زیبا و دنیای او میگذارد.
«Mother!» (۲۰۱۷) را دارن آرونوفسکی ساخته، کارگردانی که به خاطر آثار هنریاش مثل «مرثیهای برای یک رویا» و «چشمه» شناخته میشود، اما او قادر است فیلمهای سرگرمکنندهتری هم بسازد مثل «کشتیگیر». این اثر در دستهی اول قرار میگیرد، هرچند پردۀ اول نسبتاً متعارف و گیراست، بهنوعی شبیهِ «آنچه در زیر دروغ است» یا «مالکیتِ کرِد کولد» (نمونههایی فرضی برای مقایسه).
اما بهتدریج نامفهوم و خستهکننده میشود. میتوان گفت از لحاظ آغاز شبیه فیلمی از رومن پولانسکی است، خصوصاً «Cul-de-sac» و «نوزاد رزماری»، اما در پایان به سوررئالیسم لوئیس بونوئل میرسد. ممکن است فکر کنید فیلمی مثل «حمله به خانه» در حال شکلگیری است، اما بعد از مدتی جریان غیرقابلفهم میشود. بخشی از لذت فیلمهایی مثل این، تلاش برای کشف نمادها و معانی است. در این مورد باید با مطالبِ کتاب مقدّس و مسائل زیستمحیطی آشنا باشید، وگرنه گمراه میشوید.
پس من در نیمهراه دربارهی این اثر منحصر به فرد هستم. از نظر حرفهای ساخته شده، جنیفر در اوج زیبایی است، آغازش جالب است و تمها فراموشنشدنیاند، اما بهعنوان یک تجربهی دیداری معمولی، خستهکننده و آزاردهنده میشود. دیگر نمیخواهم دوباره آن را ببینم، ولی احتمالاً تفسیرهای نمادینش تا آخر عمر فکر مرا مشغول خواهد کرد. به آن احترام میگذارم، اما تنها به کسانی توصیه میکنم که جذب این نوع آثار میشوند. این فیلم برای همه نیست.
مدت زمان فیلم: ۲ ساعت و ۱ دقیقه. فیلمبرداری در مونترال و کبک انجام شده است.
امتیاز: B-
---
۲۹/۱۰۰
نویسندهای و همسرش (که پس از آتشسوزی در حال بازسازی خانهاند) مرتباً بازدیدکنندگان غیرمنتظره و مخربی را تجربه میکنند که از خانهشان عبور میکنند. این فیلم از اولین لحظه تا انتها ناآرامکننده و ناراحتکننده بود. در صحنۀ افتتاحیه تا حدودی حدسهایی دربارهی آنچه اتفاق میافتد داشتم، اما آن را رد کردم چون به نظرم بیش از حد بدیهی میآمد. در نهایت، حق با من بود... که باعث شد کل ماجرا بیهوده و پوچ به نظر برسد. بعلاوه، عناصری در فیلم هست که به نظر میرسد هیچ هدفی را دنبال نمیکنند. فیلمی بسیار خوب ساختهشده که مطمئنم دیگران آن را تحسین خواهند کرد، اما من واقعاً از آن متنفر بودم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران