جس به همراه خانواده اش به مزرعه ای ساکت در داکوتای شمالی نقل مکان می کنند. اما به زودی جس و برادر کوچکترش متوجه می شوند به غیر از خودشان در این مزرعه دورافتاده چیز اسرار آمیزی حضور دارد، که غیر از آنها کس دیگری متوجه آن نیست...
جس به همراه خانواده اش به مزرعه ای ساکت در داکوتای شمالی نقل مکان می کنند. اما به زودی جس و برادر کوچکترش متوجه می شوند به غیر از خودشان در این مزرعه دورافتاده چیز اسرار آمیزی حضور دارد، که غیر از آنها کس دیگری متوجه آن نیست...
برادران پنگ در نسخهٔ آمریکایی وارد جریان اصلی شدهاند و متأسفانه نتیجه چندان قابل قبول نیست. من واقعاً دلم میخواست این فیلم را دوست داشته باشم، چون از فیلم ترسناک قبلی معروف برادران پنگ، «چشم» (The Eye)، لذت برده بودم و به همین دلیل انتظاراتم از این فیلم هم بالا بود. حالا باید اعتراف کنم که ناامید شدم؛ انتظار داشتم اثری به همان تاریکی و...
برادران پنگ در نسخهٔ آمریکایی وارد جریان اصلی شدهاند و متأسفانه نتیجه چندان قابل قبول نیست. من واقعاً دلم میخواست این فیلم را دوست داشته باشم، چون از فیلم ترسناک قبلی معروف برادران پنگ، «چشم» (The Eye)، لذت برده بودم و به همین دلیل انتظاراتم از این فیلم هم بالا بود. حالا باید اعتراف کنم که ناامید شدم؛ انتظار داشتم اثری به همان تاریکی و ترس فیلم «چشم» ببینم، مخصوصاً با توجه به اینکه کارگردانها همانها هستند و اینبار بودجهٔ بیشتری هم در اختیار داشتهاند. این فیلم گواهی است (به نظر من) بر این که حتی کارگردانان خوب هم میتوانند خراب کنند و آنچه موفقیت را تضمین نمیکند فقط منابع مالی است.
در «The Messengers» خانوادهٔ سولومون به یک مزرعهٔ منزوی نقل مکان میکنند تا زندگی جدیدی آغاز کنند و خاطرات ناخوشایند گذشته را پشت سر بگذارند. اما به محض ورود، دختر نوجوانشان جس تجربههای عجیبی را آغاز میکند و ادعا میکند افرادی را در زیرزمین خانه میبیند؛ موجوداتی که آرام نیستند و پیش از آنکه دیر شود باید پیامی به او برسانند. والدینش که از رفتار بد و سرسختی او خستهاند، حرفش را باور نمیکنند. تنها مسئلهای زمانی است که آنها درمییابند شاید این بار جس دروغ نمیگوید و واقعاً چیزی در آن خانه هست… چیزی که سالها در تاریکی منتظر بوده تا آزاد شود.
من از اینکه چنین داستانهایی هزار بار تکرار شدهاند شکایت نمیکنم؛ از طرفداران آن دسته از فیلمبازها نیستم که همیشه از نبود نوآوری گلایه دارند. اما مشکل اصلی این فیلم برای من این است که بهطور کلی ترسناک نیست. به نظر میرسد برادران پنگ استعدادشان را فدای ورود به صنعت سینمای آمریکا کردهاند، بیآنکه متوجه باشند لازم نیست از سبکهای سطحی و کودکانهٔ بعضی فیلمهای معاصر تقلید کنند. «The Messengers» از آن فیلمهاست که عملاً چیزی اتفاق نمیافتد؛ مجموعهای از توهمات و موقعیتهایی که در نهایت به «آیا واقعاً اتفاق افتاد یا تخیلات من بود؟» تقلیل مییابند. برای من این بس نبود. گویی اکشن واقعی فقط در بیست دقیقهٔ پایانی آغاز میشود که آن هم برای قانع کردن کافی نیست. پایانی دور از باور و کلیشهای دارد که حس «همین؟» را در ذهن باقی میگذارد. با این حال فیلم وحشتناکترین اثر دنیا نیست و غیرقابل تماشا هم نیست؛ لحظاتی سرگرمکننده دارد و چند سکانس روحوارهای خوب که تحمل کلی فیلم را آسانتر میکنند. صحنههای مربوط به کلاغها را هم دوست داشتم چون به یاد «پرندگان» میاندازند؛ تجربهای نوستالژیک. موسیقی افتتاحیه و پایانی از نظر من نقطهٔ قوت فیلم است که متأسفانه نشانهٔ چندان خوبی نیست. نکتهٔ منفی دیگر هم دیده شدن میکروفون سقفی در بیش از یک صحنه است.
تماشای نامناسب؛ احتمالاً دوباره تماشا نخواهم کرد و توصیهاش هم نمیکنم.
من واقعاً کریستن استوارت را دوست دارم و فکر میکنم در این فیلم هم بازی قابل قبولی ارائه داده، اما او عملاً بار فیلم را به دوش کشیده است. جان کوربت تنها بازیگر دیگری بود که تقریباً وزن نقش خود را حفظ کرد.
داستان تا حدی قابل قبول است اما مشکلات زیادی دارد. بزرگترین مشکل برای من انکار واقعیتها در فیلم است.
مشکل آشکار این است که در مزرعه کلاغها ظاهر میشوند، در حالی که پرندگان استفادهشده در فیلم عملاً کلاغ نیستند بلکه کلاغدریایی (راون) هستند؛ احتمالاً چون آموزش آنها راحتتر است، اما این پرندگان از لحاظ اندازه بسیار بزرگتر از آن چیزیاند که بینندهٔ معمولی میشناسد. بعد صحنههای احمقانهای میبینیم مثل گذاشتن خوراک دور از دسترس (آنها کیسههای سبک نیستند) و زمانی که پرندگان میآیند، شخصیت فیلم آنها را به سمت صندوق عقب ماشین میرانَد در حالی که تنها قسمت باز همانجاست.
آنها بذر آفتابگردان میکارند که یعنی خیلی چیزها ممکن است بخواهند از آن تغذیه کنند، اما خط زمانی فیلم بههمریخته است. بذر میکارند و در پسزمینه گیاهچههای کوچک دیده میشود. حادثهای اوایل رخ میدهد، بعد گویا یک هفته میگذرد و ناگهان زمان برداشت نزدیک است. هنوز یک کیسهٔ بزرگ بذر باقی مانده که انگار جزو محصول برداشت نیست و فکر نمیکنم در طول فیلم برداشت آغاز شود.
مسئلهٔ کپک هم هست که ظاهراً شخصیتها نمیدانند چگونه درمانش کنند یا چرا دوباره بازمیگردد… همهاش بچهگانه است. این جزئیات نشان میدهد فیلمنامه چقدر ضعیف نوشته شده، بهویژه دیالوگها.
افکتها در برخی جاها جالباند؛ در کار با پرندگان، دیوار و «زمین جاری» خوب کار شده، اما داشتن یکی دو افکت خنک بهتنهایی کافی نیست. در مجموع، ارزش تماشا ندارد مگر اینکه صرفاً بخواهید فیلمی ببینید که در آن کریستن استوارت بهترین بازیگر فیلم است.
خانهٔ کوچک تسخیرشده در امتداد دشت
خانوادهای مشکلدار از شیکاگو (دیلن مکدرموت، پنلوپه ان میلر و کریستن استوارت) پس از خرید یک خانهٔ مزرعهای و رو به ویرانی به دشتهای داکوتای شمالی نقل مکان میکنند و در آن آفتابگردان میکارند. متأسفانه گذشتهٔ ملک آرامش آنها را در خانهٔ جدید مختل میکند. جان کوربت نقش یک دورهگرد را بازی میکند که مشغول کار میشود و داستین میلیگان نقش نامزد احتمالی دختر را دارد.
«The Messengers» (2007) فیلمی در ژانر خانهٔ تسخیرشده از برادران پنگ است و اولین فیلم آمریکایی آنها محسوب میشود. طرح کلی دقیقاً شبیه «Cold Creek Manor» (2003) است، با این تفاوت که به جای عمارت جنگلی، یک خانهٔ فرسودهٔ مزرعهای قرار گرفته است. از آنجا المانهایی از «The Grudge»، «The Amityville Horror» و «The Birds» نیز به فیلم افزوده شده است.
من از فضای رنگی دشت خوشم آمد، اما این فیلم بهراحتی از آثار مشابه ضعیفتر است چون داستان بیش از حد ساده و از نظر دراماتیک خستهکننده است. طرفداران کریستن ممکن است علاقهمند باشند؛ او هنگام فیلمبرداری 16 ساله بوده است.
مدت فیلم 90 دقیقه است و در Indian Head و حوالی رجاینا، ساسکاچوان، کانادا فیلمبرداری شده که چند ساعت رانندگی به شمال مرز داکوتای شمالی فاصله دارد.
نمره: C-
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران