دختری به نام Jen که به همراه دوست پسر ثروتمند خود به تعطیلات می رود. همه چیز خوب پیش می رود تا اینکه دو دوست جدید به آن ها ملحق می شوند و به طور ناگهانی وضعیت خانه به شدت ظالمانه می شود و Jen را به حال خود و زخمی رها می کنند تا بمیرد. اما او زنده میماند و به زودی تلاشی بی رحمانه برای انتقامی خونین را آغاز می کند که ...
دختری به نام Jen که به همراه دوست پسر ثروتمند خود به تعطیلات می رود. همه چیز خوب پیش می رود تا اینکه دو دوست جدید به آن ها ملحق می شوند و به طور ناگهانی وضعیت خانه به شدت ظالمانه می شود و Jen را به حال خود و زخمی رها می کنند تا بمیرد. اما او زنده میماند و به زودی تلاشی بی رحمانه برای انتقامی خونین را آغاز می کند که ...
تلنگری که فیلمهای استثماری به آن نیاز داشتند.
امتیاز نهایی: ★★★½ — واقعاً خوشم آمد. قویاً توصیه میکنم وقتش را صرف کنید.
Revenge نقاط قوت زیادی داشت. بازیها بهطرز غافلگیرکنندهای خوباند. نمادپردازی درست انجام شده و بازیگر نقش اول واقعاً طوری نشان میدهد که انگار در بیابان از جهنم گذشته است: موهای کثیف و آلودگی به چشم میآید. فیلمبرداری و فضاسازی برجستهاند. متأسفانه اختلاف اولیه (که پایه...
تلنگری که فیلمهای استثماری به آن نیاز داشتند.
امتیاز نهایی: ★★★½ — واقعاً خوشم آمد. قویاً توصیه میکنم وقتش را صرف کنید.
Revenge نقاط قوت زیادی داشت. بازیها بهطرز غافلگیرکنندهای خوباند. نمادپردازی درست انجام شده و بازیگر نقش اول واقعاً طوری نشان میدهد که انگار در بیابان از جهنم گذشته است: موهای کثیف و آلودگی به چشم میآید. فیلمبرداری و فضاسازی برجستهاند. متأسفانه اختلاف اولیه (که پایه و اساس باقی فیلم است) بسیار اغراقشده و کاملاً غیرقابلباور از آب درآمد. جدا از آن، مقدار بیمعنای خونریزیها آزاردهنده است. من ترجیح میدادم باورپذیری و انسجام بیشتری ببینم و خشونتِ صرفِ تصویریِ کمهدف کمتری.
برای من خیلی مهم بود که جن در آغاز فیلم کاملاً ابژهشده نشان داده شود تا مشخص گردد او با بدنش راحت است، میداند چطور مردان را اغوا کند و جلبتوجه کند. اما منظورم این است که خودِ این رفتار مشکل نیست؛ مشکل این است که شخصیتهای مرد فکر میکنند ظاهرش به آنها اجازه میدهد با او طوری رفتار کنند که انگار مصرفپذیر است و بعد از آن دور انداخته شود. نگاه مردانه در سینما اغلب اینگونه القا میکند که زنان مسئول اعمال خشونت جنسی هستند که علیهشان انجام میشود، و این مسئله عمیقاً مشکلساز است. من میخواستم از طریق هر شخصیت مرد، رفتارهای سوءاستفادهآمیز مختلفی را نشان دهم که تا حد زیادی در جامعهی امروز طبیعی شدهاند.
- کورالی فارژه
جن (با اجرای درخشان ماتیلدا لوتز) و عاشق متأهلش ریچارد (کوین یانسنس) در خانهای دورافتاده در بیابان آخر هفتهای رمانتیک را میگذرانند. اما کمی بعد، دوستان ریچارد — استن، دیمیتری و روبرتو — بیدعوت سر میرسند و او را به شکار میکشانند. با بالا گرفتن تنش در خانه، استن به جن تجاوز میکند و وقتی او تهدید میکند به پلیس و همسر ریچارد خبر میدهد، مردها او را مورد حمله قرار داده و برای مردن رها میکنند. اما آنها خبر ندارند که او جان سالم به در میبرد و تصمیم به انتقام میگیرد.
در سنت فیلمهایی مانند Straw Dogs و I Spit On Your Grave، Revenge یک تریلر انتقامجویانه بسیار خشن است. کورالی فارژه در نخستین فیلم بلندش نشان میدهد که چگونه میتوان این زیرژانر استثماری را برای دوران پس از #MeToo بازخوانی کرد؛ با زبان بصری چشمگیری که از گسترههای صحرا تا پایانِ تنگوپیچیده و کلافهکننده، بهشیوهای حسابشده و هنرمندانه عمل میکند. دوربین متحرک فیلم که بارها و بارها به بدن نیمهعریان ماتیلدا لوتز خیره میشود، وضعیتی مرضی را ایجاد میکند که بیننده را وادار میکند او را همانطور که شخصیتهای مرد نگاه میکنند ببیند؛ سپس در نیمهی دوم این نگاه معکوس میشود. اگر بتوانید از کنجها و پیچوخمهای قصه گذشت کنید و خشونتهای تصویری را تحمل کنید، با فیلمی مواجه میشوید که از منظر اجتماعی گفتگوبرانگیز است و بهعنوان یک اثر اول نویددهنده بهنظر میرسد.
هشدار: اسپویلر
نیمساعت اول فیلم شبیه یک تریلر انتقام معمولی بهنظر میرسد، اما پس از آن لحن فیلم بهطرز غیرمنتظرهای تغییر میکند. در این بخش، جن از یک صخره میافتد و روی درختی میافتد که شاخهای از پشتش تا میانهٔ شکمش را میدرد. بعد از سقوطی که بهراستی باید مرگبار میبود، بیننده انتظار دارد او کشته شده باشد؛ اما او زنده میماند. بعد از ساعتها خونریزی در گرمای بیابان، جن فندکی روی زمین میبیند که در فاصلهای قابلرسیدن است — و تصمیم میگیرد درختی را که به آن متصل است بسوزاند تا آزاد شود؛ یعنی خودش درختی را که از آن آویزان است و زیرش آتش روشن است، آتش میزند و معجزهآسا سالم پایین میآید.
سپس به غار و کار ترمیم زخمهای عمیق میرسیم. انتظار صحنهای شبیه رمبو برای انسداد و بخیه زدن زخم را دارید، اما چیزی که میبینید فراتر از منطق است: او مقداری پیوت را که قبلاً در گردنبندش گذاشته بوده، بهخاطر میآورد و تصمیم میگیرد با قوطیِ نوشیدنیِ داغ (قوطیِ یک آبجوی مکزیکی با نشان عقاب) زخم را بسوزاند و بخاراند. این کار نهتنها ظاهراً زخم پشتش را میبندد، بلکه نقش یک عقاب بههمراه نوشتهاش را هم درست و بهطور معجزهآسا به پوستش منتقل میکند؛ در حالیکه باید برگردان تصویر مینشست. این یکی از بسیاری از حفرههای داستانی بزرگ فیلم است که هیچ توضیح منطقیای برایشان وجود ندارد (مثلاً سوراخ بزرگی که باید روی پشت جن باقی مانده باشد).
در ادامه جن به نوعی کاراکتر «مِری سو» با تقابلِ رمبو تبدیل میشود: او به نظر میرسد هیچ نیازی به خون، غذا، آب یا حتی اندامهای داخلی ندارد و نوعی احساس شکستناپذیری پیدا میکند. فیلم وارد قلمروی کمدی سیاه میشود. وقتی جن شروع به شکار خاطیها میکند معلوم میشود تنها او نیست که میتواند صدمات نزدیک به مرگ را تحمل کند؛ در این مرحله فیلم بیشتر شبیه یک ویدیوی موزیکال اغراقشده است تا یک تریلر واقعگرایانه.
خلاصه اینکه: اگر بتوانید از پوچیها و حفرههای عجیب قصه بگذرید، Revenge تا حدی سرگرمکننده است، اما همین نقاط ضعف است که برای من تجربه را خراب کرد. فیلمسازان مخاطب را دستکم گرفتهاند و انبوه اشتباهات واضح را نمیشود نادیده گرفت. این موضوع برای من تجربه را خراب کرد.
حکم نهایی: 2/10
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران