فیلم درباره مردیست که با افزایش تعدا اعضا خانواده قصد دارد خانه ای بزرگتر رو اماده کند اما باید این موضوع رو بفهمه که خانه برنامه های خودش رو داره و ...
فیلم درباره مردیست که با افزایش تعدا اعضا خانواده قصد دارد خانه ای بزرگتر رو اماده کند اما باید این موضوع رو بفهمه که خانه برنامه های خودش رو داره و ...
در میان انبوه چرندیاتی که از این فیلمهای وحشت ماورایی میآید—که به نظر میرسد برای خلق چند «ترس» سراغ وضع قواعدی میروند که بعداً تغییر میدهند—چند لحظهٔ جالب وجود دارد. سیام پانک بازیگر خیلی کاریزماتیکی نیست، هرچند گاهی یادِ بروس کمپبل میاندازد (در واقع میتوانست پسرش باشد). از طرفی، بازی تریسته کلی دان را دوست داشتم و جلوههای خونآلود بهویژه در پردهٔ سوم بسیار خوبند...
در میان انبوه چرندیاتی که از این فیلمهای وحشت ماورایی میآید—که به نظر میرسد برای خلق چند «ترس» سراغ وضع قواعدی میروند که بعداً تغییر میدهند—چند لحظهٔ جالب وجود دارد. سیام پانک بازیگر خیلی کاریزماتیکی نیست، هرچند گاهی یادِ بروس کمپبل میاندازد (در واقع میتوانست پسرش باشد). از طرفی، بازی تریسته کلی دان را دوست داشتم و جلوههای خونآلود بهویژه در پردهٔ سوم بسیار خوبند که تقریباً ارزش تماشایش را دارند. تقریباً. امتیاز: 2.5/5
فیلم در اصل یک وحشتِ بدنی است، اما خانه حکم یک «بدن اضافی» را دارد. کیفیت کلی قابلقبول بود. میدانم این روزها مد شده که در فیلمهای وحشت هیچ شخصیت دوستداشتنیای نباشد—مسیرِ Girl on the Third Floor هم همین است—اما شخصاً از این رویکرد خوشم نمیآید. امتیاز نهایی: ★★½ — خیلی چیزها برایم جذاب داشت، ولی بهعنوان یک کلیت کار نمیکند.
تماشای بیحاصل؛ احتمالاً دوباره تماشا نخواهم کرد و آن را توصیه نمیکنم. چیز زیادی برای اهمیت دادن وجود ندارد. اتفاقات وحشتناکی میافتد اما داستان درست بنا نشده است. شخصیت اصلی آدمِ بداخلاقی است، پس برایش دلسوزی نمیکنیم، و در پردهٔ سوم ناگهان همهچیز را یکجا توضیح میدهند—یک افشای دراماتیک که همهچیز را یکباره رو میکند—اما سارا بروکس تنها چیزی است که در دو سوم اول فیلم جالب است، و تا حدی به این خاطر که نقش «چیزکی جذاب» را بازی میکند، نه دلایل فراطبیعی که ممکن بود باعث تماشای فیلم شوید. با اینکه سر و صدا و گمراهسازی ابزار خوبی است، اما ۴۵ دقیقه گمراهسازی برای یک افشای پنجدقیقهای که عملاً نیازی به ۴۰ دقیقهٔ آن نداشت، یک شعبدهبازی بد است. در این فیلم داستان جالب و عجیبی وجود دارد، اما اجرای فیلمنامه و ساختِ فیلم افتضاح است.
Girl on the Third Floor قصهٔ خانهای است که میخواهد وقتی بزرگ شد شبیه Overlook Hotel شود، اما این فیلم نسبت به درخشش (The Shining) مثل کارنامهٔ UFCِ سیام پانک نسبت به دوران او در WWE است. دان کوچ (با بازی پانک)، وکیلی سابق با مشکلات جدی و پر از تتو، دنبال شروعی تازه است. او خانهای فرسوده در حومهٔ شیکاگو میخرد؛ خانهای که برای او و همسر حاملهاش، لیز (تریسته کلی دان)، قرار است خانهٔ جدیدی باشد—اما قبل از آمدن لیز، دان تنها وارد خانه میشود تا آن را بازسازی کند و از همسایگان جدیدش میفهمد خانه گذشتهای کثیف دارد.
بهزودی دان شروع به تجربهٔ رخدادهای فراطبیعی در خانه میکند. یکی از همسایهها که به نظر یا بارتندر یا آدمی است که زیاد توی بار است، از دان میپرسد «تو Straight Edge هستی؟ … این خانه انگار برای مردهای straight بدشانسی میآورد»؛ معلوم میشود این بدشانسی برای مردهای خیابانیتر هم بدتر است. دان دقیقاً شبیه خود پانک است و همهٔ تتوهایش را دارد، از جمله یک تتوی بزرگ روی شکم که کلمهٔ Straight Edge را نشان میدهد. طبق ویکیپدیا، Straight edge زیرفرهنگی از هاردکور پانک است که پیروانش از الکل، دخانیات و مواد تفریحی پرهیز میکنند و برای بعضیها این به پرهیز از روابط جنسی بیقید و شرط، گیاهخواری یا خودداری از کافئین و داروهای تجویزی هم کشیده میشود.
نه کارگردان تراویس استیونز، نه نویسندگان پل جانستون و بن پارکر، و نه پانک خودِ فیلم به این سؤال ساده فکر کردهاند: چرا شخصیتی که الکل مینوشد، ماریجوانا مصرف میکند و خیانت میکند—همه کارهایی که دان انجام میدهد—باید تتوی Straight Edge داشته باشد؟ این نشاندهندهٔ سطحی و بیمنطقی بودن این فیلم است.
در مورد خیانتِ دان، معلوم میشود او تنهاتر و هوسران است و دست به خودارضایی میزند (خوشبختانه سگش مانع میشود؛ آخرین چیزی که میخواستم ببینم این بود که پانک خودش را اذیت کند). سپس همسایهٔ دیگری به نام سارا (با بازی سارا بروکس) شروع به فلیرت کردن با او میکند و دان با او به هم میخورد. بعد از رابطهٔ جنسی، دان با لحنی تبلیغاتی—بهاصطلاح کشتی—به سارا میگوید «الان شو ندارم. شبِ خوبی بود، اما هرگز نمیخوام دوباره تو خونهام ببینمت.» سارا در جواب سگ دان را داخل خشککن میبندد و آن را روشن میکند (حداقل او را نپخت و به دان نداد؛ مثل آن صحنهٔ تلخ در کشتی).
دان سعی میکند آشتی کند، اما به محض اینکه سارا پشتش را برمیگرداند، او را با چکش میزند و ظاهراً میکشد؛ جسد را در زیرزمین پنهان میکند. این یک نشانهٔ آشکار از مشکل فیلم است: فیلم هیچ روانشناسیای ندارد—در اصطلاح کشتی حرفهای، «روانشناسی» یعنی طوری نمایش دادن مسابقه که مخاطب درگیر احساسات شود؛ این نیازمند مهارت بازیگری و درک خوبی از تمپؤ دراماتیک است. مثلاً در مسابقهٔ تسلیم، از ابتدا قفل و فن نمیگذاری؛ اول روی بخش خاصی کار میکنی تا نرم شود. اما در این فیلم پانک ظرف پنج ثانیه از صفر به یک قاتلِ روانی تبدیل میشود.
وقتی لیز بالاخره از راه میرسد، خانه کاملاً حال و هوای Shining به خود گرفته است. لیز روزنامهٔ قدیمیای پیدا میکند که از گذشتهٔ کثیف خانه—بروجا و ناپدید شدن دختری—حکایت میکند. سارا با معرفی خود بهعنوان دستیار دان، لیز را به داخل میبرد. لیز به اتاق زیرشیروانی میرود و رؤیایی از گذشتهٔ خانه میبیند: مشتریان ثروتمندی که جمع میشوند تا نمایش سادومازوهیستی با مردِ ماسکزده و سارا را تماشا کنند.
در پایان، همسایهٔ دیگری به نام اِلی (کارن وودیش) تلاش میکند با بیان حرفهایی دربارهٔ «قواعد» چیزی را معنی دهد، اما این حرفها پوچاند؛ قوانین باید از ابتدا معرفی شوند، نه در انتها؛ وگرنه فقط هرجومرج داریم. اِلی به لیز میگوید «تو خوب عمل کردی». هر کاری کرده—و واقعاً مشخص نیست چه کاری بوده چون فیلم زحمت توضیح را نکشیده—در هر حال غلط بوده، چون فیلم با شاتِ الزامیای پایان مییابد که نشان میدهد شر ادامه خواهد داشت.
در مجموع، Girl on the Third Floor بهقدر بد است که کارنامهٔ پانک در UFC بد بود—اگر فقط کوتاهتر بود—و ارجاعات نهچندان ظریف به فیلمهای برتر دیگری (Nightmare on Elm Street، Hellraiser، Fatal Attraction و بهطرز عجیبی، Ghost) هم کمکی نمیکنند. در این مسابقه، بازندهٔ واقعی تماشاگر است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران