«لوسی» (بولاک) که در بلیت فروشی قطار شهری کار می کند، در آرزوی ازدواج با «پیتر» (گالاگر)،یکی از مسافران است. روزی «پیتر» به داخل ریل های قطار می افتد و «لوسی» او را نجات می دهد. اما «پیتر» بر اثر شدت ضربه به حال اغما می رود. خیلی زود همه او را نامزد «پیتر» می پندارند و «لوسی» نیز ابتدا سعی می کند واقعیت را بگوید اما بعدتر از بازی در نقش نامزد «پیتر» لذت هم می برد...
«لوسی» (بولاک) که در بلیت فروشی قطار شهری کار می کند، در آرزوی ازدواج با «پیتر» (گالاگر)،یکی از مسافران است. روزی «پیتر» به داخل ریل های قطار می افتد و «لوسی» او را نجات می دهد. اما «پیتر» بر اثر شدت ضربه به حال اغما می رود. خیلی زود همه او را نامزد «پیتر» می پندارند و «لوسی» نیز ابتدا سعی می کند واقعیت را بگوید اما بعدتر از بازی در نقش نامزد «پیتر» لذت هم می برد...
فیلم واقعاً دیدنی است؛ دوباره میبینمش و آن را پیشنهاد میکنم.
این فیلم حال و هوای یک کلاسیک را دارد، مثل فیلمی که یک تیپ داستانی را آغاز کرده… اما واقعاً نمیتوانم فیلم دیگری پیدا کنم که دقیقاً کاری را که این فیلم انجام میدهد، انجام داده باشد. بله، فیلمهای زیادی درباره کُما، فراموشی یا دروغ وجود دارد، اما هیچکدام این موضوعات را به همین شیوه...
فیلم واقعاً دیدنی است؛ دوباره میبینمش و آن را پیشنهاد میکنم.
این فیلم حال و هوای یک کلاسیک را دارد، مثل فیلمی که یک تیپ داستانی را آغاز کرده… اما واقعاً نمیتوانم فیلم دیگری پیدا کنم که دقیقاً کاری را که این فیلم انجام میدهد، انجام داده باشد. بله، فیلمهای زیادی درباره کُما، فراموشی یا دروغ وجود دارد، اما هیچکدام این موضوعات را به همین شیوه مطرح نمیکنند. واقعاً فکر میکنم چون این فیلم این کار را خیلی خوب انجام داده، کسی جرأت نمیکند آن را تقلید کند و بدتر از اصل ارائه کند.
این فیلم نمونهی خوبی از کمدی موقعیتی است بدون اینکه تبدیل به شوخیهای تحقیرآمیز شود: در هیچ لحظهای او «در حال رنج کشیدن» نیست، مورد حمله یا ظلم واقع نمیشود، بلکه در وضعیتی دشوار قرار میگیرد که به شکلی مضحک خوشایند نیست — عمدتاً چون خانوادهاش، به بهترین شکل ممکن، دیوانه و در عین حال دوستداشتنیاند.
هر بازیگر این فیلم واقعاً نقش خود را خوب ایفا میکند. اسامی مطرح زیادی در فیلم هستند، اما در حالی که ساندرا بولاک شخصیت آرام و کمحرف لوسی را ارتقا میدهد، بازیگران و شخصیتهای خوب دیگری هم در سراسر فیلم وجود دارند که باعث تعادل بسیار خوبی میشود، با وجود همهی زاویههای داستانی مختلف.
ویژگی دیگر این است که فیلم نوعی معمای معکوس است. بهجای اینکه اطلاعاتی که دیگر شخصیتها میدانند از تماشاگر مخفی بماند تا بعداً فاش شود، تقریباً تماشاگر تنها کسی است که حقیقت را میداند و به تدریج بخشهایی از واقعیت به دیگر شخصیتها آشکار میشود.
اگر هنوز این را ندیدهاید، در فهرست خود قرارش دهید؛ قول میدهم هنوز هم قابلقبول است: حتی اگر هنوز گوشی هوشمند وجود نداشته باشد، آنقدر به چشم نمیآید.
خیلی کلیشهای و بیش از حد احساسی… با این حال، من تا حدی از «وقتی خواب بودی» خوشم آمد.
ساندرا بولاک شاید دلیل اصلی این حس باشد، چون اجرای تقریباً بینقصی برای چنین نقشی ارائه میدهد. بقیه بازیگران هم خوباند، از بیل پولمن تا پیتر گلِگر و جِیسِن برنارد. ریتم داستان بهخوبی تنظیم شده است؛ تنها چیزی که برای من نمره را پایین میآورد، احساس قویِ شعارزدگی و احساساتی بودن بیش از حد است. با این حال: 7/10.
این ششمین فیلمِ جان ترتلتاب است که میبینم؛ هرکدام را فیلمهای خوب و کارگردانی قابلاطمینانی میدانم.
«وقتی خواب بودی» فراتر از یک داستان عاشقانه است. این فیلم درباره یافتن خانواده است و در این مورد، خانوادهای بامزه اما دیوانه و سرگرمکننده.
«وقتی خواب بودی» یک کمدی رمانتیک دلگرمکننده است که در آن قهرمانه به همان اندازه که به پسر دوستداشتنی خانواده علاقهمند میشود، عاشق خانوادهای عجیب اما صادق نیز میشود. فیلمنامه کامل نیست و چند لحظه کلیشهای و قالبیِ رمانتیک-کمدی دارد، اما جمع بازیگرانِ بامزه و نه کاملاً اغراقآمیز شما را درگیر نگه میدارد و میخواهید بیشتر ببینید. ساندرا بولاک و بیل پولمن زوج بامزهای هستند که دیدنشان و خندیدن با آنها لذتبخش است، و کل ایده فیلم لحظات زیادی از موقعیتهای خجالتآور و بامزه فراهم میکند. «وقتی خواب بودی» یک رمانتیک-کمدی خندهدار، دلگرمکننده و پاکیزه از دهه ۹۰ است که والدینم بارها آن را دیدهاند—شاید بیش از حد—اما باید اعتراف کنم… فیلم خوبی است.
یک کمدی رمانتیک خوب و واقعاً بامزه.
من خودم طرفدار رمانتیککمدیها نیستم، پس با بیمیلی دربارهشان صحبت میکنم. اما چیزی که درباره این فیلم میخواهم بگویم این است که از آنچه در نگاه اول انتظار داریم، بسیار بهتر است.
در واقع، این فیلم توانسته یک بازیگر اصلی عالی را با داستانی خوب و پر از لحظات کمدی همراه کند. همه چیز با شیفتگی پلاتونیکی شروع میشود که زنی جوان نسبت به مردی دارد که هر روز برای کار میرود. روزی او جان آن مرد را نجات میدهد و مجموعهای از سوءتفاهمها باعث میشود خانوادهٔ مرد فکر کنند او نامزد او بوده است. کمدی خانوادگی و دوستداشتنی فیلم با پسزمینه کریسمس بسیار جذاب است و دیدنش در کنار خانواده لذتبخش است.
ساندرا بولاک چیزی است که فیلم را سر پا نگه میدارد. نمیتوانم بازیگری با استعدادیتر برای بازی در نقش معصوم و مهربان و همزمان بامزه ببینم. او فضای لازم را دارد تا بدرخشد و از فرصتها استفاده میکند تا با خلاقیت و مهارتش ما را شگفتزده کند. بیل پولمن هم کار بسیار خوبی انجام میدهد و بازیگران دیگری مثل پیتر بویل و جک واردن هم به فیلم قوت میبخشند.
از نظر فنی فیلم سادهتر است. فیلمبرداری، دکور، لباسها و افکتها معمولیاند و سرمایهگذاری خاصی در این جنبهها نشده؛ تنها تلاش شده فیلم در استانداردهای معمول صنعت بماند. اما این مسئله مشکل بزرگی نیست وقتی که داستان و لحظات کمدی فیلم ما را مجذوب خود میکنند.
ساندرا بولاک تقریباً همه بار این داستان جذاب و کمی دور از واقعیت را به دوش میکشد. او در گیشه بلیط ایستگاه قطار محلیاش کار میکند و هر صبح آن مرد با کت کشمیری—«پیتر» (پیتر گلِگر)—را میبیند. کمی دلباختهاش است، اما وقتی او توسط چند جیببر روی سکو مورد حمله قرار میگیرد و روی ریل میافتد، بیشتر نگران این است که زیر قطار ساعت ۷:۴۵ له شود! او موفق میشود او را بهسلامت از ریل دور کند و بعد میبینیم که در بیمارستان است، دچار فراموشی شده و شرایطی پیش آمده که همه فکر میکنند او نامزد او بوده است. تنها برادر او «جک» (بیل پولمن) کمی نسبت به زنی که خانوادهاش قبلاً نامی از او نشنیدهاند مشکوک است و با هم جروبحث میکنند و همزمان رابطهای شکل میگیرد… باقی داستان تا حدی قابل پیشبینی است اما شیمی جالبی بین بولاک پرتعبیر و پولمن وجود دارد و بازیگرانِ مکمل مثل جک واردن و گلینیس جونز صحنهها را میربایند و به دینامیک خانواده شخصیت میبخشند. شاید خیلی با خندههای بلند همراه نباشد، اما حس خوبی به تماشاگر میدهد که با آرامش او را گرم میکند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران