«الکس» (مگره گور)، «دیوید» (اکلستن) و «جولیت» (فاکس)، در یک آپارتمان مشترک در ادینبرگ زندگی می کنند. آنان برای کمک خرج، مستأجر چهارمی را برای اتاق اضافی آپارتمان می پذیرند. اما خیلی زود این مستأجر را که در اثر تزریق مواد مخدر مرده، در اتاقش پیدا می کنند؛ در حالی که چمدانی پر از پول نیز در اتاق است...
«الکس» (مگره گور)، «دیوید» (اکلستن) و «جولیت» (فاکس)، در یک آپارتمان مشترک در ادینبرگ زندگی می کنند. آنان برای کمک خرج، مستأجر چهارمی را برای اتاق اضافی آپارتمان می پذیرند. اما خیلی زود این مستأجر را که در اثر تزریق مواد مخدر مرده، در اتاقش پیدا می کنند؛ در حالی که چمدانی پر از پول نیز در اتاق است...
برندهٔ یک جایزهٔ بفتا؛ در مجموع ۱۴ جایزه و یک نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان2081
فیلمی جالب با نکات مثبت، اما میتوانست بسیار بهتر باشد.
دنی بویل فیلمسازِ خوشقریحهای است که آثارش برای همه مخاطبان مناسب نیستند. شاید «میلیونر زاغهنشین» فیلمی تجاریتر و پرطرفدارتر از او باشد، اما کافی است به «ترِیناسپاتینگ» فکر کنیم تا بفهمیم میتواند تا چه حد خام و شدید عمل کند. او به این نوع سینما علاقه دارد و برای گروه خاصی از تماشاگران کاملاً جذاب است.
داستان...
فیلمی جالب با نکات مثبت، اما میتوانست بسیار بهتر باشد.
دنی بویل فیلمسازِ خوشقریحهای است که آثارش برای همه مخاطبان مناسب نیستند. شاید «میلیونر زاغهنشین» فیلمی تجاریتر و پرطرفدارتر از او باشد، اما کافی است به «ترِیناسپاتینگ» فکر کنیم تا بفهمیم میتواند تا چه حد خام و شدید عمل کند. او به این نوع سینما علاقه دارد و برای گروه خاصی از تماشاگران کاملاً جذاب است.
داستان ما را به آپارتمانی در میان جوانان شهری میبرد که سه دوست جوان با هم زندگی میکنند و برای کاهش هزینه اجاره به دنبال یک همخانه چهارمی هستند. بعد از آوردن مردی جدید، چند روزی از او خبر نمیشود تا اینکه او را مرده روی تخت مییابند و کنار تخت یک چمدان پر از پول است. آنها با دوگانهای مواجه میشوند: آیا باید پلیس را خبر کنند یا جسد را پنهان کرده و پول را بردارند؟ نیازِ مادیشان وسوسهبرانگیز است و تصمیم میگیرند راه دوم را انتخاب کنند.
فیلم به موضوعاتی مثل طمع و حقیرگی، دوستی و نحوهای که یک اتفاق میتواند روابط را دگرگون کند میپردازد؛ فاصله گرفتن دوستان، پارانویا و ترسهای پنهانی که آرام آرام فضا را مسموم میکنند. در این بخش گاه حسهایی شبیه به آلفرد هیچکاک به چشم میخورد. این خط داستانی به خودی خود کافی بود تا فیلم جذاب بماند، اما بویل یک زیرپیرنگ جنایی اضافه کرده که گروهی خلافکار از وجود پول خبر دارند و هر جا میروند ردِ جسدی به جا میگذارند. این خطِ فرعی لازم نبود و بهتر میبود اگر فیلم روی خط اصلی متمرکز میماند.
بزرگترین مشکل فیلم این است که شخصیتها جذاب یا همدلیبرانگیز نیستند؛ برعکس، حقیر، بدبین و غیرهمدلاند و دوستیشان مصنوعی و ناشی از شرایط به نظر میرسد. دقیقاً همین ویژگیها میتوانست تا حد نهایی کاویده شود و فیلمی تند و اثرگذار بسازد. بویل در این جهت تلاش میکند و تنش به تدریج بالا میرود، اما ورود آشکارِ زیرپیرنگ جنایی تا حدی ضربه میزند.
در میان بازیگران، کریس اکلستون و ایوان مکگرگور با اجراهایی الهامبخش و کمی دیوانهوار میدرخشند. نقشهای آنها نیازمند چنین وسعت اجرایی بوده و هر دو در اغلب موارد از عهدهاش برآمدهاند، هرچند گهگاه زیادهروی میکنند. کری فاکس اغلب اغراق میکند و درخشش چندانی ندارد. کیث آلن نقش کوچکی دارد و کن استات هم در موقعیتی فرعی قرار گرفته که برای خط داستان چندان اهمیت ندارد. کالین مککریدی هم در نقشِ مردی که قرار بود شریکشان شود حضور خوشایندی دارد.
از منظر فنی، نکات مثبتی دیده میشود: طراحی لوکیشن هوشمندانه است و تیم تولید با بودجه محدود، راههای خلاقانهای برای پرداختن به فقرِ مالی انتخاب کردهاند. فیلمبرداری خوب است اما جادویی نیست؛ گاه دوربین نماهای خلاقانه و قاببندیهای غیرمعمولی ارائه میدهد که تاثیرگذارند. ریتم سریع تا حدی ضعفها را میپوشاند و فیلم را سرگرمکننده و قابلهضم نگه میدارد. پایانبندی تلاش شده اما پیچشِ نهایی چندان غافلگیرکننده نیست و تا حدی پیشبینیپذیر است.
در مجموع، با وجود گراف اجراهای خوب و برخی لحظات خلاقانه، ضعف در شخصیتپردازی و اضافهشدن زیرپیرنگهای غیرلازم باعث شده فیلم به جای تبدیلشدن به اثری قوی، صرفاً سرگرمکننده و میانرده بماند؛ حدود نود دقیقه تماشای خوشقلبانه اما نه کاملاً ماندگار.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران