تعطیلاتِ ایتالیایی؛ موسیقیها، رقصها و پاشیدن آب
بدون اینکه بخواهم به علاقهمندانش بیاحترامی کنم، برای من این یکی از ضعیفترین فیلمهای سال است. اگرچه بازیگرانش هالیوودیاند و فیلم تماماً به زبان انگلیسی در ایتالیا فیلمبرداری شده، اما داستان ضعیف است و شاید مشکل اصلی ریتم کند فیلم باشد. این یک درام دو ساعته دربارهٔ عشقِ مثلثی (گاه چهارتایی) است که در تعطیلات ایتالیا رخ میدهد. ارائهٔ...
تعطیلاتِ ایتالیایی؛ موسیقیها، رقصها و پاشیدن آب
بدون اینکه بخواهم به علاقهمندانش بیاحترامی کنم، برای من این یکی از ضعیفترین فیلمهای سال است. اگرچه بازیگرانش هالیوودیاند و فیلم تماماً به زبان انگلیسی در ایتالیا فیلمبرداری شده، اما داستان ضعیف است و شاید مشکل اصلی ریتم کند فیلم باشد. این یک درام دو ساعته دربارهٔ عشقِ مثلثی (گاه چهارتایی) است که در تعطیلات ایتالیا رخ میدهد. ارائهٔ موسیقایی نقطهٔ قوتِ کار است و اکثر صحنهها در مکانهایی نزدیک آب—مثل استخر یا دریا—میگذرد، بهطوری که پاشیدن آب بارها رخ میدهد، همانطور که عنوان فیلم اشاره دارد.
تیلدا سوئینتون کمحرف است اما حضورش مؤثر است. ماتیاس شونارتس یکی از نقشهای اصلی را دارد، اما حضور مکرر و گاه غیرفعالش تأثیری نمیگذارد. داکوتا جانسون هم هست؛ نمیدانم چرا در فیلم به کار رفته، اما با جذابیتش روی روایت اثر میگذارد. در این میان رالف فاینز با بازی درخشانش روایت را به دوش میکشد؛ چنان اجرای بلقوه و متعهدانهای دارد که انگار پیشتر چنین ندیدهایم. بهنظرم ارزش دیدن فیلم بهخاطر او هست، اما این بهتنهایی کافی نیست که کل فیلم را تحسین کنم.
اگر دنبال یک درامِ معمولی و سرراست میگردید، این فیلم مناسب شما نیست. اثری تجربی است اما چیز تازهکنندهای ارائه نمیدهد و بخشهای زیادی از آن خستهکنندهاند. عملاً داستان مشخصی وجود ندارد؛ فقط مجموعهای از رویدادهای تعطیلاتی که هر کدام از شخصیتهای اصلی تلاش میکنند دیگری را تحتتأثیر قرار دهند. پس قطعاً فیلمِ همه نیست، اما اگر شما آن را پسندید، برایتان خوب است. موسیقی خوب و لوکیشنها زیبا هستند، اما ضعفهای فیلم بیش از نکات مثبتش خودنمایی میکنند و سرنوشت نهاییِ اثر را رقم زدهاند.
۴/۱۰
---
تصور کنید در تعطیلات با دوستپسر خوشتیپتان هستید و وسطِ راه متوجه میشوید که یک نامزد نیمهبههمریختهٔ سابق با دختر نوجوانش به آنجا آمده! شخصاً من فوراً به خانه بازمیگشتم، اما ستارهٔ راک «ماریان» (تیلدا سوئینتون) تصمیم میگیرد همراه شریک فیلمسازیاش «پُل» (ماتیاس شونارتس) بماند، درست وقتی که «هری» (رالف فاینز) با «پنی» (داکوتا جانسون) میرسد. در ابتدا بهنظر میرسد تنشها قابل کنترلاند، اما خیلی زود اوضاع به رشتهای نسبتاً سرگرمکننده از تنشهای میانخانوادگی تبدیل میشود که ما را در ترکیبی از نوستالژی، خشم نهفته و تا حدی شهوت غرق میکند؛ مخصوصاً وقتی نوشیدنیها جاری میشوند و «حقایق» — چه واقعی باشند چه نه — کمکم برملا میشوند.
در این فیلم فاینز بهترین اجرا را دارد؛ شخصیت معیوب و تا اندازهای توهمزدهٔ هری را چنان بازی میکند که ناخودآگاه زیر پوستتان میرود. شونارتس چند بار عریان میشود که حضور بصریاش را توجیه میکند و در عین حال نقش خروجِ تنشِ قدرتمندی برای پنیِ جوان دارد که بهنظر میرسد دقیقاً میداند دنبال چه چیزی است. فیلم اندکی کشدار است و مانند بسیاری از آثار لوکا گوادانینو بیش از حد بر تصاویر زیبا و معرفیِ سیسیل مکث میکند و ریتم گاهی تنبل مینماید، اما وقتی زهری که در دیالوگهای تند جاری است مؤثر عمل میکند، فیلم به هر چهار شخصیت نهچندان دوستداشتنی اجازه میدهد تعطیلاتی جهنمی را نشان دهند که بهنظر میرسد در تراژدی پایان یابد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران